close
تبلیغات در اینترنت
صحیفه سجّادیه
صحیفه سجّادیه
استعلام ستون دین در ساماندهی

استعلام ستون دین


آخرین ارسال های انجمن

دانلود صوتی صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای اول صحیفه سجادیه 2.391 0:16:17
2 درود بر رسول خدا (ص) 1.058 0:7:11
3 درود بر حاملان عرش الهی و هر فرشته مقرب 1.746 0:11:53
4 درود بر پیروان پیامبران و تصدیق کنندگانشان 1.420 0:9:39
5 برای خود و برای یارانش 1.363 0:9:16
6 برای خود و برای یارانش 2.393 0:9:16
7 آنگاه که دشواری به او رو آورد 975 0:6:37
8 پناه جستن از ناخوشایندها 833 0:5:39
9 دراشتیاق به عمل آمرزش از خدای بزرگ باشکوه 780 0:5:17
10 در پناه بردن به خداوند بلند مرتبه 755 0:5:07
11 در عاقبت به خیری 741 0:5:01
12 در اعتراف و طلب بازگشت به سوی خداوند بلند مرتبه 2.162 0:14:43
13 در طلب حاجت ها از خداوند بلند مرتبه 1.781 0:12:07
14 آنگاه که به او تعدی می شد یا از ستمگران انچه دوست نمی داشت می دید 1.456 0:9:54
15 آنگاه که بیمار می شد یا دچار اندوه یا گرفتاری می گردید 956 0:6:29
16 آنگاه که از گناهانش درخواست گذشت می کرد 2.943 0:20:03
17 آنگاه که از شیطان یاد می شد و از او و از دشمنی و مکرش به خدا پناه می برد 1.721 0:11:43
18 آنگاه که آنچه از آن می هراسید 449 0:3:01
19 هنگام درخواست باران،بعد از خشک سالی 925 0:6:17
20 در اخلاق نیک و کردارهای پسندیده 4.533 0:30:54
21 آنگاه که چیزی او را اندوهگین می نمود و خطاها او را پشیمان می کرد 2.583 0:17:36
22 هنگام سختی و مشقت و دشوار شدن کارها 2552 0:17:23
23 آنگاه که عافیت و شکرگزاری بر آن را،از خداوند درخواست می فرمود 1.655 0:11:16
24 برای پدر و مادرس که سلام بر آنان باد 1.891 0:12:52
25 برای فرزندانش که سلام بر آنان باد 2065 0:14:03
26 درباره همسایگانش و دوستانش 850 0:5:46
27 برای مرزداران 3.535 0:24:05
28 پناهنده به خداوند تواناوبزرگ 885 0:6:00
29 انگاه که روزی بر او تنگ می شد 621 0:4:12
30 در یاری خواستن بر پرداخت وام 910 0:6:10
31 در یاد کردن توبه و طلب آن 3.950 0:26:56
32 پس از فراغت از نماز شب 3.689 0:25:09
33 در خیر طلبی 679 0:4:36
34 آنگاه که گرفتار آزمایش می شد 809 0:5:29
35 در خوشنودی ،آنگاه که به اهل دنیا نظر می کرد 669 0:4:32
36 آنگاه که به ابر و برق نگاه می کرد 1.070 0:7:16
37 آنگاه که به کوتاهی از انجام شکرگزاری اعتراف می نمود 2.003 0:13:38
38 در پوزش خواستن از دادخواهی های بندگان و از کوتاهی کردن در حقوقشان و در رهایی اش از آتش 605 0:4:05
39 در طلب بخشایش و رحمت 1.777 0:12:06
40 آنگاه که خبر فوت کسی را می شنید 828 0:5:37
41 در طلب پرده پوشی و نگهداری از گناه و کیفر 528 0:3:34
42 هنگام ختم قرآن 3.602 0:24:33
43 آنگاه که به ماه نو نگاه می کرد 1.090 0:7:24
44 انگاه که ماه رمضان می رسید 2.976 0:20:17
45 در روز فطر و در روز جمعه آنگاه که از نمازش فارغ می شد 5.549 0:13:49
46 در خداحافظی با ماه رمضان 2.029 0:37:50
47 در روز عرفه 9.608 1:05:33
48 روز عید قربان و روز جمعه 3.540 0:24:08
49 در دفع مکر دشمنان و رد سختی آنان 2.414 0:16:27
50 در ترس از خداوند 1.215 0:8:15
51 در زاری نمودن و فروتنی کردن 2.039 0:13:53
52 در اصرار به خداوند بلند مرتبه 1.621 0:11:02
53 در فروتنی برای خداوند ارجمند و بزرگوار 901 0:6:07
54 در برطرف نمودن اندوه ها 1.104 0:7:30
 

برای دانلود کردن زيارات فوق، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 642
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 26

حقشناسى ، ملاك انسانيت

امام سجاد - عليه السلام - عنصر معرفت را در نهاد آدميان ، تا بدان اصيل و مهم شمرده است كه آن را مرز جدايى انسانها از حيوانات معرفى كرده است . معرفتى كه امام سجاد عليه السلام را ملاك واقعى انسانى شمرده ، شناختهاى تجربى و علوم طبيعى نيست ، چه اين شناختها در برخى حيوانات نيز گاه به گونه اى دقيقتر و به صورت غريزى وجود دارد.
معرفتى كه امام - عليه السلام - كه را ملاك ارزش انسانى دانسته ، معرفت خالق و پروردگار نعمت آفرين است ؛ كه به سپاسگزارى انسان در برابر مبداء فيض منتهى گردد.
ولو كانوا كذلك لخرجو من حدود الانسانيه الى حد البهيميه الى حد البهيميه فاكانوا كما وصف فى محكم كتابه ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا. (566)
اگر آدميان اين چنين مى بودند از نعمتهاى خدا بهره مى برند و حق بندگى به جا نمى آورنداز مرز انسانيت خارج شده و قدم در قلمرو و زندگى چارپايان مى نهادند و مصداق اين آيه از قرآن مى شدند كه خداوند فرموده است : آنان نيستند مگر مانند چارپايان ، بلكه موجوداتى گمراه تر از چارپايان !
صفات ارزشى انسان
صحيفه سجاديه و معارف آن گنجينه عظيمى از اخلاق و فضايل انسانى است ، علاوه بر دعاى مكارم الاخلاق در ساير دعاهاى آن نيز ارزشهاى اخلاقى در پوشش دعا و نيايش مطرح گشته است .
برخى از صفاتى كه در دعاهاى مكارم الاخلاق به آنها اشاره شده است ، چنين است : ايمان ، ارزش خواهى ، عزت بدون تكبر، عبادت بدون عجب سخاوت به دوران از منت ، بزرگى بدون فخر فروشى و همراه با تواضع ، صفات نيك اجتماعى ، ظلم ستيزى ، بسط عدالت ، صفات متقين ، همگامى با جامعه ايماى ، دوستى دوستان خدا دشمنى دشمنان خدا، اقتصاد و ميانه روى ، آبرو خواهى ، حسن عمل در هر حال و...
اين در حالى است كه كمتر مى توان ديگر دعاها صحيفه را ازياد و نام صفات ارزنده اخلاقى تهى يافت .
به عنوان نمونه به مواردى اشاره خواهيم داشت :
خودسازى و صلاح جويى
انديشه خودسازى و روحيه صلاح جويى ، نخستين شرط حركت انسان به سوى كرامتهاى اخلاقى و خصايل انسانى است و امام سجاد (ع ) اين انديشه و روحيه را در دعاهاى خويش به مؤمنان منتقل ساخته است ، از آن جمله :
اللهم صل على محمد و آله و حلنى بحيله الصالحين ، و البسنى زينه المتقين ، فى بسط العدل و كظم الغيظ، النائره ، و ضم اهل الفرقه و اصلاح ذاتت البين ، و افشاءالعارفه و ستر العائبه ... (567)
خداوند! بر محمد - صلى الله عليه و آله - و خاندانش درود فرست و مرا به زيور صالحان بيا راى و با زينت تقواپيشگان مزين ساز! زيور و زينتى كه در جهت گسترش عدل ، فرو خوردن خشم ، خاموش ساختن آتش دشمنى و بدخواهى و تجسم بخشيدن به ارزشها، پيشگيرى از ظهور عيبها و علنى شدن آشكار ساختن و تجسم بخشيدن به ارزشها پيشگيرى از ظهور عيبها و علنى شدن زشتيها و.. مى باشد.
و اجعلنى من اهل السداد و من ادله الرشاد، و من صالحى العباد.
خداوند! مرا از درستكاران و راهنمايان راه رشد و كمال و از بندگان صالح قرار ده .
آدم بالقران صلاح ظاهرنا... و جنبنا به الضرائب المذمومه و همدانى الاخلاق .. (568)
خداوندا! به وسيله قرآن (و درسها و پيامهاى سازنده آن ) ظاهر ما را به صلاح و پاكى و درستى هماره آراسته بدار و به وسيله قرآن (و پيامهاى هدايتگر و هشدار دهنده آن ) ما را از اخلاق نكوهيده و پست دور گردان .
نيت و انديشه نيك
... و انته بنيتى الى احسن النيات ... اللهم و فر بلطفك نيتى ... (569)
خداوندا! نيت و انديشه هاى درونى مرا به نيك ترين نيتها و آرمانها منتهى گردان . خداوندا! انديشه ها و اهداف درونى مرا به لطف خويش پر بار گردان .
و اعنى على صالح النيه (570)
پروردگارا! مرا در راه دستيابى به نيت صالح و نهاد نيك ، يارى ده .
عزت و شرافت
و صن وجهى باليسار، و لا تبتذل جاهى بالاقتار. (571)
بارالها! عزت و آبرويم را با توانگرى حفظ نما و ارج و منزلت اجتماعى مرا با تنگدستى فرو مريز.
امام سجاد (ع ) كه در اين دعا، از خداوند مى خواهد تا با بى نيازى از امكانات ديگران و تنگدست نبودن در اداره زندگى ، آبرو و عزتش در جامعه محفوظ بماند، از سوى ديگر در دعايى ديگر ياد آور شده است كه نبايد ملاك شرافت و عزت را درباره ديگران ، ثروت و توانگرى دانست و نبايد تنگدستان را به سبب تنگدستى و فقرشان خوار شمرد.
... و اعصمنى من ان اظن بذى عدم خساسه ، اواظن بصاحب ثروه فضلا، فان الشريف من شرفته طاعتك ، و العزيز و من اعزته عبادتك ، فصل على محمد و آله ... و ايدنا بعز لايفقد... (572)
خداوندا! مرا نگاه دار تا اين كه انسانهاى فقير و تهيدست را به سبب فقرشان پست و بى ارزش نشمارم و نيز ثروتمندان را به خاطر ثروتشان با فضيلت و ارجمند به حساب نياورم ، زيرا شريف واقعى كسى است كه در پرتو طاعت تو به شرافت رسيده باشد و عزيز واقعى اوست كه در نتيجه عبادت و بندگى تو به عزت دست يافته باشد، پس بر محمد (ص ) و خاندانش درود فرست و به من عزتى عطا كن جاودان و هميشگى ...
تواضع در اوج عزت
و اعزنى و لا تبتلنى بالكبر.. ولا ترفعنى فى الناس درجة الا حططتنى عندنفسى مصثلها و لا تحدث لى عزا ظاهرا الا احدثت لى ذله باطنه عند نفسى بقدرها.. (573)
با الها! به من عزت و بزرگى عطا كن ولى مرا به كبر و خودبينى مبتلا مساز.. در ميان جامعه ، به برتر و رفعتى مده مگر اين كه - همان مقدار مرا نزد خودم پايين بياورى ! عزت و شوكت ظاهرى به من عنايت نكن مگر اين كه در درون من ، به همان اندازه مرا خوار و كوچك بنمايى !
محبت و مودت اجتماعى
و انزع الغل من صدرى للمؤمنين ... (574)
پروردگار! كينه و بدخواهى نسبت به مؤمنان را از سينه ام ريشه كن ساز.
و اجعل لنا فى صدور المؤمنين ودا، و لا تجعل الحيوة علينا نكدا. (575)
خداوند! در سينه مومنان ، محبت و مودت ما را قرار ده و زندگى ما را تلخ و آشفته مگردان .
امام سجاد - عليه السلام - در اوج تمجيد از مودت اجتماعى و ترغيب مؤمنان به دوستى و گذشت ، مرزهاى دوستى را نيز مشخص ساخته و بيان داشته است :
ووفقنا... لان .. نراجع من هاجرنا و ان ننصف من ظلمنا و ان نسالم من عادنا، حاشى من عودى فيك و لك فانه العدو الذى لا نواليه ، و الحزب الذى لا نصافيه . (576)
معبود! ما را توفيق ده تا با آنان كه از ما بريده اند، دوباره پيوند مودت برقرار كنيم و با آنان كه به ما دارند از در مسالمت و صلح در آييم و صلح در آييم ، جز دشمنانى هستند كه هرگز مورد محبت و دوستى ما قرار نمى گيرند و حزبى هستند كه كدورتهايمان با ايشان پايان نمى پذيرد.
رعايت حقوق اجتماعى و التزام به آنها
اللهم اعوذبك ... ان نروم ما ليس لنا بحق ... و نعوذبك ان ننطوى على غش احد. (577)
خداوند! به تو پناه مى برم .. از اين كه به آنچه حق ما نيست رو آوريم و آنچه را حق ما نيست بطلبيم .. و پناه مى بريم به تو از اين كه به انگيزه خيانت و بى مروتى با كسى غش زنيم و تزوير نماييم .
ووفقنا فى يومنا و ليتنا هذاه ، و فى جميع ايامنا... لمعاونه الضعيف و اراك اللهيف . (578)
حمايت و دستگيرى از محرومان
پروردگارا! ما را در لحظه لحظه زندگيمان ، توفيق عطا كن تا يار ضعيفان و فرياد رس ستمديدگان باشيم .
پرهيز از آزار ديگران
و امنعنى عن اذى كل مؤمن مؤمنة و مسلم و مسلمة . (579)
بارالها! مرا از آزار هر زن و مرد مومن و هر زن و مرد مسلمانى بازدار.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 153
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 26

صحيفه سجاديه دايرة‌المعارف اسلام در قالب دعا است

حجت‌الاسلام و المسلمين «محمدامين پورامين»، مدرس حوزه علميه قم، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) دعا را از بزرگترين نعمت‌های خداوند نسبت به بندگانش دانست و گفت: دعا ارتباط مخلوق با خالق است، مسير را هم خود خدا مشخص كرده است و ما را دعوت كرد به اين‌كه دعا داشته باشيم. خداوند در آيه شريفه 60 از سوره مباركه غافر در قرآن كريم دعا را وسيله ارتباط با خودش اعلام كرده است. دعا كلام مخلوق با خالق است و اگر كلام خالق با مخلوق باشد از طريق وحی صورت می‌گيرد.

وی در ادامه تصريح كرد: درباره كيفيت دعا و زبان آن می‌توان گفت دعا نعمتی است كه ‌شامل ما مسلمانان خصوصاً شيعيان شده است و اين‌كه ما به وسيله دعا با خالق خود می‌توانيم ارتباط برقرار كنيم، نعمتی بس بزرگ است. از يك سو چون دعا از معصوم(ع) است، بر كيفيت دعا می‌افزايد و از سويی ديگر، اين دعاها اگر از معصوم(ع) نبود شايد بلد نبوديم كه چگونه بايد دعا كنيم. بنابراين شيعه در اين خصوص خيلی سربلند است كه يكسری مضامين را از زبان معصومين دارد.
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ

پورامين در مورد ويژگی دعا در نزد ائمه اطهار(ع)، بيان كرد: از دعای كميل علی(ع) گرفته تا ديگر ادعيه از امامان معصوم(ع) همگی دارای مضامين نابی هستند. در مورد ادعيه معصومين دو جنبه فصاحت و بلاغت در حد اعلاء دارد؛ فصاحت عبارت است از شيوايی مطلب است و شيوايی كلام است و بلاغت عبارت از رسايی كلام است؛ بنابراين، در مورد دعاهای صحيفه سجاديه شيوايی و رسايی داريم.

مدرس حوزه در مورد سبك‌شناسی اين كتاب تصريح كرد: كلام معصوم(ع) است اين كلام به قدری عالی است كه كسانی كه اهل زبان هستند به مجرد شنيدن اين دعاها به آن جذب می‌شوند. اگر بتوان دو كتاب نهج‌البلاغه و صحيفه را به ديگر مذاهب اسلام و حتی به ديگر اديان معرفی كنيم، كاری بس بزرگ انجام داده‌ايم.

وی افزود: اهميت اين كتاب در حدی است كه آن‌ بهترين روش برای معرفی شيعه است. خودم اين كار را در مورد صحيفه سجاديه در موقع حج انجام داده‌ام و به هركسی كه اين كتاب را داده‌ام تحت تأثير قرار گرفته و متوجه اين مطلب شده است كه اين كلام بشر عادی نيست.

پورامين اين كتاب را از جهت بلاغت و فصاحت و از جهت عمق مضامين بی‌نظير دانست و تصريح كرد: اين كتاب از جهت بلاغت و فصاحت و از جهت عمق مضامين بی‌همتا است و اين در صورتی است ‌كه مهجور مانده ‌است حتی ما اهل تشيع، هم شناخت كاملی از كتاب پيدا نكرده‌ايم در حالی‌كه اين كتاب يك دايرةالمعارف است كه با زبان دعا ابعاد گوناگون اسلام و شخصيت مسلمان معرفی كرده است.

وی در پاسخ به اين پرسش كه چرا امام سجاد(ع) از روش دعا برای برقراری ارتباط با شيعيان استفاده كرده است، تصريح كرد: بايد نسبت به شرايط تاريخی و اجتماعی اهل بيت عصمت و طهارت(ع) كه ناشی از ظرف زمانی و مكانی زمان حيات آن‌ها صحبت كرد و همانطور كه همگان اذعان دارند شرايط زندگی امام بسيار سخت بود.

پورامين در ادامه تصريح كرد: بُعد دعا و شب زنده داری و مناجات بدون شك يك بعد اصلی زندگانی همه معصومين را تشكيل می‌دهد. گاهی اوقات شرايط اجتماعی خاص باعث می‌شود يك جنبه بيشتر تبلور پيدا كند و نمود بيشتری داشته باشد. مثلا در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به خاطر ضعف دو حكومت، بنی‌اميه رو به افول و بنی عباس در حال شكل‌گيری، يك امنيت برای امامان(ع) شد تا آن‌ها مسجد را محل درس خودشان قرار بدهند؛ برای نمونه، حدود 4000 نفر از منظرهای مختلف از جمله فقهی، كلامی، علوم طبيعت و پزشكی از محضر امام باقر(ع) استفاده كردند.

وی در مورد شرايط زندگی امام سجاد(ع) اظهار كرد: ايشان در يك موقعيت عجيب به سر بردند. بعد از حادثه كربلا و شهادت امام حسين(ع)، امام زين‌العابدين(ع) تنها بازمانده از نسل پيغمبر(ص) بود. هرچند دشمنان چند بار در كوفه و شام قصد كشتن ايشان را داشتند، اما خدا خواست كه او حفظ شود تا نسل امامت باقی بماند. در شرايطی كه ايشان تحت فشار بودند، بهترين كاری كه می‌توانست انجام بدهد در قالب دعا انجام دادند.

وی در مورد ديگر كارهای كه امام(ع) جهت معرفی دين ‌اسلام انجام داده‌اند، اظهار كرد: امام(ع) علاوه بر روش دعا، همان وقت برده‌هايی را می‌خريدند و يك سال به آن‌ها درس می‌داند و آن‌ها را تربيت كرده و در آخر آزاد می‌كرد. ايشان از اين طريق افرادی را تربيت می‌كرد تا در خدمت شيعه باشند. همچنين امام(ع) در قالب دعا هم سعی می‌كرد افراد بيشتری را تربيت كنند.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 166
امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 25

كتاب گوياي «صحيفه سجاديه» در ايران صدا

کتاب «صحیفه سجادیه» شامل ادعیه مربوط به امام سجاد (ع) ،‌ در قالب کتاب گویا بر روی سایت اینترنتی ایران صدا منتشر شد.


مدیر ارتباطات رادیو اینترنتی ایران صدا با بیان این مطلب، گفت: این کتاب در سه جلد شامل دعاهایی در حمد و ستایش پروردگار و دعاهایی در بیان توبه و پشیمانی بندگان به درگاه خداوند پیش‌بینی شده است.

عماد پیران‌عقل افزود: همچنین دعاهایی ویژه زندگی روزمره انسان‌ها در دیگر جلد این مجموعه گنجانده شده‌اند.

وی با اشاره به بخش‌بندی کتاب گویای صحیفه سجادیه اظهار داشت: این صحیفه با 54 دعا به زبور آل‌محمد(ص) و اخت‌القرآن معروف است. اگرچه این اثر در موضوع دعا و نیایش است، ولی شامل بسیاری از حقایق علوم و معارف اسلامی و عرفانی می‌شود.

پیران‌عقل تصریح کرد: از دیگر مواردی که در این کتاب به آن اشاره شده، ارایه قوانین و احکام شرعی و مسایل حساس سیاسی، اجتماعی، تربیتی و اخلاقی است.

به گفته وی، کتاب‌های‌ گویا شامل متون کتاب‌ها و قطعه‌های صوتی خوانده شده از مکتوباتند که به صورت فایل‌های صوتی در سایت این رادیو منتشر می‌شوند.

پیران‌عقل یادآور شد: علاقه‌مندان می‌توانند برای دانلود این کتاب به نشانی اینترنتی www.iranseda.ir مراجعه کنند.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 226
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15

صحيفه سجاديه منشور اخلاق شهروندي است

مدير گروه الهيات و معارف اسلامی دانشگاه اصفهان با بيان اين‌كه می‌توان اخلاق شهروندی را از صحيفه سجاديه بيرون كشيد، گفت: صحيفه سجاديه يك منشور كلی برای اخلاق شهروندی است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی(ایکنا)، مدير گروه الهيات و معارف اسلامی دانشگاه اصفهان، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در پاسخ به اين پرسش كه آيا در ميان ادعيه باقی‌مانده از ائمه(ع) می‌توان صحيفه سجاديه را منشور مدينه فاضله دانست، اظهار كرد: پيش از پاسخ به اين پرسش بهتر است منظور خود را از مدينه فاضله مشخص كنيم. آن‌چه مد نظر ماست، مدينه فاضله افلاطونی نيست؛ بلكه مراد ما از مدينه فاضله همان چيزی است كه در قرآن و روايات بيان شده است؛ بنابراين می‌توان صحيفه سجاديه را هم منشوری از مدينه فاضله دانست و هم نه.

وی در ادمه افزود: آن‌چه در مورد مدينه فاضله اهميت دارد، مدينه يا همان شهر است، و بر اساس آن‌چه در صحيفه سجاديه آمده، می‌توان اخلاق شهروندی را از اين كتاب بيرون آورد. صحيفه سجاديه با آن ويژگی‌های كه دارد، يك منشور كلی برای اخلاق شهروندی است.

شكرانی در پاسخ به اين پرسش كه ارزش معرفت‌بخشی صحيفه سجاديه در چه حد است؟ بيان كرد: در صحيفه سجاديه علاوه بر اين‌كه با خداوند يك گفت‌وگو صورت می‌گيرد، آن‌چه مطلوب است، صرفا يك‌سری وردها ميان خداوند و بندگان آن نيست؛ بلكه، علاوه بر آن‌چه كه بندگان از خدا طلب می‌كنند، روش و چگونگی رسيدن به آن‌ها و مسير رسيدن به آن مطلوب بيان شده است.

مدير گروه الهيات و معارف اسلامی دانشگاه اصفهان در ادامه اظهار كرد: در صحيفه سجاديه ما صرفا با يك‌سری وردها و دعاها مواجه نيستيم؛ بلكه اين ادعيه معرفت‌بخش هستند و باعث شناخت هستی و خداوند می‌شوند و همچنين، ادعيه صحيفه سجاديه علاوه بر اثر وضعی آن‌ها بر روی دعاكننده، معرفت‌بخش نيز هستند.

عضو هيئت علمی دانشگاه اصفهان با ذكر مثالی از صحيفه سجاديه اين‌گونه ادامه داد: مثلا امام سجاد(ع) برای طلب فرزند دعا می‌كنند، در اين دعا حضرت(ع) صرفا طلب فرزند از باری تعالی ندارند؛ بلكه، مسير رسيدن به اين مطلوب را هم از خداوند خواسته و برای رسيدن به اين مطلوب تمام تلاششان را انجام می‌دهند. در اين دعا امام سجاد(ع) آن‌چه را بايد انجام دهيم تا به مطلوب برسيم، بيان كرده‌اند و اعمالی كه آن فرزند بايد انجام دهد تا فرزند صالحی باشد، نيز آورده‌اند.

وی با بيان اين‌كه صحيفه صرفا طلب نيست، بلكه روش‌های صحيح برای رسيدن مطلوب را هم بيان می‌كند، تشريح كرد: پس دعا هم مطلوب است به معنای آن‌چه از خداوند متعال خواسته می‌شود و هم مطلوب است به اين معنا كه دعاكننده درصدد تحقق و كسب آن‌چه دعا كرده، تلاش كند.

شكرانی در مورد ويژگی دعا در نزد ائمه اطهار(ع) گفت: ائمه اطهار(ع) ضمن دعا برای رسيدن به مطلوب‌های خود، از خداوند روش رسيدن به آن مطلوب‌ها را نيز طلب می‌كنند و برای رسيدن به آن‌ها تمام تلاش خود را به كار می‌برند.

وی در پاسخ به اين پرسش كه صحيفه سجاديه تا چه اندازه از آيات قرآن كريم استفاده كرده ‌است، تصريح كرد: بسياری از معارف قرآن كريم در صحيفه سجاديه منعكس شده است. دعاهای اين كتاب يا از معارف قرآن كريم اخذ شده، يا تفسير آيات قرآن كريم است و يا از آن الهام گرفته است؛ به عبارت ديگر، اين دعاها به روشنی يا قرآن را تفسير می‌كنند، و يا از قرآن الهام گرفته‌اند.

وی در پايان اين گفت‌وگو بيان كرد: در دانشگاه اصفهان پايان‌نامه‌ای در مقطع كارشناسی ارشد با موضوع «نقش صحيفه سجاديه در تفسير قرآن كريم» دفاع شد كه در آن استفاده‌های صحيفه سجاديه از قرآن كريم بررسی شد.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 175
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 27

احاديث

1 - قالَ الاْ مامُ عَلي بنُ الْحسَين، زَيْنُ الْعابدين عَلَيْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْيَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطي النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَ رِجْلاً حَتّي يَعْلَمَ أنَّهُ في طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ في مَعْصِيَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْبٍ حَتّي يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش ‏الهي مي‌باشد و از سختي‌ها و شدايد محشر در امان است.

اوّل آن كه به  مردم  چيزي را دهد كه از آنان براي خويش مي‌خواهد (آنچه براي خود مي‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست يا معصيت و نافرماني او

سوّم از برادر مومن خود (به عيبي كه در خود نيز دارد ) عيب جويي نكند تا آنكه آن عيب را از خودش دور سارد

‏2 - قال عليه السلام:  ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِيابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْياهُ، وَطُولُ الْبُكأ ‏عَلي خَطيئَتِهِ .(2)

سه چيز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:

نگهداري زبانش از حرف زدن درباره مردم غيبت آنان،

مشغول شدنش به خويشتن با كارهايي ‏كه براي آخرت و دنيايش ‍ مفيد باشد.

و بسيار گريستن بر اشتباهاتش.‏

‏3 - قال عليه السلام:أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما ‏يَجْعَلُ عَلي نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْيأ مِنْ كُلِّ قَبِيحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ ‏خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(3) 

چهار خصلت است كه در هركس باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ‏ملاقات مي‌كند كه از او راضي و خوشنود است:

‏1 - تقواي الهي با كارهايي كه براي مردم به به دوش مي‌كشد.

‏2 - راست گوئي و صداقت با مردم .

‏3 - حيا و پاكدامني نسبت به تمام زشتي‌هاي در پيشگاه خدا و مردم.

‏4 - خوش اخلاقي و خوش برخوردي با خانواده‌ي خود.‏

‏4 - قال عليه السلام: يَا ابْنَ آدَم، إ نَّكَ لا تَزالُ بَخَيْرٍ ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ ‏هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارا.(4)

اي فرزند آدم، هميشه در عافيت و خير خواهي بود  مادامي كه از درون خود پند دهنده‌اي داشته باشي و محاسبه‌(نفس) از كارهاي مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد.

‏5 - قال عليه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَليلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِكَثيرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي ‏الْحَلالِ.(5)

حقّي كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاي حرام - چه كم و چه زياد - قرار ندهي و (نيز) در ‏چيزهاي حلال ميانه‌روي كني.‏

‏6 - قال عليه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلي الْجَنَّةِ سارَعَ إلي الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ ‏بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلي اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(6)

كسي كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاي نيك، سرعت مي‌نمايد و شهوات را زير پا مي‌گذارد و ‏هركس از آتش جهنم هراسناك باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه مي‌كند و از گناهان و چيزهاي حرام روي برمي‌گرداند.‏

‏7 - قال عليه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلي النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَياةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَياء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَي الْحاضِر.(7)

دست نياز به سوي مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواري در زندگي و در معاشرت خواهد بود. و نيز موجب از بين رفتن حيا و كاهش وقار خواهد گشت. و همين خود فقر بالفعل است(كه گريبانگير شخص شده) و (اما) كم بودن نيازمنديها از مردم خود غنا و توانمندي بالفعل است (كه شخص به آن آراسته است).‏

‏8 - قال عليه السلام:اَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.(8)

تمام سعادت و خوشبختي، حفظ (و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدي) از سوي خويش است.‏

‏9 - قال عليه السلام: سادَةُ النّاسِ في الدُّنْيا الاَسْخِياء، وَ سادَةُ الناسِ في الاخِرَةِ الاتْقياء.(9)

در اين دنيا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.‏

‏10 - قال عليه السلام: مَنْ زَوَّجَ  لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يَوْمَ الْقِيامَةِ.(10)

هركس براي (رضا و خوشنودي) خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت ‏مفتخر و سربلند مي‌گرداند.‏

‏11 - قال عليه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(11) 

با فضيلت‌ترين و مهمترين مجاهدتها، عفت شكم و عورت است (از چيزهاي حرام و شبهه ‏ناك).‏

‏12 - قال عليه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ في اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ، وَ هَتَفَ بِهِ ‏هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.(12)

هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براي رضاي خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده‌هاي ‏الهي برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، و نيز هاتفي از پشت سر ندايش در دهد كه بهشت گوارايت باد‏ كه از آلودگي‌ها پاك شدي . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند  رحمت فرايش خواهد گرفت.‏

‏13 - قال عليه السلام:إ نْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلي يَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(13)

چنانچه شخصي از سويي تو را بدگويي كند، و سپس برگردد و از سوي ديگر پوزش طلبد، عذرخواهي و پوزش او را پذيرا باش.‏

‏14 - قال عليه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمي مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمي مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(14)

تعجّب دارم از كسي كه  به خاطر ضررهاي غذا نسبت به ( تشخيص خوب و بد ) خوراكش ‍ اهتمام مي‌ورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتي و زيانش اهميّت نمي‌دهد.

‏15 - قال عليه السلام: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقي مُؤْمِنا مِنْ ظَمَأ ‏سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحيقِ الْمَخْتُومِ، وَ مَنْ كَسا مُؤْمِنا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّيابِ الْخُضْرِ.(15)

هركس مؤمن گرسنه‌اي را طعام دهد خداوند او را از ميوه‌هاي بهشت اطعام مي‌نمايد، و هر كه تشنه‌اي ‏را آب دهد خداوند از چشمه گواراي بهشتي سيرابش مي‌گرداند، و هركس مومن برهنه‌اي را لباس بپوشاند ‏خداوند او را از لباس سبز بهشتي خواهد پوشاند.‏

‏16 - قال عليه السلام: إنَّ دينَ اللّهِ لايُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَ الاَّْرأ الْباطِلَةِ، وَ الْمَقاييسِ الْفاسِدَةِ، وَ لايُصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، و مَنِ اهْتَدي بِنا هُدِي، وَ مَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَ الرَّأي هَلَكَ.(16)

به وسيله عقل ناقص و نظريه‌هاي باطل، و قياسهاي فاسد و بي اساس نمي‌توان به دين خدا دست يافت؛  تنها وسيله رسيدن به دين واقعي، تسليم محض مي‌باشد؛ پس هركس تسليم ما اهل بيت باشد (از هر انحرافي) در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت ‏خواهد بود. و شخصي كه با قياس و نظريات شخصي خود بخواهد دين را دريابد، هلاك مي‌گردد.‏

‏17 - قال عليه السلام: الدُّنْيا سِنَةٌ، وَ الاَّْخِرَةُ يَقْظَةٌ، وَ نَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ احْلامِ.(17)

دنيا همچون نيمه خواب (چرت ) است و آخرت بيداري مي‌باشد و ما در اين ميان اين دو در خواب پريشانيم.‏

‏18 - قال عليه السلام: مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ في بِلادِهِ، وَ يَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَ تَكُونَ لَهُ أوْلادٌ ‏يَسْتَعينُ بِهِمْ(18)

از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و معاشرينش افرادي صالح و ‏نيكوكار باشند، و نيز داراي فرزنداني باشد كه با آنان ياري گردد و كمك حال او باشند.‏

‏19 - قال عليه السلام: آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَيَنْبَغي لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فيها.(19)

آيه‌هاي قرآن، هر كدام آن، خزينه علوم (خداوند) است، هر گاه خزينه‌اي باز مي‌شود شايسته است كه خوب در آن بنگري.‏

‏20 - قال عليه السلام: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ يَمُتْ حَتّي يَري رَسُولَ اللّهِ صَلّي اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ، وَ يَرَي مَنْزِلَهُ ‏في الْجَنَّةِ(20)

هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند نمي‌ميرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه و نيز جايگاه خود را در ‏بهشت رؤيت مي‌نمايد.‏

‏21 - قال عليه السلام: يا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ ‏يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشارِكُوهُمْ في الاْجْرِ.(21) 

شماهائي كه به مكّه نرفته ايد و در مراسم حجّ شركت نكرده ايد، بشارت باد شماها را به آن حاجياني كه ‏بر مي‌گردند، با آن‌ها - ديدار و - مصافحه كنيد تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شريك باشيد.‏

‏22 - قال عليه السلام: الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلي دَرَجاتِ الْيَقينِ.(22)

راضي بودن به سخت‌ترين مقدّرات الهي از عالي‌ترين مراتب ايمان و يقين خواهد بود.‏

‏23 - قال عليه السلام: ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلي اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ: جُرْعَةُ غَيْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ ‏مُصيبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ.(23)

نزد خداوند متعال حالتي محبوب‌تر از يكي از اين دو حالت نيست:

حالت غضب و غيظي كه مؤمن با بردباري و حلم از آن بگذرد و ديگري حالت بلا و مصيبتي كه مؤمن آن را ‏با شكيبائي و صبر بگذراند.‏

‏24 - قال عليه السلام: مَنْ رَمَي النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيِهِ.(24) 

هركس مردم را عيب جوئي كند و عيوب آنان را بازگو نمايد و سرزنش كند، ديگران او را متهّم به آنچه در او نيست ‏مي‌كنند.‏

‏25 - قال عليه السلام: مُجالَسَةُ الصَّالِحيِنَ داعِيَةٌ إلي الصَّلاحِ، وَ أدَبُ الْعُلَمأ زِيادَةٌ فِي الْعَقْلِ.(25)

هم نشيني با صالحان انسان را به سوي صلاح و خير مي‌كشاند، و معاشرت و هم صحبت شدن با علما، ‏سبب افزايش عقل است.‏

‏26 - قال عليه السلام: إنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزينٍ، وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍشَكُورٍ.(26)

همانا خداوند دوست دارد هر قلب حزين و غمگيني را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد) و هر بنده ‏شكرگزاري را دوست دارد.‏

‏27 - قال عليه السلام:إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ يَشْرُفُ عَلي جَميعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباحٍ فَيَقُولُ: كَيْفَ أصْبَحْتُمْ؟

فَيَقُولُونَ: بِخَيْرٍ إنْ تَرَكْتَنا، إ نَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.(27)

زبان آدمي بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد هر روز صبحگاهان زبان انسان بر آنها مي‌گويد: چگونه شب را به روز رسانديد؟

جواب دهند: اگر تو ما را رها كني خوب و آسوده هستيم، چون كه ما به وسيله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏مي‌گيريم.‏

‏28 - قال عليه السلام: ما تَعِبَ أوْلِياء اللّهُ فِي الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِي الدُّنْيا لِلاَّْخِرَةِ.(28)

دوستان و اولياء خدا در فعاليّت‌هاي دنيوي خود را براي دنيا به زحمت نمي‌اندازند و خود را خسته نمي‌كنند ‏بلكه براي آخرت زحمت مي‌كِشند.‏

‏29 - قال عليه السلام: لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(29)

چنانچه مردم منافع و فضايل تحصيل علوم را مي‌دانستند هر آينه آن را تحصيل مي‌كردند گرچه با ريخته ‏شدن خونها و يا فرو رفتن زير آب‌ها در گرداب‌هاي خطرناك باشد.‏

‏30 - قال عليه السلام: لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماء وَ الاْ رْضِ أنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ يَقْدِرُوا.(30)

چنانچه تمامي اهل آسمان و زمين گِرد هم آيند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصيف ‏و تعريف كنند، قادر نخواهند بود.‏

‏31 - قال عليه السلام: ما مِنْ شَيْيءٍ أحبُّ إلي اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ، وَ ما شَيْيءٌ  أحَبُّ إلي اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ.(31)

بعد از معرفت به خداوند چيزي محبوب‌تر از عفت شكم و عورت نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند درخواست نيازمنديها به درگاهش ‍ مي‌باشد.‏

‏32 - قال عليه السلام: يابْنَ آدَم إ نَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَي اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ ‏جَوابا.(32)

اي فرزند آدم (اي انسان، تو) خواهي مُرد و سپس محشور مي‌شوي و در پيشگاه خداوند جهت سوال و ‏جواب احضار خواهي شد، پس جوابي (قانع كننده و صحيح در مقابل سؤالها) برايش مهيّا و آماده كن.‏

‏33 - قال عليه السلام: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِي وَجْهِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.(33)

نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روي علاقه و محبّت عبادت است.‏

‏34 - قال عليه السلام: إيّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَةٍ أوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَ إ يّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْقاطِعِ ‏لِرَحِمِهِ فَإنّي وَجَدْتُهُ مَلْعُونا في كِتابِ اللّهِ.(34)

بر حذر باش از دوستي و همراهي با فاسق چون كه او به يك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را ‏مي‌فروشد؛ و مواظب باش از دوستي و صحبت كردن با كسي كه قاطع رحم (كسي كه ارتباط خويشاوندي را بريده) مي‌باشد چون كه او را در ‏كتاب خدا ملعون يافتم.‏

‏35 - قال عليه السلام: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعاتٍ: السّاعَةُ الَّتي يُعايِنُ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَ السّاعَةُ ‏الَّتي يَقُومُ فيها مِنْ قَبْرِهِ، وَ السَّاعَةُ الَّتي يَقِفُ فيها بَيْنَ يَدَيِ اللّه تَبارَكَ وَ تَعالي، فَإمّا الْجَنَّةُ وَ إمّا إلَي ‏النّارِ.(35)

مشكل‌ترين و سخت‌ترين لحظات و ساعات دوران‌ها براي انسان، سه مرحله است:

‏1 - آن موقعي كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مي‌شود و مي‌خواهد جان او را برگيرد.

‏2 - آن هنگامي كه از درون قبر زنده مي‌شود و در صحراي محشر به پامي خيزد.

‏3 - آن زماني كه در پيشگاه خداوند متعال - جهت حساب و كتاب و بررسي اعمال - قرار مي‌گيرد و نمي‌داند ‏راهي

بهشت و نعمت‌هاي جاويد مي‌شود و يا راهي دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.‏

‏36 - قال عليه السلام:إ ذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شيعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَديدِ، ‏وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعينَ رَجُلاً.(36) 

هنگامي كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحي له الفدأ و عجّ) قيام و خروج نمايد خداوند بلا و آفت را از شيعيان ‏و پيروان ما بر مي‌دارد ودلهاي ايشان را همانند قطعه آهن محكم مي‌نمايد، و نيرو و قوّت هر يك از ايشان ‏به مقدار نيروي چهل نفر ديگران خواهد شد.‏

‏37 - قال عليه السلام: عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناء وَ تَرَكَ دارَالْبقاء.(37)

بسيار عجيب است از كساني كه براي اين دنياي زودگذر و فاني كار مي‌كنند و خون دل مي‌خورند ولي ‏آخرت را كه باقي و ابدي است رها و فراموش كرده اند.‏

‏38 - قال عليه السلام: رَأيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِي قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِي أيْدِي النّاسِ.(38)

تمام خيرات و خوبي‌هاي دنيا و آخرت را در چشم پوشي و قطع طَمَع از زندگي و اموال ديگران مي‌بينم ‏‏(يعني قناعت داشتن ).‏

‏39 - قال عليه السلام: مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فيهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أيْسَرِ ما فيهِ.(39)

كسي كه بينش و عقلش كاملترين چيزش نباشد هلاكتش آسانترين چيزش است.

‏40 - قال عليه السلام:إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لايُغْنيهِ، وَ قِلَّةُ ريائِهِ، وَ حِلْمُهُ، ‏وَ صَبْرُهُ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.(40)

همانا معرفت و كمال دين مسلمان در گرو رها كردن سخنان و حرف‌هايي است كه به حالش ‏سودي ندارد.

همچنين از رياء و خودنمايي دوري جستن و در برابر مشكلات زندگي بردبار و شكيبا بودن و نيز داراي اخلاق ‏پسنديده و نيك سيرت بودن است.‏


‏1- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 141، ح 3.

‏2- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3.

‏3- مشكاة الا نوار: ص 172، بحارالا نوار: ج 66، ص 385، ح 48.

‏4- مشكاة الا نوار: ص 246، بحارالا نوار: ج 67، ص 64، ح 5.

‏5- تحف العقول: ص 186، بحارالا نوار: ج 71، ص 12، ح 2.

‏6- تحف العقول: ص 203، بحارالا نوار: ج 75، ص 139، ح 3.

‏7- تحف العقول: ص 210، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.

‏8- تحف العقول: ص 201، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.

‏9- مشكاة الا نوار: ص 232، س 20، بحارالا نوار: ج 78، ص 50، ح 77.

‏10- مشكاة الا نوار: ص 166، س 3.

‏11- مشكاة الا نوار: ص 157، س 20.

‏12- مشكاة الا نوار: ص 207، س 18.

‏13- مشكاة الا نوار: ص 229، س 10، بحارالا نوار: ج 78، ص 141، ح 3.

‏14- أعيان الشّيعة: ج 1، ص 645، بحارالا نوار: ج 78، ص 158، ح 19.

‏15- مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.

‏16- مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.

‏17- تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 343، س 20.

‏18- وسائل الشيعة: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاة الا نوار: ص 262.

‏19- مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.

‏20- من لا يحضره الفقيه: ج 2، ص 146، ح 95.

‏21- همان مدرك: ج 2، ص 147، ح 97.

‏22- مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.

‏23- مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.

‏24- بحار الا نوار: ج 75، ص 261، ح 64.

‏25- بحارالا نوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.

‏26- كافي: ج 2، ص 99، بحارالا نوار: ج 71، ص 38، ح 25.

‏27- اصول كافي: ج 2، ص 115، وسائل الشّيعة: ج 12، ص 189، ح 1.

‏28- بحارالا نوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.

‏29- اصول كافي: ج 1، ص 35، بحارالا نوار: ج 1، ص 185، ح 109.

‏30- اصول كافي: ج 1، ص 102، ح 4.

‏31- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 41، ح 3.

‏32- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 70، ص 64، ح 5.

‏33- تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 78، ص 140، ح 3.

‏34- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 74، ص 196، ح 26.

‏35- بحار الا نوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شيخ صدوق.

‏36- خصال: ج 2، ص 542، بحارالا نوار: ج 52، ص 316، ح 12.

‏37- بحارالا نوار: ج 73، ص 127، ح 128.

‏38- اصول كافي: ج 2، ص 320، بحارالا نوار: ج 73، ص 171، ح 10.

‏39- بحارالا نوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسير امام حسن عسكري عليه السلام.

‏40- تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 2، ص 129، ح 11.

 

 

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :
1- مقام رضا
«الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْيَقينِ.»:
خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.


2- كرامت نفس
«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيا.»:
هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.


3- دنيا مايه ارزش نيست
«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ يَرَ الدُّنْيا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:
پرارزش ترين مردم كسى است كه دنيا را مايه ارزش خود نداند.


4- پرهيز از دروغ
«إِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَ الْكَبيرَ فى كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذَبَ فى الصَّغيرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْكَبيرِ.»:
از دروغ كوچك و بزرگ در هر جدّى و شوخيى بپرهيزيد، زيرا چون كسى دروغ كوچك گفت بر دروغ بزرگ نيز جرأت پيدا مى كند.


5- خود نگهدارى
«أَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ.»:
تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد.


6- همنشينان ناشايسته
«إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْكَذّابِ، فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَكَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَريبَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأُكْلَة أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْبَخيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فى مالِهِ أَحْوَجَ ما تَكُونُ إِلَيْهِ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُريدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى كِتابِاللّهِ.»:
1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد.
2ـ مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد.
3ـ مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.
4ـ مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.
5 ـ مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم.


7- ترك سخن بى فايده و دورى از جدل
«إِنَّ الْمَعْرِفَةَ وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّةُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:
معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بى فايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.


8- محاسبه نفس و توجّه به معاد
«إِبْنَ آدَمَ! إِنّكَ لا تَزالُ بِخَيْر ما كانَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الُْمحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارًا وَ الْحَذَرُ لَكَ دِثارًا.
إِبْنَ آدَمَ! إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثُ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ جَلَّ وَ عَزَّ، فَأَعِدَّ لَهُ جَوابًا.»:
اى فرزند آدم! به راستى كه تو پيوسته رو به خيرى، تا خودت را پند دهى و حساب خودت را برسى و ترس از خدا را روپوش و پرهيز را زيرپوش خود سازى.
اى فرزند آدم! تو خواهى مرد و برانگيخته خواهى شد و در حضور خداوند عزّ و جَلّ قرار خواهى گرفت، پس براى او جوابى را آماده كن.


9- نتايج دعا
«أَلْمُؤْمِنُ مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاث: إِمّا أَنْ يُدَّخَرَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُعَجَّلَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُدْفِعَ عَنْهُ بَلاءً يُريدُ أَنْ يُصيبَهُ.»:
مؤمن از دعايش سه نتيجه مى گيرد:1ـ يا برايش ذخيره گردد،2ـ يا در دنيا برآورده شود،3ـ يا بلايى را كه خواست به او برسد، از او بگرداند.


10- مبغوضيت گداى بخيل
«إِنَّ اللّهَ لَيُبْغِضُ الْبَخيلَ السّائِلَ الُْمحْلِفَ.»:
به راستى كه خداوند، گداى بخيلى را كه سوگند مى خورد دشمن دارد.


11- اسباب نجات
«ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِنِ: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ. وَ اشْتِغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.»:
سه چيز سبب نجات مؤمن است:1ـ بازداشتن زبان از غيبت مردم،2ـ مشغول كردن خودش به آنچه كه براى آخرت و دنيايش سود دهد،3ـ و گريستن طولانى بر گناهش.


12- به سوى بهشت
«مَنِ اشْتاقَ إِلى الْجَنَّةِ سارَعَ إِلَى الْخَيْراتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إِلَى اللّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الَْمحارِمِ.»
هر كه مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزيند، هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش به درگاه خدا پيشى گيرد و از حرامها برگردد.


13- ثواب نگاه
«نَظَرُ المُؤْمِنِ فى وَجْهِ أَخيهِ المُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الَْمحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ.»:
نگاه مهرآميز مؤمن به چهره برادر مؤمنش و محبّت به او عبادت است.


14- پارسايى و دعا
«ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ.»:
چيزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسايى شكم و شهوت نيست، و چيزى نزد خدا محبوبتر از درخواست كردن از او نيست.


15- پذيرش عذر ديگران
«إِنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلى يَسارِكَ وَ اعْتَذَرَ إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.»
اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذير.


16- حقّ خدا بر بنده
«فَأَمّا حَقُّ اللّهِ الاَْكْبَرِ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا فَإِذا فَعَلْتَ ذلِكَ بِإِخْلاص جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ ما تُحِبُّ مِنْها.»
حقّ خداوند بزرگ اين است كه او را بپرستى و چيزى را شريكش ندانى و چون از روى اخلاص اين كار را كردى، خدا بر عهده گرفته كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از او بخواهى برايت نگهدارد.


17- حقّ پدر بر فرزند
«وَ أَمّا حَقُّ أَبيكَ فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّكَ فَرْعُهُ وَ أَنَّكَ لَوْلاهُ لَمْ تَكُنْ، فَمَهْما رَأَيْتَ فى نَفْسِكَ مِمّا تُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَباكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فيهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلى قَدْرِ ذلِكَ.»:
و امّا حقّ پدرت را بايد بدانى كه او اصل و ريشه توست و تو شاخه او هستى، و بدانى كه اگر او نبود تو نبودى، پس هر زمانى در خود چيزى ديدى كه خوشت آمد بدان كه [از پدرت دارى] زيرا اساس نعمت و خوشى تو، پدرت مى باشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شكر كن.


18- تقدّم طاعت خدا بر هر چيز
«قَدِّمُوا أَمْرَ اللّهِ وَ طاعَتَهُ وَ طاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللّهُ طاعَتَهُ بَيْنَ يَدَىِ الاُْمُورِ كُلِّها.»
طاعت خدا و طاعت هر كه را خدا واجب كرده بر همه چيز مقدّم بداريد.


19- حقّ مادر بر فرزند
«فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّها حَمَلَتْكَ حَيْثُ لايَحْمِلُ أَحَدٌ وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَدًا. وَ أَنَّها وَقَتْكَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ يَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَميعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَةً بِذلِكَ، فَرِحَةً، مُوبِلَةً مُحْتَمِلَةً لِما فيهِ مَكْرُوهُها وَ أَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْكَ يَدُالْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى الاَْرْضِ فَرَضِيَتْ أنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِىَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرى وَ تَرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحى وَ تُنَعِّمَكَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَكَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِها وَ كانَ بَطْنُها لَكَ وِعاءً وَ حِجْرُها لَكَ حِواءً وَ ثَدْيُها لَكَ سِقاءً، وَ نَفْسُها لَكَ وِقاءً، تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْيا وَ بَرْدَها لَكَ وَ دُونَكَ، فَتَشْكُرْها عَلى قَدْرِ ذلِكَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاّ بِعَوْنِ اللّهِ وَ تَوْفيقِهِ.»:
و امّا حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در شكم خود حمل كرده كه احدى كسى را آن گونه حمل نكند، و از ميوه دلش به تو خورانيده كه كسى از آن به ديگرى نخوراند، و اوست كه تو را با گوش و چشم و دست و پا ومو و همه اعضايش نگهدارى كرده و بدين فداكارى شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگوارى و درد و سنگينى و غمى را تحمّل كرده تا [توانسته] دست قدرت [مكروهات] را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روى زمين كشانده و باز هم خوش بوده كه تو سير باشى و او گرسنه، و تو جامه پوشى و او برهنه باشد، تو را سيراب كند و خود تشنه بماند، تو را در سايه بدارد و خود زير آفتاب باشد و با سختى كشيدن تو را به نعمت رساند، و با بيخوابى خود، تو را به خواب كند، شكمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشك آب تو و جانش فداى تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشيده است.
به اين اندازه قدرش را بدانى و اين را نتوانى مگر به يارى و توفيق خدا.


20- ترغيب به علم
«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.»:
اگر مردم بدانند كه در طلب علم چه فايده اى است، آن را مىطلبند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.


21- ارزش مجالس صالحان
«مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَةٌ إِلَى الصَّلاحِ وَ آدابُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقلِ.»:
مجلس هاى شايستگان، دعوت كننده به سوى شايستگى است و آداب دانشمندان، فزونى در خرد است.


22- گناهانى كه مانع اجابت دعايند
«أَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّةِ، وَ خُبْثُ السَّريرَةِ، وَ النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ، وَ تَرْكُ التَّصْديقِ بِالاِْجابَةِ، وَ تَأخيرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أَوْقاتُها، وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَةِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.»:
گناهانى كه دعا را ردّ مى كنند، عبارتند از:1ـ نيّت بد،2ـ ناپاكى باطن،3ـ نفاق با برادران،4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا،5ـ تأخير نمازهاى واجب از وقت خودش،6ـ ترك تقرّب به خداوند عزّوجلّ به وسيله ترك احسان و صدقه، 7ـ ناسزاگويى و بدزبانى.


23- تاركان جاودانگى
«عَجَبًا كُلَّ الْعَحَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَ تَرَكَ دارَ الْبَقاءِ.»:
شگفتا! از كسى كه كار مى كند براى دنياى فانى و ترك مى كند سراى جاودانى را!


24- نتيجه اتّهام
«مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيهِ.»:
هر كه مردم را به چيزى كه در آنهاست متّهم كند، او را به آنچه كه در او نيست متَّهم كنند.


25- دنيا وسيله است، نه هدف
«ما تَعِبَ أَوْلِياءُ اللّهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ.»:
اولياى خدا در دنيا براى دنيا رنج نمى كشند، بلكه در دنيا براى آخرت رنج مى كشند.


26- به خدا پناه مىبرم!
«أَلّلهُمَّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ... وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ أَيْدينا.»:
خدايا! به تو پناه مى برم از طغيان حرص و تندى خشم و غلبه حسد... و سرپرستى بد براى زير دستانمان.


27- پرهيز از گناهكاران، ظالمان و فاسقان
إِيّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعاصينَ، وَ مَعُونَةَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَةَ الْفاسِقينَ، إِحْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، لینک ثابت

درباره : نهج البلاغه , صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 167
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15

رساله حقوق امام سجاد عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم

و اكبر حقوق الله عليك ما اوجبه لنفسه تبارك و تعالى من حقه الذي هو اصل الحقوق ومنه تفرع ؛ ثم (ما) اوجبه عليك لنفسك من قرنك الى قدمك على اختلاف جوارحك .

ترجمه : بزرگترين حقوق خداوند بر تو حقيست كه آن ذات مقدس به عنوان حق خود رعايت آنرا برتو واجب نموده است ؛ حقـي كه اصل حقوق است و از آن حقـوق ديـگر منتشر ومتفرع ميشود و در درجه دوم حق خودت بر خودت  ميباشد ؛ كه اين حقوق از فرق سر تا كف پاي ترا شامل ميشود .

فجعل لبصرك عليك حقا و لسمعك عليك حقا و للسانك عليك حقا و ليديك عليك حقا و لرجلك عليك حقا و لبطنك عليك حقا و لفرجك عليك حقا فهذه الجوارح السبع التى بها تكون الافعال .

ترجمه : پس خداوند متعال بر تو واجب كرده رعايت حق چشمت و حق گوشت و حق زبانت و حق دستهايت و حق پايت و حق شكمت و حق عورتت را ؛كه اين اعضاي هفت گانه ؛ سبب افعال و اعمال تو ميباشد و از اين اعضا بعنوان وسيله اي براي رسيدن به اميال و آرزوهايت استفاده مينمائي

ثم جعل عزوجل لافعالك عليك حقوقا فجعل لصلاتك عليك حقا و لصومك عليك حقا و لصدقتك عليك حقا و لهديك عليك حقا ولافعالك عليك حقا

ترجمه : سپس خداوند متعال از براي افعال و كردار تو نيز به عهده تو حقوقي را قرار داد پس بر گردن تو گزاشت حـق نماز و حق روزه و حق صدقه و حق قرباني را و هم چنين ساير افعال و كارهائي كه از تو صادر ميشود همه را بر عهدهء تو حقـوقي است كه از طرف خداي متعال جعل شده است .

ثم تخرج الحقوق منك الى غيرك من ذى ( ذوى ) الحقوق الواجبة عليك و اوجبها عليك حق ائمتك ثم حقوق رعيتك ثم حقوق رحمك .

ترجمه : آنگاه حقوقي را كه غير تو برتو دارد از كساني كه داراي حقوق لازم و واجب الرعايه برتو ميباشند و خداوند آن حقوق و رعايت آنرا بر تو واجب نموده است  پس واجب ترين آن ؛ حق پيشوايان ؛ بعد حقوق زير دستان و بعد حقوق نزديكان ميباشد .

فهذه حقوق يتشعب منها حقوق .

ترجمه : اين حقـوقي كه ذكر شد ريشه و اصل ساير حقوق است و تمام حقـها به اين حقوق برگشته و از آن منتشر ميشود

فحقوق ائمتك ثلاثة اوجبها عليك ؛ حق سائسك بالسلطان ؛ ثم( حق ) سائسك بالعلم ؛ ثم حق سائسك بالملك ؛ و كل سائس امام .

ترجمه : پس حقوق پيشواياني كه خداوند برذمه توگزاشته است و رعايت آنرا واجب نموده است ؛سه قسم است ؛حق كسي كه پيشواي تو در حكومت است و بعد حق كسي كه پيشواي تو در علم است و بعد حق كسي كه پيشواي تو در مُلك است و هركسي كه ترا از جهتي اداره كند پيشواي تو به حساب مي آيد .

و حقوق رعيتك ثلاثة أوجبها عليك ؛ حق رعيتك بالسلطان ؛ ثم حق رعيتك بالعلم فان الجاهل رعية العالم ؛ و حق رعيتك بالملك من الازواج و ما ملكت من الايمان .

ترجمه : حقـوق رعيت يا كساني كه به نحوي از انحاء  تحـت سرپرستي تو قراردارند نيز سه قسم است  كه خداوند رعايـت آنرا بر تـو واجب نمـوده است ؛ كسي كه تحـت سيـطره و حكومت تو قرار دارد برتو حقـي دارد و كسي كه از تو علم فرا ميگيرد برتو حقي دارد زيرا كه جاهل رعيت عالم است . و كسي كه تحت تكفـل تو قرار دارد مثل زني كه با او ازدواج نموده اي يا  كساني كــه مملوك تو هستند همه برتو حقوقي دارند .

و حقوق رحمك كثيرة متصلة بقدر اتصال الرحم فى القرابة ؛ فاوجبها عليك حق امك ؛ ثم حق ابيك ؛ ثم حق ولدك ؛ ثم حق اخيك ثم الاقرب فالاقرب و الاول فالاول .

ترجمه : اما كساني رحم تو هستند؛ پس حقـوق آنان زياد است ؛باندازهء تعداد  اقارب و نزديكان انسان و خداونـد بر تو واجـب نموده است حق مادرت و حق پدرت  و حـق فرزندانت و.حق برادر و خواهرت و بعد حق ساير نزديكانت ؛ پس هركه  قريبتر است مقدم تر است و رعايت حقش در اولويت قرار دارد .

ثم حق مولاك المنعم عليك ؛ ثم حق مولاك الجارى نعمته عليك ( عليه نعمتك ) ثم حق ذى المعروف لديك ؛ ثم حق مؤذنك بالصلاة ؛ ثم حق امامك فى صلاتك ؛ ثم حق جليسك .

ترجمه : بعد حـق مولا و ولي تست كه بر تو احسان ميكند و بعد حـق غلام و نوكرت هست كه تو به او احسان مينمائي و بعد حق كساني كه نسبت به تو احسان نموده اند وبعد حق اذان گوينده براي نماز و بعد حـق كسي كه امام تو در نماز است و بعد حـق كسي كه هم مجلس يا هم نشين تو ميباشد .

ثم حق جارك ؛ ثم حق صاحبك ؛ ثم حق شريكك ؛ ثم حق مالك ؛ ثم حق غريمك الذى تطالبه ؛ ثم حق غريمك الذى يطالبك ؛ ثم حق خليطك ؛ ثم حق خصمك المدعى عليك ؛ ثم حق خصمك الذى تدعى عليه ؛ ثم حق مستشيرك ؛ ثم حق المشير عليك .

ترجمه : سپس حق همسايه و حق رفيق و حق شريك و حق مال و حق كسي كه به او قرض داده اي و حق كسيكه از او قرض گرفته اي و حق كسي كه باتو معاشرت دارد  و حق كسي كه مدعي تو ميباشد  و حـق كسي كه تو مدعي او ميباشي و حق كسي كه از تو مشورت مي خواهد و حق كسيكه تو از او مشورت مي خواهي .

ثم حق مستنصحك ؛ ثم حق الناصح لك ؛ ثم حق من هو اكبر منك ؛ ثم حق من هو اصغر منك ؛ ثم حق سائلك ؛ ثم حق من سألته ؛ ثم حق من جرى لك على يديه مسائة بقول او فعل او مسرّة بذلك بقول او فعل عن تعمد منه او غير تعمد منه ؛ ثم حق اهل ملتك عامة ؛ ثم حق اهل الذمة ثم الحقوق الجارية بقدر علل الاحوال و تصرف الاسباب فطوبى لمن اعانه الله على قضاء ما اوجب عليه من حقوقه و وفقه و سدده .

ترجمه : سپس حق كسيكه اورا راهنمائي نموده اي وحق كسي كه ترا راهنمائي كرده هست و حق كسيكه بزرگتر است و حق كسيكه  كوچك تر است ؛ و حـق كسيكه چيزي از تو ميخواهد و حق كسيكه تو از او چيزي ميخواهي ؛ و حق كسيكه بـدي يا خوبي از او به تو رسيده است ؛ چه از روي عمد يا از روي خطا ؛ اعـم از آنكه آن خـوبي يا بدي گفتار باشد  يا رفتار ؛ بعد حق همه مسلمانها به طـور عموم ؛ و حق غير مسلمانها كـه در حال جنگ و نبرد با مسلمانها نباشند ؛ وبعد حقوق هر حادثه و پيش آمدي كه پيش مي آيد و اتفاق مي افتد . پس خوشا به حال كسيكه خداوند اورا كمك نمايد بر انجام آنچه كه بر او واجب  كرده است از حقوق و رعايت آن و توفيقش دهد و راهنمائي اش نمايد .

 

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 212
امتیاز : نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 33

زيباترين صحيفه سجاديه به نمايش گذاشته شد

نمایشگاه مرکز بین‌المللی مخطوطات اسلامی اول تا پنجم آبان در مؤسسه دارالحدیث قم برگزار و در آن بزرگترین نهج البلاغه و زیباترین صحیفه سجادیه به نمایش گذاشته شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در نمایشگاه مرکز بین المللی مخطوطات اسلامی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث که با هدف شناسایی و گردآوری نسخه های اصیل آثار اسلامی و فراهم آوری زمینه بهره مندی دانشمندان و جوامع علمی داخلی و بین المللی از آنها  در مؤسسه برپا شده است ، بزرگترین نسخه های قرآن جهان به خط ریحان ، اولین قرآن رقعی جهان ، بزرگترین نهج البلاغه و زیباترین صحیفه سجادیه بر روی پوست آهو و سایر آثار ارزشمند نیز به نمایش درآمده ‌است.

مرکز بین المللی مخطوطات اسلامی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث تا کنون 25 هزار تصویر نسخ خطی در موضوعات مختلف علوم اسلامی از جمله طب، فلسفه اسلامی و تاریخ را جمع آوری کرده که برخی از آنها در این نمایشگاه عرضه شده است.

تهیه 100 عنوان نسخه خطی شبیه سازی شده نیز به صورت دستی براساس تصاویر نسخ خطی کتابخانه هایی چون کاشف الغطا از جمله اقدامات مرکز بین الملی مخطوطات اسلامی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث بوده و راه اندازی سایت اطلاع رسانی فراگیر نسخ خطی ایران و جهان اسلام و فهرست نویسی از آثار اسلامی را از دیگر فعالیت های در دست اقدام است.

نمایشگاه مرکز بین المللی مخطوطات اسلامی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث وابسته به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) از یکم تا پنجم آبان ، همه روزه از ساعت 15 تا 20 در محل مؤسسه دارالحدیث به نشانی قم ، خیابان 15 خرداد ، چهارراه نوبهار ، خیابان شهید نظری،‌ انتهای شهرک جهاد پذیرای عموم بازدیدکنندگان است.

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 147
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 22

دانستنی های صحیفه سجادیه

دانستنی های صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

1. صحیفه سجادیه از كیست؟

2. صحیفه به چه معناست؟

3. نامهای صحیفه سجادیه كدام است؟

4. صحیفه‌سجادیه‌ مشتمل بر چه مضامینی است؟

5. سند صحیفه سجادیه ‌تا چه اندازه معتبر است؟

6. چرا به صحیفه سجادیه، «سحیفه كامله سجادیه» گفته‎اند؟

7. سند صحیفه سجادیه به چه كسی منتهی می‎شود؟

8. آیا نسخه‎های اصلی صحیفه‌ سجادیه بر جای مانده‎اند یا خیر؟

9. صحیفه‎ای كه نوه امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ نقل كرده با صحیفه‎ای كه در نزد امام صادق ـ علیه‎السلام ـ بوده چه فرقی دارد؟

10. آیا از امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ كتاب و نوشته‌ دیگری نیز بر جای مانده است یا خیر؟

11. چرا به صحیفه سجادیه، اخت القران «خواهر قرآن» می‎گویند؟

12. به چه كتابی اخ القران «برادر قرآن» می‎گویند؟

13.حضرت امام خمینی ـ قدس سرُّه ـ درباره دعا چه تعبیری را به كار می‎برند؟

14. چند ترجمه از ترجمه‎های صحیفه سجادیه را نام ببرید؟

15. آیا از امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ دعاهای دیگری نیز نقل شده است؟

16. صحیفه سجادیه مشتمل بر چند دعاست؟

17. دعای اول و دعای آخر صحیفه سجادیه درباره چیست؟

18. اولین و آخرین جمله ‌صحیفه‌ سجادیه درباره چیست؟

19. طولانی‎ترین و كوتاهترین دعای صحیفه سجادیه كدام است؟

20. مناسبتهایی كه در صحیفه سجادیه به آنها اشاره شده است كدامند؟

21. از چند عید اسلامی در صحیفه سخن به میان آمده است؟

22. در صحیفه سجادیه به كدام جنگهای صدر اسلام اشاره شده است؟

23. از فروع دین كدام یك در صحیفه آمده است؟

24. نام چند تن از پیامبران در صحیفه آمده است؟

25. كدام یك از نامهای قرآن در صحیفه آمده است؟

26. كدام یك از نامهای روز قیامت در صحیفه آمده است؟

27. چند نام از نامهای زیبای خدا در صحیفه آمده است؟

28. دعایی كه بیشترین نامهای خدا در آن آمده است كدام است؟

29. در صحیفه چند آیه از آیات قرآنی آمده است؟

30. بیشترین آیات از كدام سوره قرآن آمده است؟

31. دعایی كه بیشترین آیات در آن آمده است كدام است؟

32. در چند دعا ذكر شریف صلوات آمده است؟

33. نام پدر و مادر حضرت سجاد ـ علیه‎السلام ـ چیست؟

34. تاریخ تولد و شهادت و مكان تولد و محل دفن امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ را ذكر كنید؟

35. القاب امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ را نام ببرید؟

36. زندگانی حضرت سجاد ـ علیه‎السلام ـ مقارن با حكومت چه زمامدارانی بوده است؟

37. حضرت سجاد ـ علیه‎السلام ـ در زمان حیات چه معصومانی می‎زیسته است؟

38. حضرت سجاد ـ علیه‎السلام ـ به دست چه كسی به شهادت رسید؟

39. زید بن علی (فرزند امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ ) در چه سالی به شهادت رسید؟

40. امام صادق ـ علیه‎السلام ـ درباره یحیی (نوه امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ و پسر زید) چه فرموده است؟

 

امام سجاد
پاسخ‎ها:

1. حضرت سجاد ـ علیه‎السلام ـ ؛ امام چهارم.

2. به پاره‎ای از پوست یا كاغذی كه در آن چیزی می‎نویسند «صحیفه» گفته می‎شود و چون دعاها را روی صحیفه می‎نوشتند به خود دعاها نیز صحیفه گفته‎اند.

3. «انجیل اهل بیت»، «زبور آل محمد»، «خواهر قرآن» و «صحیفه كامله».

4. مضامین فراوان و متنوعی چون اصول اعتقادی، فضیلتهای اخلاقی، سنّتهای الهی، شرافتهای انسانی، مسائل روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و...

5. صحیفه سجادیه دارای عالیترین سندهاست اگر چه بلندی مضامین، شیوایی عبارات و هماهنگی مطالب آن برای صحت انتساب آن به امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ كافی است.

6. چون در صحیفه‌ سجادیه برای مسائل گوناگون و نیازهای مختلف انسانی دعایی آمده است به آن، «صحیفه كامله» گفته‎اند یعنی صحیفه‎ای كه كامل و فراگیر است و به همه ابعاد انسانی پرداخته است. البته «صحیفه فاطمه زهرا ـ علیها‎السلام ـ» و «صحیفه علی ـ علیه‎السلام ـ» نیز كامل هستند ولی بدین صفت، مشهور نشده‎اند از این جهت این وصف به صحیفه سجادیه مخصوص گردیده است.

7. امام باقر ـ علیه‎السلام ـ و برادر شهیدش زید بن علی.

8. نسخه‎ای از صحیفه سجادیه به خط زید بن علی (فرزند امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ) در كتابخانه واتیكان موجود است. نسخه‎ای هم به خط امام باقر ـ علیه‎السلام ـ در نزد امام صادق ـ علیه‎السلام ـ محفوظ بوده و محتمل است كه از جمله «مواریث امامت» در نزد امام زمان ـ عًجَلَ الله تعالی فَرَجَهُ الشریف ـ باشد.

9. از یحیی پسر زید (نوه امام سجاد) صحیفه‎ای نقل شده است كه با صحیفه‎ای كه در نزد امام صادق ـ علیه‎السلام ـ بوده كاملاً منطبق است.

10. بلی، «رساله حقوق» نیز از امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ بر جای مانده است. این رساله به بیان پنجاه حق فردی و اجتماعی پرداخته است.

11. چون پس از نهج البلاغه، بهترین كتابی است كه بیانگر معارف بلند و حقایق عمیق قرآنی است.

12. نهج البلاغه‌ حضرت علی ـ علیه‎السلام ـ .

13. «قرآن صاعد»؛ ایشان این تعبیر را از استاد خود در علوم و معارف الهی حضرت آیت الله شاه آبادی ـ قدس سرُّه ـ نقل می‎فرمودند.

14. صحیفه سجادیه ترجمه‎های متنوعی دارد كه به عنوان نمونه به چند ترجمه بسنده می‎كنیم:

ـ ترجمه مرحوم مهدی الهی قمشه‎ای

ـ ترجمه مرحوم فیض الاسلام

ـ ترجمه‌ علامه مرحوم میرزا ابوالحسن شعرانی

ـ ترجمه مرحوم صدر بلاغی

ـ ترجمه محمد آیتی

ـ ترجمه سید احمد فهری

ـ ترجمه حسین انصاریان

15. بلی، به عنوان نمونه می‎توان «مناجات خمس عشره» امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ را كه در كتاب مفاتیح الجنان آمده است، نام برد.

16. پنجاه و چهار دعا.

17. دعای اول درباره حمد و سپاس خدا و دعای آخر درباره درخواست دور گردانیدن غم و اندههاست.

18. اولین جمله درباره حمد و ستایش خدا و آخرین جمله درباره صلوات بر محمد ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَّم ـ و خاندان پاك اوست.

19. طولانی‎ترین دعا،‌ دعای چهل و هفتم است كه در روز عرفه خوانده می‎شود و كوتاهترین دعا، دعای هجدهم است كه در هنگام رفع گرفتاری و پیشامدها و روا شدن حاجات به جهت تشكر از خداوند خوانده می‎شود.

20. مناسبتهایی مانند: حج و عمره،‌ جمعه،‌ ماه مبارك رمضان، لیله القدر، عید فطر، عید اَضْحی(قربان)، روز عرفه، هجرت پیامبر ـ صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَّم ـ فتح مكه، جنگ بدر.

21. از سه عید جمعه، فطر، اَضْحی(قربان).

22. جنگ بدر، فتح مكه.

23.نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منكر.

24. نام سه تن؛ حضرت آدم ـ علیه‎السلام ـ، حضرت ابراهیم ـ علیه‎السلام ـ، حضرت محمد ـ‎صلی الله عَلیهِ وَ اله و سَلَّم‎ـ .

25. كتاب، نور، مُهَیْمن، فرقان، وحی، شفا، میزان، عَلَم نجات و...

26. روز جزا و پاداش (یوم الدین)،‌روز آشكار شدن نهانها (یوم تُبلی السرائر)، روز فَزَع بزرگ (یوم الفزع الاكبر)، روز حسرت و پشیمانی (یوم الحسره و الندامه)، هنگامه عظیم قیامت (یوم الطّامّه)، روز ملاقات با خدا (یوم التَّلاق) و... .

27. پنجاه و نُه نام.

28. دعای چهل و هفتم كه در روز عرفه خوانده می‎شود.

29. بیست و یك آیه.

30. سوره بقره.

31. دعای چهل و پنجم كه درباره بدرقه ماه مبارك رمضان است.

32. چهل و شش دعا.

33. پدر بزرگوار ایشان «امام حسین ـ علیه‎السلام ـ»‌ و مادر ارجمند ایشان «شهر بانو» دختر یزدگرد است. شهر بانو دختری پاك و عفیف بود. وقتی لشكر اسلام بر پدرش، یزدگرد، پیروز شدند او را در جمع اسیران به مدینه آوردند . سرانجام شهربانو، امام حسین ـ علیه‎السلام ـ را به عنوان همسر برگزید این انتخاب بر اساس عنایت حضرت زهرا ـ‎علیها‎السلام‎ـ بود كه شهربانو پیش از اسارت در خواب دیده بود.

34. حضرت در سال 38 هجری در شهر مدینه متولد و در سال 95 هجری به لقاء الله پیوستند و در قبرستان بقیع مدفون گردیدند.

35. زین العابدین، سید العابدین، زین الصالحین، خاشع، متهجّد، زاهد، عابد، بَكّاء، سجاد و... .

36. عبدالملك و فرزندش ولید.

37. تا دو سالگی در دوران حیات و حكومت جدش حضرت علی ـ علیه‎السلام ـ‌، پس از آن در زمان حیات و امامت امام حسن و امام حسین ـ علیهما‎السلام ـ، پس از آن قسمتی از حیات و زندگانی فرزندش امام باقر ـ علیه‎السلام ـ و نوه‎اش امام صادق ـ علیه‎السلام ـ را درك كرده‎اند.

38. ولید بن عبد الملك حضرت را به وسیله «زهر» مسموم و به شهادت رساند.

39. در سال 121 هجری شهید شد و در «كناسه كوفه» به دار آویخته شد.

40. یحیی پسر زید و نوه امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ، از جمله افرادی است كه صحیفه سجادیه در نزد او بوده است امام صادق ـ علیه‎السلام ـ درباره ایشان فرموده است:«رحِمَ الله ُ ابْنَ عَمّی وَ اَلْحَقَهُ بِآبائِهِ وَ اَجْدادِهِ»؛ خدا پسر عمویم را بیامرزد و به پدران و اجدادش ملحق كند.

 بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منبع :

سایت اختصاصی امام سجاد علیه السلام

لینک ثابت
درباره : صحیفه سجّادیه ,
بازدید : 196
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 36


قالب وبلاگ