close
تبلیغات در اینترنت
مقالات و مطالب نماز
مقالات و مطالب نماز
استعلام ستون دین در ساماندهی

استعلام ستون دین


آخرین ارسال های انجمن

راه‌های جذب جوانان به مسجد و نماز جماعت

از موارد مؤثر در جذب جوانان به مسجد و نماز جماعت می‌توان به نقش امام جماعت، نظافت مساجد، نقش نمازگزاران در مساجد و ارائه الگو برای جذب جوانان و نوجوانان به نماز و مسجد اشاره كرد.

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس جایگاه والای مسجد و اهمیت حضور در آن و شركت در جماعات بر اساس آموزه‌های دینی، منابع و مستندات قرآنی و روایی بر كسی پوشیده نیست، علیرغم اهمیت مسأله، در ارتباط با حضور در مساجد و جماعات در گروه های سنی مختلف از جمله جوانان و نوجوانان با دو گروه مواجه هستیم، گروهی كه اهل مسجد و جماعات هستند و در هر شرایطی حضور در جماعات و مساجد را بر خود وظیفه می‌دانند و گروهی كه متأسفانه در مساجد و جماعات به علل مختلف حضور نمی‌یابند.
حال با توجه به اینكه كلیه آموزه‌های دینی در ارتباط با حضور در مساجد و جماعات كه بر گرفته از كتاب الهی، روایات و سیره معصومین علیهم‌السلام است؛ با فطرت انسان‌ها هم‌سو بوده و مطابقت دارد، بنابراین شكی نیست كه می‌توان با به كارگیری روش‌ها و راه‌های متناسب، بخش اعظمی از جوانان و نوجوانان مسلمان جامعه اسلامی را به این امر مهم جذب كرد.
اهمیت حضور درمسجد و نمازهای جماعت بر اساس احادیث و روایات «حضور در مساجد و عبادت در خانه خدا افزون بر آن كه خود توفیقی بزرگ و كمالی ارزشمند نیز است، كمالات روحی دیگری را نیز در پی دارد، رحمت خاص خداوند، آمرزش الهی، بهشت برین، همنشینی و همدمی با فرشتگان الهی از آن جمله است»(نوبهار، 375ص 14).

 

ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
درباره : مساجد , مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 220
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : مساجد , سجده , جوانان و مسجد , نماز جماعت ,
مساجد و جهاد فرهنگي

 

تا كفر و شرك و نفاق در جهان وجود دارد و ظلم و فريب و جهل و اختلاف در جهان يكه تازي مي كند، «جهاد فرهنگي» در زندگي بشر ضرورتي اجتناب ناپذيراست.
«قرآن» و «مساجد» و «عالمان دين» مثلث نجات بشريت از فقر و فساد و بيداد هستند.
قرآن، كتاب جهاد فرهنگي؛
مسجد، مدرسه جهاد فرهنگي؛
و عالمان دين، استادن وفرماندهان جهاد فرهنگي هستند.
امروز كه هجوم فرهنگي بيگانگان، به ايمان واخلاق و آداب و رفتار مسلماني بيش از هميشه و با شدت تمام در جريان است، قرآن واديان آسماني عموماً مورد هجوم شيطان بزرگ قرار گرفته است.
عقايد آسماني و ارزش هاي مشترك اديان توحيدي و قوانين فطري و عقلي و فرامذهبي، مورد تحقير و توهين و تمسخر جبهه شياطين قرار دارد. جهاد فرهنگي و سازماندهي و آموزش نيروهاي مؤمن و اصول گرا، يعني پاسداران فرهنگ پيامبران، آب حيات جامعه هاست.

در جوامع اسلامي مهمترين راهكار دفاع و جهاد فرهنگي، ساماندهي فعاليت ها بر سه محور
«قرآن»، «مساجد» و «عترت نبوي (ع)» است.

محور قرار دادن عالمان دين و آشنايان به فرهنگ نبوي، شرط موفقيت در دفاع و جهاد فرهنگي است. 
اصولاً اين مثلث، مثلث نجات بشريت است.

قرآن، حبل الله است، عترت و عالمان دين، كشتي نجات بشريت اند و مسجد، كشتي نوح امت اسلامي است. 
رسول اكرم (ص) فرموده است: 
«يجي يوم القيامه ثلاثه يشكون: المصحف، والمسجد و العتره يقول المصحف: يا رب حرقوني و مزقوني. يقول المسجد: يا رب عطلوني و ضيعوني. وتقول العتره يا رب قتلونا و طردونا وشردونا. فأجثوا للركبتين في الخصومه فيقول الله لي: انا اولي بذالك؛ (1)
روز قيامت سه چيز به شكايت برمي خيزند: 

قرآن، مسجد و عترت.

قرآن مي گويد: پروردگارا! مرا سوزانيدند و پاره پاره كردند.
مسجد مي گويد: بارالها! مرا معطل گذاشتند و تباه كردند.
و عترت مي گويد: خداوندا! ما را كشتند و راندند و آواره كردند.
پس براي داوري و حل وفصل شكايت [در روز قيامت ] آماده باشيد.
دراين هنگام، خداوند به من مي فرمايد: من شايسته ترم كه از حق اين سه دفاع كنم.»
رسول گرامي (ص)وضو گرفتن در هواي سرد را كفاره گناهان و رفت وآمد فراوان به سوي مساجد را نوعي مرزباني و جهاد مي شمارد و واژه «رابطوا» در قرآن (آل عمران /200) را براين گونه «مرزباني» حمل كرده است

امام صادق(ع) نيز فرموده است:
«ثلاثه يشكون الي الله عزوجل: مسجد خراب لا يصلي فيه اهله، و عالم بين جهال، و مصحف معلق قد وقع عليه غبار لا يقرء فيه؛ سه چيز به سوي خداي عزوجل شكوه مي برند: 
مسجدي كه ويران باشد و درآن نماز نخوانند.
عالمي كه بين جاهلان باشد.
و قرآني كه غبار روي آن را گرفته وخوانده نشود».(2)


امام صادق(ع) از رسول اعظم(ص)نقل كرده است:

«من كان القرآن حديثه و المسجد بيته، بني الله لي بيتاً في الجنه، (3) كسي كه سخنش قرآن و خانه اش مسجد باشد، خداوند براي او دربهشت خانه اي بنا مي كند»

ارتباط قرآن، مسجد و عالمان دين، پيوندي ناگسستني و همچون پيوند كتاب، مدرسه و معلم است كه مسير پيشرفت فرهنگي از دل اين مثلث حيات بخش مي گذرد.


قرآن، كتاب فلاح و رهايي بشريت از حاكميت زر و زور و تزوير است

.
مسجد، مدرسه بزرگ و دانشگاه مطلوب و محبوب الهي است.


پيامبران وامامان وعالمان دين نيز استادان و معلمان و آموزگاران نظام آموزشي برگزيده ي خداوند متعال هستند.
تعطيل و تخريب و اخلال در نظام تربيتي و آموزشي خدا، بزرگ ترين ستم بر بشريت و بزرگ ترين جنايت فرهنگي و تلاش هميشگي جبهه ي استكبار و كفر و شرك جهاني است.

مساجد؛ پايگاه مقاومت فرهنگي 

تخريب مساجد در جمهوري آذربايجان، 
آتش زدن مساجد در پاكستان، 
تخريب مسجد بابري در هندوستان، 
تخريب و تعطيل مساجد شيعه در عربستان، انفجار مساجد در عراق و...
همه وهمه، يك هدف را دنبال مي كند، و از يك انگيزه شيطاني ريشه مي گيرد.

همه و همه، در پي قطع ارتباط انسان و خدايند. حقيقت اين است كه خدا، بزرگ ترين مشكل صهيونيسم و كفر و استكبار جهاني است و چون خدا را نمي توانند از نظام آفرينش حذف كنند، به قلع و قمع و تخريب و توهين و تعطيل و رقيب تراشي براي آيات الهي، پيامبران الهي، كتب الهي، مساجد الهي، شخصيت هاي الهي و آمران به معروف و ناهيان از منكر مي انديشند و هركجا به گونه اي اقدام مي كنند

به اين آيات قرآني دقت كنيد: 
(و من اظلم ممن منع مساجد الله ان يذكر فيها اسمه و سعي في خرابها اولئك ما كان لهم ان يدخلوها الا خائفين 
لهم في الدنيا خزي ولهم في الاخره عذاب عظيم)(4)؛

و كيست ظالم تر از آنكه از ياد خدا در مساجد جلوگيري كند و در تخريب آن بكوشد؟ آنان حق ورود به مساجد جز درحال ترس و وحشت نداشته اند. بهره ايشان در دنيا، خواري و بي آبرويي و در آخرت، عذاب بزرگ است»

.
امروزه آمريكا و انگليس و حكومت هاي وابسته و گروهك هاي پرورده ي آنها با همه امكانات به جنگ سخت افزاري و نرم افزاري با فرهنگ مساجد و عقايد پيامبران و هويت آنان مي پردازند.

اقدامات زير، نمادهاي اين تلاش هاي شيطاني است؛ 

1-برگزاري مسابقه كاريكاتور در توهين به پيامبر بزرگ اسلام، توسط خبرگزاري هاي غربي.


2-برگزاري جشنواره جوك عليه اديان و مذاهب.


3-انفجار در مسير كاروان هاي زيارتي.


4-انفجار مسجد ديسي در يوسف خيل (ولايت پك تياي افغانستان)

.
5-انفجار مسجد براثا در بغداد، با 77 شهيد و 130 زخمي.


6-انفجار مسجد جامع زاهدان، با 28 شهيد و حدود سيصد زخمي.


7-تخريب مساجد صعده، توسط جنگنده هاي آمريكايي.


8-ممنوعيت ساختن مناره براي مساجد در سوئيس.


9-اختلاف افكني در ميان فرزندان مساجد در بلاد گوناگون.


اين اقدامات، احساس خطر اردوگاه شيطان از بيداري و اتحاد و همكاري فرزندان مساجد دنياي اسلام را نشان مي دهد.

نقش مساجد

مساجد نقاط برگزيده خداي متعال براي هدايت جامعه ي بشري است.


مساجد، كانون بيداري، روشن فكري و تبادل عواطف و آگاهي در فضاي ملكوتي است.


مساجد، خانه ي نيايش و عبادت خداست.


مساجد، مؤثرترين پايگاه هاي پيشگيري از جرم و جنايت است.

مساجد، پشتوانه محبت، اخوت، صلح و همزيستي بشريت است.


مساجد، مركز پرورش پارسايان و دانشوران و مجاهدان تاريخ است.

مساجد، كانون هدايت فرهنگي و تقويت بنيه و توان روحي مجاهدان است

.
مساجد، كلاس درس ايمان، اخلاق، مهرورزي و همفكري و همكاري است.


مساجد، دفاتر تشكل «حزب الله» در سراسر جهان است.


مساجد، خانه امن «آمران به معروف و ناهيان از منكر» است.


مساجد، مركز نشر سخنان پيامبر اعظم (ص)و مركز گسترش تفكر اهل بيت (ع) است.

مساجد، باغ و بوستان دل پذير نسل جوان و مهمان سراي پرجاذبه خداي رحيم و رحمان است.


مساجد، كانون تأثيرگذار در نهضت هاي اسلامي در سراسر تاريخ است. در انقلاب سربداران سبزوار، نهضت

مشروطه، در انقلاب اسلامي و در همه ي نهضت هاي اسلامي، «مساجد» كانون بيداري و فداكاري بوده است.


مساجد، رسانه هاي صادق، مطمئن، زنده و موثر در زندگي امت اسلامي هستند.

مساجد، پايگاه تدريس و تحصيل بصيرت سياسي و اجتماعي است.


مساجد در شناخت ارزش ها، ايمان به ارزش ها، گسترش ارزش ها و تداوم و نهادينه شدن ارزش هاي الهي، نقشي برجسته دارد.


مساجد درگسترش عدالت، تمرين عدالت و حمايت از عدالت، برجسته ترين نقش را ايفا مي كند.

مساجد، درتعالي اخلاقي، تقويت روح عرفاني، و درارضاي حس معنويت گرايي انسان، نقش نخست را دارد.


مساجد، پايگاه انذار و تبشير پيامبران و امامان و صالحان و معلمان و عالمان دين در طول تاريخ است.


مساجد، كانون اصلاح انديشه، اخلاق رفتار و روابط اجتماعي هستند.


مساجد، خانه پيامبران، امامان، پارسايان، مجاهدان، دانشوران و پاكيزگان در سراسر جهان است.


مساجد، بهترين سنگر مقاومت فرهنگي، دفاع سياسي، دفاع ازآزادي و استقلال و حقوق محرومان گيتي است.


مساجد، پارلمان هاي بي هزينه و پرفايده براي هر منطقه و محله وخيابان و كوچه دنياي اسلام است.


مساجد، كانون اميد، خودباوري، اتحاد، حق شناسي، ظلم ستيزي، آگاهي دانشوري، مشاوره و تعاون فرزندان اسلام و قرآن است.


مساجد، دارالقرآن هاي راستين تمام مناطق و محلات بلاد اسلامي است.


مساجد، دارالحديث راستين فرزندان اسلام است.


مساجد، دارالشوري امت اسلامي است.


مساجد، كانون مسابقات ايماني واخلاقي و علمي وخدمات اجتماعي و راه رهايي از مسابقات بيهوده ورزشي است.

مسجد وامامت

مساجد اگر با «قرآن و عترت» همراه باشد، بالاترين نقش را درجامعه اسلامي ايفا مي كند. فهرستي ازآثارو كاركردهاي مساجد در جامعه اسلامي بدين شرح است:


مساجد، كانون آموزش عقايد اسلامي است؛ ولي عالمان عامل بايد محور فعاليت مسجد باشند

مساجد، كانون همفكري مسلمين است، ولي مردان خدا بايد راهنمايي فرزندان مسجد را برعهده گيرند

مساجد، مركز خنثي سازي توطئه هاي دشمنان امت اسلامي است؛ ولي عالمان زمان شناس، توطئه ها را مي شناسند


مساجد، پايگاه تربيت مجاهدان و شهيدان امت اسلامي است؛ اگر عالمان پارسا، استاد و مربي اخلاق شهيدان و 
مجاهدان گرانقدر باشند.


مساجد، مركز تربيت اخلاقي مسلمانان است و جز وارستگان كسي نمي تواند مسجد و منبر را اداره كند

مساجد، پايگاه پرورش اجتماعي مؤمنان است و مهم ترين اصل در پرورش اجتماعي، هماهنگي امت با امام است

مساجد، نماد مقاومت در برابر شيطان هاي پيدا و پنهان است؛ اگر شيطان در دل امام و يا مأموم لانه نساخته باشد

مساجد، پناه مؤمنان در حوادث غم انگيز زندگي است؛ اگراحساس مسئوليت اجتماعي در فرزندان مسجد پرورش يافته باشد

مساجد، سنگر مؤمنان در برابر هجوم شياطين انسي و جني است؛ اگر اهل جهاد و جبهه، كار مسجد را در دست داشته باشند

مساجد، پايگاه مقابله با انحرافات فكري و سياسي است؛ اگر عالمان قرآني و حديثي در آن امامت كنند.
مساجد، بهترين پايگاه براي بهره گيري از اوقات فراغت نسل جوان است؛ اگر سياست گزاران ورزشي و توپ پرستان عصر ما، مساجد را هم قرباني ورزش نكنند

مساجد، آموزشگاه هميشگي قرآن و علوم قرآني است؛ اگر كارشناسان مخلص قرآني و والدين گرامي نسل جوان را به اين آموزشگاه هاي نور راهنمايي كنند.
مساجد، مقدس ترين پايگاه هاي اجتماعي انسان هاست؛ اگر پارك ها، فرهنگ سراها، گردش گاه ها و... فرصتي 
بگذارند

مساجد، كانون فرياد توحيد و عدالت در دنياي شرك و بيداد است؛ اگر فرهنگ محمدي و سيره علوي در آن حاكم باشد

مساجد، جايگاهي براي رفع نيازهاي شخصي و اجتماعي مسلمانان است؛ اگر پيوند مسجد و بازار به خوبي برقرار شود

مساجد، مادر انقلاب اسلامي، فرزند انقلاب اسلامي و يار و ياورانقلاب اسلامي و بزرگ ترين پشتوانه رهبري و زادگاه حوزه و بسيج و سپاه و مدرسه و دانشگاه هاي اسلامي است

رهبر بزرگوارانقلاب اسلامي، درباره نقش كارساز مسجد چنين مي فرمايد: 
اجتماع در مساجد را همچنان بايد نگاه داشت، جوان ها مسجد را كلاس درس و صحنه رزم بدانند. به مساجد رو كنند. مساجد، خانه خداست و خانه بندگان خداست

مساجد، كلاس دين و درس سياست و درس رزمندگي با دشمنان دين است

مساجد را گرم بداريد، محافل مذهبي را مانند دوران اختناق رژيم همچنان گرم نگاه داريد.

وظيفه ما در برابر مساجد

مساجد، نقش خويش را تاكنون به خوبي ايفا كرده اند ولي آيا ماهم نسبت به مساجد به مسئوليت هاي خويش عمل كرده ايم؟


اولين گام در تأسيس جامعه اسلامي، پايه گذاري مسجد است.

رسول اعظم(ص) در مدينه در اولين روزهاي اقامتش دو مسجد قبا و مسجد النبي (ص) را پايه گذاري كرد. حال آيا يكصدم آنچه براي ورزش هزينه مالي و تبليغاتي مي كنيم، براي مساجد هزينه كرده ايم؟

لینک ثابت

درباره : مساجد , مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 127
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : مسجد , نماز , مساجد و نماز ,
نماز و اطعام دو نماد رهايي از دوزخ

 

در نگرش قرآن همه انسان ها در زيان و خسران هستند؛ زيرا دوزخ، آدمي را احاطه كرده و تنها راه رهايي انسان از خسران ابدي و فراق دوزخي، ايمان و عمل صالح در دو عرصه شخصي و اجتماعي است. به اين معنا كه خود، مومن و نيكوكار باشد و ديگران را به ايمان و نيكوكاري بخواند و در اين راه فعالانه مشاركت داشته باشد و تبليغ و توصيه كند و دستگير ديگران باشد تا از محاصره دوزخ و خسران و فراق راهايي يابد.
اما قرآن، هنگامي كه از رهاشدگان از دوزخ و گرفتاران در آن گزارشي ارايه مي دهد، از زبان آنان مي گويد كه آنها عامل خوشبختي و بدبختي خود را نماز و اطعام مي دانند. اين دو، مهمترين مصاديق و نمادهاي ايمان و نيكوكاري در دو عرصه شخصي اجتماعي است. نويسنده براي تبيين اين معنا به تحليل قرآن مراجعه كرده تا حكمت و جايگاه اين دو نماد را در زندگي بشر ارائه دهد.
انسان گرفتار در دنيا
انسان موجودي است كه در دنيا ماموريتي از خداوند برعهده او گذاشته شده است. اين ماموريت همان چيزي است كه در آيه 30 سوره بقره از آن به خلافت الهي تعبير شده است، اما از آن جايي كه رسيدن به اين مقام در شكل كامل و تمام آن به سادگي مقدور نيست، انسان مي بايست راهي سخت و دشوار را در دوزخ دنيا بپيمايد و با دو دشمن دروني و بيروني مبارزه كند.
البته همان گونه كه براي انسان، دو دشمن دروني و بيروني وجود دارد، خداوند دو يار مهربان دروني و بيروني نيز براي او قرار داده است تا دستگير او باشند و در صراط مستقيم خدايي و خليفه شدن او را ياري رسانند. در برابر دشمن دروني هواهاي نفساني، عقل را به عنوان يار و رهبر قرارداده و در برابر دشمن بيروني وسوسه هاي شيطاني، پيامبران را فرستاده است.
پس اگر انسان بتواند از عقل و وحي بهره برد، مي تواند در صراط مستقيم قرار گيرد و از طريق عبوديت (ذاريات، آيه 56) خود را متخلق به اخلاق الهي كند كه به شكل تعليم و آموزش اسمي در انسان وجود دارد. (بقره، آيه 31) با متخلق شدن به اخلاقي الهي، انسان در مقام خليفه الهي مي تواند رهايي خود و ديگران را تجربه كند و دوزخ دنيا به بهشت رضوان الهي تبديل گردد و انسان در آرامش و آسايشي قرار گيرد كه آرزو و آرمان ديرين اوست.
خداوند در آياتي چند به وضعيت بحراني انسان در دنيا اشاره مي كند و وضعيت عمومي بشر را خسران و زيان ارزيابي مي نمايد. (عصر، آيه 2) تنها راه رهايي انسان از اين دوزخ دنيوي كه او را احاطه كرده و همه به ناچار از درون آن مي گذرند (مريم، آيات 70 و 71) اين است كه پيرو عقل و وحي باشند و از صراط مستقيم از درون اين آتش دنيوي بگذرند و خود را سرگرم آرايه هاي حيات دنيوي نكنند و از زر و سيم براي خود آتشي درست نكنند كه درون و پشت و پهلويشان را بسوزاند و ايشان را در قعر دوزخ برد و خود هيزم دوزخيان گردند. (توبه، آيه 35؛ بقره، آيه 24؛ آل عمران، آيه 19؛ تحريم، آيه 6)
خداوند به انسان ها در آيات قرآني از جمله همين آيات هشدار مي دهد كه در گذر از زندگي دنيوي و دوزخ آن، انتخاب درستي داشته باشند و در مسير عبوديت كه همان صراط و پل رهايي بخش است عبور كنند و به راست و چپ متمايل نشوند؛ زيرا هرگونه افراط و تفريطي از اين راه به معناي سقوط در دوزخ است. اما بسياري از مردم سرگرم همين آرايه هاي دنيوي چون مال مي شوند و به جاي آن كه به درستي از آن به عنوان ابزار بهره برند به آن اصالت بخشيده و خود را سرگرم لهو و لعب با آن مي كنند و در انديشه جمع كردن و شمارش آن مي افتند. (كهف، آيات7 و 28 و 46؛ اعراف، آيه32؛ يونس، آيه 88، نحل، آيه8؛ حديد، آيه20 و آيات ديگر)
اين گونه است كه همين زينت ها و طيبات، وجه غير الهي خود را نشان مي دهد و براي انسان دوزخي آتشين مي شود و از خدا و خدايي شدن دور مي سازد و در همين دنيا مستقيم به درون دوزخ سوزان مي افتد. از اين رو خداوند كافران را از كساني معرفي مي كند كه در همين دنيا در درون آتش هستند و دوزخ كاملا آنان را احاطه كرده است؛ زيرا ايشان با افراط و تفريط، از صراط و پل عبوري از روي دوزخ، به درون آن افتاده اند. (توبه، آيه49، عنكبوت آيه54)
به هرحال، وضعيت انسان، وضعيت بس خطرناكي در دنياست؛ زيرا با انتخاب درست و نادرست خود مي تواند سعادت يا شقاوت ابدي را براي خود رقم بزند. (بلد، آيه10، انسان، آيه3) همه دراين دوزخ دنيايي گرفتار هستيم و اگر كسي آن را خانه خود قرار دهد، درآخرت نيز در اين دوزخ مي ماند، ولي اگر از صراط مستقيم و پل آن بگذرد، مي تواند ضمن بهره گيري از مواهب دنيا و طيبات و آرايه هاي آن (اعراف، آيه32) در چارچوب عقل و وحي، نه تنها خود را رهايي بخشد بلكه دستگير ديگران شود و وارد بهشت رضوان گردد و جاودانه در آسايش و آرامش ابدي بي هيچ خوف و حزني از گذشته و آينده اش باشد. (بقره، آيات 38 و 62)
رهايي با ايمان و عمل صالح
اين صراط مستقيم و پل عبور از دوزخ، داراي دو بال اصلي است كه انسان با بهره گيري از آن مي تواند به دور از هرگونه افراط و تفريطي به سلامت از دوزخ بگذرد و به دارالسلام و خانه سلامت درآيد. (انعام، آيه 127؛ يونس، آيه25)
انسان براي اينكه در اين راه حركت كند نيازمند توشه اي است كه انرژي و سوخت حركتي او را فراهم آورد. اين سوخت كه همان فطرت و عقل است، موجب مي شود تا انسان صفات الهي سرشته در ذات خود را بشناسد، و آن را به كار گيرد و از هرگونه عامل سقوط در ورطه دوزخ دنيا دوري كند. اين دوري كردن همان تقواي الهي است.
انسان براي اينكه صفات الهي را در خود بروز دهد و پر پرواز بيابد، مي بايست به دو بال ايمان و عمل صالح خود توجه كند. اين دو بال ايمان و عمل صالح است كه او را براي پرواز در مسير صراط مستقيم آماده مي كند. از اين رو خداوند در آياتي از جمله آيه10 سوره فاطر از ايمان و عمل صالح به عنوان پرهاي پرواز آدمي و صعود سخن به ميان مي آورد. بنابراين، هر انساني لازم است با بهره گيري از سوخت فطرت و الهامات تقوايي آن، درمسيري كه عقل و قلب سليم مشخص مي كند و وحي، آن را تبيين و روشن مي نمايد، با دو بال ايمان و عمل، پرواز كند و از دوزخ دنيا بگذرد و به دارالاسلام وارد شود. (انعام، آيه 127؛ يونس، آيه25)
مسئوليت هاي اجتماعي انسان
آموزه هاي قرآني برخلاف بسياري از شرايع واديان، مسئوليت انسان را به گونه اي تعريف مي كند كه فراتر از مسئوليت هاي فردي و شخصي است. به اين معنا كه وقتي دراسلام سخن از مسئوليت انسان و تكاليف او به ميان مي آيد، اختصاص به مسئوليت انسان دربرابر خود ندارد، بلكه انسان همان گونه كه در برابر خود مسئول است در برابر ديگران بلكه همه هستي نيز مسئوليت دارد زيرا خداوند انسان را به عنوان خليفه انتخاب كرده و مي بايست اين مسئوليت را به درستي بشناسد و به عهده گيرد. (بقره، آيه 30)
براين اساس خداوند در تبيين رهايي از خسران و زياني كه انسان در دنيا گرفتار آن است، ضمن بيان لزوم ايمان و عمل صالح، دستگيري ديگران را نيز به عنوان عامل رهايي معرفي مي كند. بنابراين، انسان تنها با زهدورزي و ايمان و عمل صالح نمي تواند رهايي از خسران را براي خود تضمين كند، بلكه لازم است افزون بر آن به كمك ديگران بشتابد و ديگران را به ايمان و عمل صالح دعوت و توصيه كند. (سوره عصر)
از آيات ديگر قرآن نيز اين معنا به دست مي آيد كه انسان تنها با مسئوليت دوگانه شخصي و اجتماعي مي تواند از خسران رهايي يابد. پس كسي نمي تواند مدعي شود كه تنها با تزكيه نفس خود مي تواند از خسران نجات پيدا كند. از اين روست كه اسلام را دين اجتماعي دانسته اند؛ زيرا به همان اندازه كه انسان در برابرخود مسئوليت دارد به همان اندازه نيز در برابر ديگران مسئول است.
مشاركت درعرصه اجتماعي
با نگاهي به آيات قرآني مي توان اين مسئوليت و نقش اجتماعي را دراشكال گوناگون به دست آورد. به سخن ديگر، غير از كلياتي كه بيان شده، خداوند درشكل احكام نيز اين مسئوليت ها را به تفصيل تبيين كرده است. از جمله درآيه 2 سوره مائده به مومنان فرمان مي دهد كه در همه عرصه هاي اجتماعي حضور فعال داشته باشند.
مومنان مي بايست دركارهاي خير و نيك با يكديگر معاونت كنند و از هرگونه كارهاي زشت و نابهنجار جلوگيري به عمل آورند.
آنان ضمن اينكه خود اين گونه رفتار مي كنند بايد ديگران را نيز به كارهاي پسنديده دعوت كرده و از كارهاي زشت بازدارند. (توبه، آيه 71، آل عمران، آيه 114).
اين مشاركت دركارهاي اجتماعي خوب و پسنديده ازكارهاي عبادي مانند نماز آغاز تا درعرصه هاي جهادي و نظامي و اقتصادي و سياسي ادامه مي يابد.
از اين رو خداوند خواهان حضور جمعي مومنان درنماز جماعت (بقره، آيه43؛ آل عمران، آيه 43؛ توبه، آيه 112 و آيات ديگر) و نماز جمعه (سوره جمعه) مي شود.
خداوند در آيه 62 سوره نور خواهان مشاركت فعال مومنان درعرصه هاي اجتماعي مي شود. مومنان مي بايست درهمه عرصه هاي اجتماعي مشاركت فعال داشته و مسئوليت پذير باشند. اين مشاركت مي تواند درمساله همفكري و مشورت باشد (آل عمران، آيه 159) يا درعمل اجتماعي ديگري چون حضور در ميادين نبرد و جهاد جلوه گر شود. (انفال، آيه 72 و آيات ديگر)
كمك به ديگران و دستگيري ناتوانان و مستضعفان و كودكان و زنان و پيرزنان، از ديگر امور اجتماعي است كه خداوند بر آن تأكيد كرده و حتي خواهان آن است كه براي نجات ايشان از هرگونه ظلم در برابر ظالمان و مستكبران بايستند و به جهاد و مقاتله قيام كنند. (نساء، آيه 75)
هر انساني موظف است كه مسئوليت هاي اجتماعي و نقش هاي آن را به درستي بپذيرد و بدان وفادار باشد و عمل نمايد. بر مؤمنان است كه همواره حضور جدي و فعالي در عرصه اجتماعي داشته باشند و براي اجراي عدالت و وادار كردن مسئولان و طبقات مديريتي كشور به آن در جامعه حضور جدي داشته باشند. (حديد، آيه 25)
تقدم امور اجتماعي بر امور شخصي
از برخي آيات قرآني به دست مي آيد كه گاه امور اجتماعي حساس مانند جهاد و بيعت و انتخابات حتي بر امور شخصي مقدم است و هرگاه رهبري جامعه به امر اجتماعي مهمي فراخواند بر مردم است تا فعالانه در آن عرصه وارد شوند و كارهاي شخصي خود را رها كنند. هرگونه تخلف از مشاركت و حضور در امر اجتماعي جايز نيست و هر كسي مي بايست به طور مشخص از رهبري جواز عدم حضور و مشاركت را كسب كند. اين بدان معناست كه مشاركت در امر اجتماعي، مهم و تقدم آن بر امور شخصي امري قطعي است و هرگاه درباره موردي شك و ترديدي مطرح شد مي بايست اصل را بر حضور و مشاركت قرار داد.
خداوند در آيه 62 سوره نور مي فرمايد: انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه علي امر جامع لم يذهبوا حتي يستأذنوه ان الذين يستأذنونك اولئك الذين يؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم واستغفر لهم الله ان الله غفور رحيم؛ جز اين نيست كه مؤمنان كساني اند كه به خدا و پيامبرش گرويده اند و هنگامي كه با او بر سر كاري اجتماع كردند، تا از وي كسب اجازه نكنند نمي روند. در حقيقت، كساني كه از تو كسب اجازه مي كنند آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس چون براي برخي از كارهايشان از تو اجازه خواستند، به هر كس از آنان كه خواستي اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است.
بنابراين، به حكم اولويت امور اجتماعي بر امور شخصي و تقدم خواسته هاي رهبري بر خواسته هاي شخصي لازم است تا مؤمنان در امور اجتماعي جامعه اسلامي مشاركت فعال داشته باشند و كارهاي خود را كنار بگذارند و به كارهاي اجتماعي بپردازند. كساني كه با بهانه جمع آوري محصولات، آموزش و تدريس در حوزه و دانشگاه، مشكلات خانوادگي، ترس و خوف همسر و فرزندان، از فعاليت هاي مهم اجتماعي مانند حضور در جبهه خودداري مي كنند يا هنگام نماز جمعه و برپايي اجتماع هفتگي سياسي عبادي به خريد و فروش مي پردازند، جزو متخلفين حساب مي شوند و خداوند ايشان را به سبب عدم تقديم فعاليت هاي اجتماعي بر شخصي مؤاخذه، سرزنش و توبيخ مي كند. (سوره جمعه؛ توبه، آيات 93 و 120)
نماز و اطعام دو نماد مهم
چنان كه گفته شد تنها راه رهايي از خسران و دوزخ، ايمان و عمل صالح است. نمادهاي مهمي كه قرآن براي ايمان و عمل صالح بيان كرده نماز و اطعام است. نماز بهترين و زيباترين حالت عبادي و تزكيه نفس است. از اين رو ستون دين و مرز اسلام و كفر معرفي شده است.
با نگاهي به آثار نماز در زندگي مادي و معنوي و نيز دنيوي و اخروي بشر مي توان دريافت كه چرا خداوند نماز را مهم بيان مي كند و آن را نماد رهايي بخش بشر از دوزخ فراق و سوز مي داند. در آيات قرآني به بيش از هشتاد اثر بسيار مهم نماز پرداخته شده كه هر يك به تنهايي به معناي همه چيز است.
خداوند هنگامي كه از وضعيت دوزخيان گزارش مي كند، در بيان علت ورود به دوزخ آنان مي گويند كه اهل نماز نبودند. (مدثر، آيات42 و 43)
خداوند در كنار نماز، به مسئله اطعام به عنوان نماد ديگر رهايي اشاره مي كند كه مرتبط با امر اجتماعي است. به اين معنا كه انسان با دو كار شخصي و اجتماعي نماز و اطعام مي تواند خود را از خسران و دوزخ رهايي بخشد. خداوند در سوره مدثر گزارش مي كند كه وقتي از دوزخيان پرسيدند: ما سلككم في سقر؛ چه چيز شما را در آتش سقر درآورد؟» مي گويند: «لم نك من المصلين، از نمازگزاران نبوديم، و لم نك نطعم المسكين؛ و بينوايان را غذا نمي داديم.» (مدثر، آيات 41 تا 43)
نماز، برترين نماد در ايمان و خداپرستي است چنان كه اطعام و غذادادن به بينوايان و ناتوانان مهم ترين و بهترين نماد براي كارهاي اجتماعي در قبال جامعه است. البته عبادت چهره هاي مختلفي به خود مي گيرد كه جنبه هاي فردي و اجتماعي نيز از جمله آنهاست. به اين معنا كه كارهايي چون زكات و نيكوكاري و احسان و انفاق خود جلوه اي از عبادت است، چنان كه كارهايي چون نماز و روزه و خواندن قرآن و حج و مانند آن نيز جلوه اي ديگر از عبادت مي باشد. اما دو چهره مهم ايمان و عمل صالح يعني عبوديت و بندگي را مي بايست در نماز و اطعام ديد. از اين رو خداوند همواره بر نماز و اطعام تأكيد مي كند و در آياتي از جمله سوره انسان به مسئله اطعام اهل بيت(ع) اشاره كرده و مي گويد كه ايشان با اطعام خود توانستند محبوبيت خداوند را كسب كرده و در مقام رضا قرارگيرند و از بهشت رضوان الهي سود بزند.
مؤمنان كساني هستند كه نماز مي خوانند و اطعام مي دهند و ديگران را به اين دو عمل تشويق و ترغيب مي كنند. (معارج، آيات20 و 21؛ فجر، آيات16 تا 18 و آيات ديگر) در حالي كه كافران از اين دو عمل به شدت پرهيز كره و حتي از آن باز مي دارند. (حاقه، آيه34؛ ماعون، آيات2 تا 7 و آيات ديگر)
از نظر قرآن بهترين جلوه هاي شخصي و اجتماعي عبادت را مي بايست در نماز و اطعام جست. از اين رو پيامبران (هود، آيه69؛ ذاريات، آيات24 تا 27) و ابرار (سوره انسان و آيات ديگر) و اهل بهشت كه اصحاب يمين هستند (بلد، آيات14 تا 18) داراي اين صفت مهم نمازگزاري و اطعام كنندگي بودند.
بنابراين لازم است كه انسان براي شناخت اهل تقوا و مؤمنان و نيكوكاران، به اين دو نماد توجه كند و آن را از اسباب شناسايي انسان هاي خوب از بد بداند و به كار گيرد. به اين معنا كه انسان خوب اهل نماز و اطعام است در حالي انسان بدكار از اين دو نه تنها گريزان است بلكه ديگران را نيز به ترك نماز و اطعام تشويق مي كند. بنابراين، بايد براي اين كه در مسير عبوديت باشيم بايد همواره بر عناصر مهمي چون نماز و اطعام توجه داشته و خود بدان، عام و ديگران را نيز بدان تشويق كنيم، چنان كه اسوه هاي بشريت از پيامبران و امامان(ع) اين گونه بودند و خداوند از نماز بسيار ايشان و اطعام آنان به بينوايان و بلكه حتي دشمنان كافر و اسير، خبر مي دهد.


علیرضا پرورش    

لینک ثابت
درباره : مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 135
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : نماز و اطعام , اطعام ,
نماز و كودك/گفتمان معنویت

قل لعبادی الذین آمنوا یقیمواالصّلاة (سوره ابراهیم /31)نماز مظهری است برای هرگونه رابطه با خدا،چراكه این رابطه در نماز از هر عمل دیگری بهترمشخص می شود.در آیه شریفه به پیامبر دستور داده شده كه:به بندگان خاص من كه افراد مومن هستندبگو(برای هر چه نزدیك تر شدن به خداوندنماز را به پا دارند)این توصیه در تمامی ادیان الهی وجود داردوخواسته بزرگ حضرت ابراهیم است كه برای خودوفرزندانش چنین دعا می كند :ربّ اجعلنی مقیم الصّلاة ومن ذرّیتی(سوره ابراهیم/40)ویا عیسی علیه السلام آن را سفارش خداوندبرای تمام مدت حیات وزندگی اش  می داند:واوصانی بالصّلاة والزكاة ما دمت حیّا(سوره مریم/31)

این توصیه گویای اهمّیّت ونقش مهمّ آن در نیل به كمال است،چنان كه امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال معاویه بن وهب در باره اینكه:برترین ومحبوب ترین كاری كه بندگان رابه خداوند نزدیك می كند چیست؟ فرمودند:بعد از معرفت وشناخت خداوند كاری برتر از نماز نیست ؛چه اینكه قرآن از عیسی بن مریم نقل می كند كه: اوصانی بالصّلاة والزكاة ما دمت حیّاپس ازروشن شدن اهمّیِّت نماز این سؤال پیش می آید كه مسئول برپایی نماز وآشنا كردن كودكان ونوجوانان چه كسانی هستند؟

با مروری اجمالی به آیات وروایات،می توان در یافت كه این وظیفه در جامعه اسلامی بر عهده حكومت ورهبران ومبلغین می باشد ودر خانواده مسئولیت بر عهده پدر ومادر می باشدكه در این مقاله در دو بخش به آن پرداخته می شود :

الف- نقش حكومت ووظایف سازمان ها :الذین ان مكّنّاهم فی الارض اقاموا الصّلاة ... (سوره حج/41 )همان كسانی كه هرگاه در زمین به آن ها قدرت بخشیدیم، نمازرا به پامی دارند ...نماز از ارزش های محوری در جامعه اسلامی است كه هر گاه چنین حكومتی برپا شود،از اقدامات اولیه آن،برپایی نماز درجامعه است. سرلوحه دعوت همه اولیاء پس از توحید ،امر به برپایی نماز می باشد.حضرت ابراهیم علیه السلام به همراه فرزندش در سرزمین بی آب وعلف مكه خانه كعبه را بنا نهاد تا توحیدیان به آن سوی روی كنند نماز بگذارند.در زمان بنی اسرائیل به حضرت موسی وهارون امرشد كه : برای قوم خود خانه هایی در سرزمین مصر انتخاب كنید وخانه هایتان را مقابل یكدیگر (ومتمركز) قرار دهید ، ونمازرا برپا دارید، وبه مؤمنان بشارت ده كه (سرانجام پیروز می شوند ) (سوره یونس/87) 

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز به هنگام ورودش به مدینه در روستای قباء ، اولین مسجد را بنا كرد وسپس در شهر یثرب در كنار منزلش ، برای مسلمانان مدینه ، مسجد را ساخت.این روش پیامبران ، الگویی است برای ما كه برای برپایی نماز در جامعه ، مكان های مناسبی را آماده سازیم ، اما متاسفانه دیده می شود كه در مدارس ، نماز خانه را در قسمتی از ساختمان ایجاد می كنند كه رغبت چندانی برای اقامه نماز درآن دیده نمی شود ، درحالی كه فضای برگزاری نماز باید از چنان جذابیتی برخوردار باشد كه كودكان ونوجوانان بهترین لحظات شیرین خود را درآن سپری كنند .لذا این فضا از لحاظ نور ، تهویه هوا ، تزئین وصدا باید از بهترین كیفیت ها برخوردار باشد تادر كنار برنامه های مناسب سنین آن ها، میل به نماز در كنار همدیگر را در وجود آن ها شعله ورتر كند.رسانه های گوناگون مثل تلویزیون ،كتاب ،نشریه ونرم افزار و.... در امر تربیت دینی به ویژه نماز نقش مهمی را در این میان می توانند ایفا كنند.

روحانیون وائمه جماعات به عنوان مبلغ دین وسرمشق برای همگان ،بارعایت این اصل مهم در امر تبلیغ دین كه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: انّا معاشر الانبیاء امرنا ان نكلم الناس علی قدر عقولهم.هنگام برخورد باكودكان ونوجوانان ، بابهره گیری از روش وفنون ومهارت های خاص بر خورد باكودك ونوجوان ،آن هارا با امر نماز آشنا كرده وپاسخ گوی خوبی به سؤال های  آنان در این باره باشند

ب- خانواده وأمر أهلك بالصّلاه.....(سوره طه /132)اهل یعنی افراد خانواده ،كه پدر مسؤل بر طرف كردن نیاز های آنان می باشد .امّا این مسؤولیّت منحصر در پوشاك ،تغذیه ،اسكان و....نیست ؛ بلكه  تربیت فرزندان نیز جزو وظایف می باشد .در انجام این وظیفه ،پیامبران الگوی مناسبی برای همه پدر ومادرها می با شند .درآیه شریفه سوره طه ،این دستور به پیامبر اكرم صلی الله علیه واله وسلم  داده شده كه اسوه حسنه برای همه انسان ها می باشند . 

در سوره مریم ،در سیره زندگی خانوادگی حضرت اسماعیل می خوانیم كه :وكان یأمر اهله بالصّلاة (سوره مریم /55)ازتعبیر «كان یأمر » این نكته به دست می آید كه سفارش به نماز كار همیشگی ومستمر او بوده واصلاح خانواده از امور مورد اهتمامش بوده است ویا در سفارش لقمان به فرزندش می خوانیم كه: یا بنیّ أقم الصلاة.... (سوره لقمان /17)چه زیبا این  مرد الهی با فرزندش ارتباط برقرار می كند " یا بنیّ" ،فرزندم .مصغّر آوردن «بنیّ » برای مهر ورزی وشفقّت است ،لقمان با این تعبیر ،احساسات فرزندش را تحریك می كند واحساس نزدیكی وعطوفت بیشتری به فرزند القاء می كند .

زمان مناسب برای تربیت دینی:آیا زمان بلوغ وبه تكلیف رسیدن فرزندان ، آن ها را با نماز آشنا كنیم ویا از زمان دیگری باید به این فكر بود ؟عدّه ای از پدر ومادرها ، اهتمامشان برطرف كردن نیاز های اولیه فرزندانشان می باشد وتربیت را به عهده مدرسه می گذارند.درحالی كه این غفلت بسیار بزرگی است ودر واقع از دست دادن فرصت ها وبه هدر دادن عمروضایع كردن آن می باشد .در مكتب اسلام ، برای تربیت فرزندان صالح ومقیّد به نماز ، سفارش هایی شده كه بر طبق آن باید قدم های زیادی برداشت تا در سنّ تكلیف،فرزند خودش ،بااختیاروبا میل ورغبت به نمازبایستد.
گام اول:انتخاب همسر شایسته ، اولین گام در امر تربیت می باشد
 .امام صادق علیه السلام :اگر شخصی برای زیبایی وثروت زنی با اوازدواج كند ، خداوند امرش را به خودش می سپارد واگر به خاطر دینش با او ازدواج كند خداوند زیبایی وثروت را هم به اوارزانی خواهد كرد.پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:هنگامی كه خواستگاری به نزد شما آمد اگر از رفتار او رضایت داری ، دختر خود را به ازدواج او در آورید.

گام دوّم:هنگامی كه زوجین خواهان فرزند می شوند بارعات آداب مختلفی همچون وضو ، دعا ، نماز زمینه را برای آمدن او فراهم می كنند .در كتاب مفاتیح الجنان آمده : از حضرت امام محمد باقرعلیه السلام  منقول است كه چون عروس را به نزد توبیاورند بگو كه پیش از آن وضو بسازد و تو وضو بساز ودو ركعت نماز بكن وبگو كه اورانیز امر كنند كه دوركعت نماز بگزارد پس حمد الهی كن وصلوات بر محمد وال محمد بفرست پس دعا كن وامر كن آن زنان كه بااو آمده اند آمین گویند واین دعا را بخوان :اللهم ارزقنی الفها وودّها ورضاها ،وارضنی بها واجمع بیننا بأحسن اجتماع ،وانس ایتلاف ،فانّك تحبّ الحلال وتكره الحرام . ترجمه:خدایا روزیم كن الفت او ودوستی ورضای اورا ،وخشنوددار مرا بدان وجمع كن میان ما به اجتماعی خوش ،وانسی باكمال الفت .زیرا تو دوست داری حلال را وبد داری حرام را .

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه چون در شب زفاف به نزد عروس بروی موی پیشانیش را بگیر روبه قبله آور وبگو: اللهم بأمانتك اخذتها وبكلماتك استحللتها،فأن قضیت لی منها ولدا ،فاجعله مباركا تقیا من شیعته آل محمد ،ولا تجعل للشیطان فیه شركا ولا نصیبا .ترجمه:خدایا به امانت از طرف تو اورا گرفتم وبه سخنان تو حلالش كردم برخود، اگر مقدّر كردی برایم ازاو فرزندی ،اورا مقرر كن بابركت وباتقوا از شیعیان آل محمد علیهم السلام ،ومگردان برای شیطان در او شركتی ونه بهره ای.بهترین ارث ویادگاری كه ازاین ازدواج باقی می ماند ، همانا فرزند صالحی است كه پدر ومادرش با مراقبت های ویژه اقدام به این امر كرده اند .

در حكایتی پیامبر اكرم صلی الله علیه واله وسلم از زمان حضرت عیسی علیه السلام نقل می كند روزی عیسی علیه السلام از كنار قبری عبور می كرد .صاحب آن قبر را مشاهده كرد كه دچار عذاب می باشد ولی پس از مدتی كه از همان جا عبور كرد ، از عذاب او دیگر خبری نبود . از خداوند علت را جویا شد ، حق تعالی فرمود : اودارای فرزند صالحی است كه به خاطر كار های نیكش پدرش را آمورزیدم .در ادامه پیامبر فرمود : میراث خداوند برای هر انسانی ، فرزند شایسته ای است كه پس از او خداوند را عبادت می كند پس این آیه شریفه را تلاوت كرد : ربّ هب لی من لدنك ولیّا یرثنی ویرث من آل یعقوب واجعله ربّ رضیاً(سوره آل عمران/38)

گام سوم: هنگام تولد نوزاد ،مستحب است درگوش راست او اذان ودر گوش چپ اقامه گفته شود تاباپانهادن او برزمین وبه دنیا آمدنش ،اولین كلامی كه می شنود ندای توحید باشد وآمادگی برای اقامه نماز .

گام چهارم: پس از آن كه كودك ،مراحل رشد را به خوبی طی كرد وباتغذیه مناسب توانست راه رفتن رابه خوبی یاد بگیرد وقدرت تكلم او به حدّی رسید كه توانست جمله های كامل رابیان كند ؛یعنی حدود سه سالگی ،دراسلام سفارش به كارهایی شده جهت آشنایی هر چه بیشتر او باتوحید وانجام فریضه نماز . به این حدیث توجه كنید : هنگامی كه كودك به سه سالگی رسید،هفت بار به او گفته شود كه "لا اله الّا الله " بگوید  وهنگامی كه سه سال وهفت ماه وبیست روزه شد هفت بار به او گفته شود كه" محمد رسول الله" بگوید .هنگامی كه چهار ساله شد ،هفت بار به او گفته شود كه "صلی الله علی محمد وآل محمد " بگوید . هنگامی كه پنج ساله شد اورا بامفهوم جهت چپ وراست آشنا كرده سپس صورت اورا به سمت قبله كرده واز او خواسته شود كه سجده كند.هنگامی كه هفت ساله شد ،ركوع وسجده به او آموزش داده شود .

در پایان هفت سالگی به او گفته شود كه :صورت ودست هایت را بشوی .سپس به او گفته شود كه نماز بگذار هنگامی كه نه ساله شد :وضو ونماز به صورت كامل به او آموزش داده شود  تااقدام به انجام نماز نماید واگر نخواند باز خواست شود.اگر وضو ونماز راكامل یادگرفت وانجام داد ،خداوند پدر ومادر اورا بیامرزد .آن چه از این حدیث می توان دریافت این است كه در امر آموزش كودك ،نباید عجله كرد وبازور وفشار اورا بامفهوم نماز آشنا كرد .بلكه  باید با  اصل تمرین وتكرار وتدریج  به این مهم پرداخت تا كودك در ضمن تكرار با این جمله ها ورفتار ها  آشنایی پیدا كند .

نكته دیگری كه باید به آن توجه داشت این است كه دنیای كودك تا هفت سالگی بازی است (الولد یلعب سبع سنین ) لذا این مفاهیم باید در قالب بازی  ویا قصه گویی وشعر وسرود خوانی انجام گیرد .مراقبت های همیشگی وبهره گیری از تشویق های كلامی ومادّی می تواند كودك را در این امر به خوبی كمك كند ، تابا مشوّق های بیرونی ،كم كم او به سمت  انگیزه های درونی پیش برود  كه در سنّ تكلیف با آگاهی واطلاع مناسب نماز را به جا آورد.


نوشته حجت الاسلام والمسلمین حسین حقیقت

لینک ثابت
درباره : مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 140
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : کودک , نماز , نماز و کودک ,
آیا پیامبر(ص) از نماز و دعا در کنار قبر خود و سایر قبور نهی فرمودند؟

پیامبر(ص) فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِیائِهِمْ مَساجِدَ» و همچنین : «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْری وَثَناً» . {مسند احمد، ج 2 ، ص 246 ؛ الموطّا، ج 1، ص 172}

 

‏ خداوند یهود را لعنت کند چون قبور پیامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حدیث دیگر فرمودند : بار خدایا! قبر مرا بت قرار مده .

 

‏ آیا این دو حدیث ، نهى از نماز و دعا در کنار قبر پیامبر ( ص ) و سایر قبور نیست؟

در پاسخ این پرسش نیز - مانند پرسشهاى پیشین - باید به چند نکته بپردازیم:


  

‏ الف - افرادى که در سند این حدیث آمده‏اند ، یا ضعیف هستند و یا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلک بوده‏است . و «ابو صالح» مردّد بین ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منکر الحدیث و ابن بهمان ، شناخته شده نیست . پس حدیث از نظر سند مشکل دارد.


  

‏ ب - حدیث هیچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا کردن در جوار قبور ندارد؛ زیرا اشاره به روایت کنیسه حبشه دارد که به هنگام مرگ فردى از صالحان خود ، مسجدى بر روى قبرش بنا مى‏کردند و عکس هایى روى آن مى‏گذاشتند و به سوى آن عکس ها و قبر سجده مى‏کردند و این معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به کعبه ایستادن در کنار قبور صالحان ندارد.


  

‏ * قرطبى مى‏گوید : «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور لیتأنسوا بها ویتذکّروا أفعالهم الصالحة فیجتهدون کإجتهادهم ویعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشیطان: إن اسلافهم کانوا یعبدون هذه الصور ویعظّمونها فحذّر النبی عن مثل ذلک» .

 

ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏497.

 

‏ ‏ * « نیاکان آنان عکس‏هایى از مردگان خود ترسیم کردند تا به آن اُنس گیرند و به یاد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جدیت و تلاش کنند و در کنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند . ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نیاکان خود جاهل بودند و شیطان هم وسوسه کرده ، به آنان چنین القا کرد که نیاکان شما این عکس‏ها را مى پرستیدند و آن را تعظیم مى‏کردند ، پس پیامبر ( ص ) مردم را از این انحراف بر حذر داشت .» بنابراین ، هیچ دلالتى بر حرمت دعا و زیارت کنار قبور انبیا و صلحا ندارد.


 

‏ * بیضاوى مى‏گوید : «لمّاکانت الیهودوالنصارى یسجدون لقبور الأنبیاء تعظیما لشأنهم ویجعلونها قبلة یتوجّهون فی الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً ، لعنهم النبیّ( ص ) ...»

 

ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏479.

 

* « چون یهود و نصارى بر قبور انبیا سجده مى‏کردند و آن را قبله - و جهت - نماز قرار مى‏دادند و همانند بت با آن رفتار مى‏کردند ، مورد لعن پیامبر ( ص ) قرار گرفتند.


  

‏ و این معنا هم هیچ ارتباطى با زیارت قبر پیامبر ( ص ) و ائمه طاهرین و صلحا و نماز خواندن براى خداوند - در آنجا - ندارد.


  

‏ ج - بسیارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبره‏ها داده‏اند؛ از جمله آنها مالک بن انس است:


  

‏ - «کان مالک لا یرى بأساً بالصلاة فی المقابر و هو اذا صلّى فی المقبرة کانت القبور بین یدیه وخلفه و عن یمینه وشماله».


  

‏ - و قال مالک لا بأس بالصلاة فی المقابر و قال بلغنی إن بعض اصحاب النبی کانوا یصلّون فی المقبرة» .

 

المدونة الکبرى‏ ، ج‏1 ، ص‏90.

 

‏ مالک مى‏گوید : نماز خواندن در قبرستان اشکال ندارد و چنین مى‏پنداشت که اگر در اطراف نمازگزار قبرهایى باشد باز هم مشکلى به نظر نمى‏رسد.

 

‏ - عبدالغنى نابلسى مى‏گوید : «اذا کان موضع القبور مسجداً أو على طریق ، أو کان هناک أحد جالساً ، أو أن قبر ولیّ من اولیاءاللّه أو عالم من المحقّقین ، تعظیماً لروحه المشرفة ، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه ولیّ لیتبرکوا به ، و یدعوااللّه عنده فیستجاب لهم ، فهو أمر جائز ، لا مانع منه» .

 

الحدیقة الندیه ، ج‏2 ، ص‏630.

 

‏ « اگر قبرى مسجد شود یا در راه واقع شود... و یا قبر یکى از اولیاءاللّه باشد ، و یا عالمى از محققین براى تعظیم روان تابناک او براى اعلام و آگاهى دادن به اینکه او یکى از اولیاء اللّه است تا مردم به او تبرک جویند و در کنار آرامگاهش او دعا کنند و مستجاب شود . البته این کار جایز است و منعى ندارد .»

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز , مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 165
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 48


قالب وبلاگ