close
تبلیغات در اینترنت
امام غایب و معاد
نویسنده: هانری کوربن با همکاری سید حسین نصر و عثمان یحییمترجم: سید اسد الله مبشری  همانا اندیشه ی وجود امام غایب پیاپی در مورد چندین امام در افکار منعکس گردید و عده ای آنان را امام غایب دانستند و انتظار ظهورشان را کشیدند اما این فکر فقط در مورد شخص امام دوازدهم قطعیت یافت و موضوع…
استعلام ستون دین در ساماندهی

استعلام ستون دین


آخرین ارسال های انجمن

امام غایب و معاد

نویسنده: هانری کوربن با همکاری سید حسین نصر و عثمان یحیی
مترجم: سید اسد الله مبشری


 

همانا اندیشه ی وجود امام غایب پیاپی در مورد چندین امام در افکار منعکس گردید و عده ای آنان را امام غایب دانستند و انتظار ظهورشان را کشیدند اما این فکر فقط در مورد شخص امام دوازدهم قطعیت یافت و موضوع ملاء اعلای امامت با او پایان گرفت. نوشته ها و کتب مربوط به این موضوع در فارسی و عربی فراوان است. ( کسانی که منابع مربوط را گردآورده اند عبارتند از: صفار قمی ( متوفی به سال 290 /ه902/م)، راوی امام یازدهم [علیه السلام] که مستقیماً اخبار را از زبان آن امام نقل کرده است. کلینی و شاگردش نعمائی ( قرن چهارم/دهم)، ابن بابویه ( متوفی به سال 381ه/ 991م) که اطلاعات خود را از حسن بن مکتب [ یا حسن بن مکتب شاهد همعصر امام اخذ نمود؛ شیخ مفید ( متوفی در سال 413 هجری/ 1022میلادی)؛ محمد بن حسن طوسی ( متوفی در 460 هجری/ 1068 میلادی)، روایات و اخبار مهم و اساسی در جلد سیزدهم دائرة المعارف مجلسی [بحارالانوار] جمع آوری گردیده است. در این روزگار نیز در ایران، کتابهای بسیار در این موضوع منتشر شده است؛ مانند الزام الناصب از شیخ علی یزدی، الکتاب العبقری از علامه ی نهاوندی و غیره که فقط چند صفحه از آن آثار به زبان فرانسوی ترجمه شده است).
فکر اساسی که از طرف بزرگان عرفان شیعه مورد تأمل و تعمق واقع شده، همان است که قبلا گفتیم: همچنانکه دوره ی نبوت با خاتم انبیاء به پایان رسید، همچنان نیز خاتمیت مضاعف ولایت که سلاله ی آن از دورانی به دورانی، موازی با دوران نبوت پیش می رود، در امامت محمدی می باشد: خاتمیت ولایت عامه در شخص امام اول [ع] و خاتمیت ولایت محمدی، یعنی سرالاسرار اسلاف، در شخص امام دوازدهم می باشد. چنانکه عزیز نسفی ( قرن هفتم/ سیزدهم)، یکی از پیشروان ایرانی تصوف شیعی، شاگرد سعدالدین حمویه، می گوید:
هزاران پیمبر که پیش از این آمدند در اقامه ی شکل ظهور که عبارت است از نبوت، شرکت جستند و محمد [ص] آن را ختم کرد اما اکنون نوبت آن است که ولایت، ( یعنی تعلیم اسرار روحانی) ظهور کند و حقایق مکتوم را ظاهر سازد. باری، آن مرد خدا که ولایت در وجود او جلوه کرده، امام زمان و صاحب الزمان است.
معنی صاحب الزمان، ( یعنی کسی که بر این زمان حکومت و چیرگی دارد)، تعریف ممیز امام غایب است، « ناپیدا از حواس پنجگانه اما حاضر در دل مؤمنان.» کسی که قدس و پارسایی شیعه ی خلص را، همچنانکه افکار فیلسوفان را، تحت نفوذ و تأثیر دارد، و او فرزند امام یازدهم حسن عسگری [ع] و شاهزاده خانم رومیة الصغری (2) نرگس خاتون است. این امام، با عنوان قائم القیامه، امام رستاخیز، و بعنوان امام منتظر، و مهدی، ( که همانطوری که گفته شد فکر شیعه در مورد مهدی با اصحاب سنت و جماعت بکلی متفاوت است) نیز نامیده می شود. شرح احوال امام دوازدهم که در مورد تولد و غیبت او با سخنان رمزآمیز گفته شده فراوان است. باید بیدرنگ تذکر دهیم که در این مورد، نقد تاریخی بجایی نخواهد رسید. این مطلب مربوط به امری است که ما آن را بعنوان تاریخ مقدس مشخص کردیم. در این موضوع باید بعنوان نادره شناسی و پدیده شناسی مبادرت به کار و جستار کرد یعنی باید مراد و مطلوب ضمیر شیعه را کشف نمود و به مطالعه ی آن پرداخت تا در نور رهنمایی آن، امری را که از سرچشمه و مبانی بر ضمیر و وجدان شیعه مکشوف شده است بازشناخت.
2. چون در این رساله ناچاریم به مطالب اساسی و اصولی محدود باشیم، به اختصار یادآوری می کنیم که امام یازدهم، حسن عسگری [ع]، بوسیله ی ضابطین عباسی در اردوی سامره ( که در حدود صد کیلومتری شمال بغداد واقع است) تقریباً زندانی بود و در سال 260 هجری (873 میلادی) در سن 28 سالگی در همانجا رحلت کرد. در همان روز، فرزند جوانش که پنج ساله یا اندکی بزرگتر بود ناپدید گردید و «غیبت صغری» (3) آغاز شد. این اقتران فوت پدر، و غیبت فرزند، برای عالم عرفانی پر از مفهوم و معنی است. فرزند گرامی او از هنگامی که پدر این جهان را بدرود گفت غایب شد و بوسیله ی این فرزند بود که بایستی ضمیر و نفس پیروانش، ظهور ( یعنی رجعت یا بازگشت به زمان حال) را بوجود آورد.
غیبت امام دوازدهم دوبار صورت گرفت: غیبت صغری هفتاد سال بطول انجامید و در آن مدت امام غایب، متناوباً چهار نایب یا نماینده داشت که شیعیان وی بوسیله ی آن نواب می توانستند با او مربوط باشند. [3] امام در آخرین نامه ی خود به علی سیمری نایب خویش فرمان داد تا دیگر برای خود جانشینی تعیین نکند زیرا از زمان غیبت کبری فرارسیده است. آخرین سخن فرجامین نایب امام ( 330-942/م) چنین بود:







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
درباره : هانری کوربن ,
بازدید : 117
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


قالب وبلاگ