close
تبلیغات در اینترنت
داستان های قرآن و نماز
داستان های قرآن و نماز
استعلام ستون دین در ساماندهی

استعلام ستون دین


آخرین ارسال های انجمن

عاقبت وحشتناک بی نمازی و سهل انگاری در آن
کلمات کلیدی :قرآن، نماز، صلاة، دعا، خشوع، صلوات
 
 
 

“نماز” واژۀ قرآنی آن “صلاة”[۱] و جمع آن “صلوات” است، “صلاة” در اصل به معنای دعاء است که در بعضی[۲] از آیات قرآن به همین معنی آمده است. وجه نامگذاری نماز به صلاة از باب اطلاق جزء به کل است یعنی نماز شامل دعاء هم هست.

 عاقبت وحشتناک بی نمازی و سهل انگاری در آن

 


کلمات کلیدی :قرآن، نماز، صلاة، دعا، خشوع، صلوات
 
 
 

“نماز” واژۀ قرآنی آن “صلاة”[۱] و جمع آن “صلوات” است، “صلاة” در اصل به معنای دعاء است که در بعضی[۲] از آیات قرآن به همین معنی آمده است. وجه نامگذاری نماز به صلاة از باب اطلاق جزء به کل است یعنی نماز شامل دعاء هم هست.
نماز از عباداتی است که هیچ شریعتی از آن خالی نبوده، هر چند که گونه‌های آن بر حسب شریعت‌های مختلف فرق داشته است.[۳]به دلیل اینکه حضرت ابراهیم (ع) بر پاداری نماز را هم برای خودش و هم برای فرزندش از خدای متعال طلب نمود:
«َبِّ اجْعَلْنِی مُقیمَ الصَّلاَةِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی…»(ابراهیم/۴۰)
«پروردگارا! مرا به پا دارندۀ نماز قرار ده و از فرزندانم (نیز)…»
و حضرت عیسی (ع) در گهواره از آن سخن گفت:
«و َأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا » (مریم/۳۱)
«و تا زمانی که زنده‌ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است».
جملۀ “و اوصانی بالصلاة و الزکاة…” اشاره به این است که در شریعت عیسی (ع) نماز و زکات تشریع شده است.[۴]

 

 

توجه ویژۀ خداوند به نماز:

نماز در بین عبادات از امتیاز خاصّی برخوردار است، خدای سبحان در آغاز دریافت وحی حضرت موسی (ع) ضمن اشاره به معارف کلی دین، نماز را انتخاب کرده و می‌فرماید:«…اَقِمِ الصَّلاةَ لذکری » (طه/۱۴)
«… نماز را برای یاد من بپا دار.»
از این آیه دو نکته روشن می‌شود:
۱) نماز اختصاص به شریعتِ خاتم الانبیاء (ص) ندارد.
۲) إقامۀ نماز باید برای یاد خدا باشد. [۵]

 

 

اهمیّت نماز:

۱) نماز از واجبات الهی است:

«إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا »(نساء/۱۰۳)
«نماز، وظیفۀ ثابت و معیّن برای مؤمنان است.»
“کتابت” کنایه است از واجب بودن و واجب کردن، پس طبق این آیه، نماز بر مؤمنان نوشته و واجبی است دارای وقت.[۶]

۲) بر پاداری نماز از صفات مؤمنان حقیقی است:[۷]

«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقثْنَاهُمْ یُنفِقُونَ »(انفال/۳)
«آنها که نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.»

۳) محافظت از نماز، نخستین نشانۀ عملی تقوا و معاد باوری است:

«…وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ » (انعام/۹۲)
«…آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن(قرآن) ایمان می‌آورند و بر نمازهای خویش، مراقبت می‌کنند.»
تا آنجایی که به پای بندی نماز در میدانِ جنگ تأکید شده است. [۸]

۴) نماز، نخستین نشانۀ حکومت صالحان در روی زمین است:

«الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ…»(حج/۴۱)
«کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را برپامیدارند… »

۵) نماز باز دارنده از زشتیها و بدیها:

«…وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَ الْمُنکَرِ…» (عنکبوت/۴۵)
«…ونماز را بر پادار، که نماز (انسان )را از زشتیها و گناه باز میدارد…»
سیاق آیات شاهد بر این است که منظور از این باز داری، بازداریِ طبیعت نماز از فحشاء و منکر است. البته بازداری آن به نحو اقتضاء است نه علیّت تامه، که هر کس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند یعنی نمازی که با رعایت آداب و شرائط مطلوبِ شرع، انجام یافته قدرت باز دارندگی از گناه را دارد، به شرطی که خود شخص اراده بر انجام گناه نداشته باشد. [۹]

 

 

سهل انگاری در نماز:

«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ » (ماعون/ ۴-۵)
«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل نگاری می‌کنند.»
یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه اینکه به کلّی فوت شود و چه اینکه بعضی وقتها، و یا اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرائطش و احکام و مسائلش را ندانسته، نمازی باطل بخوانند.[۱۰]
از امام صادق (ع) روایت شده:
«إنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفَّاً بِالصّلاة »[۱۱]
«همانا شفاعت ما به سبک شمارندۀ نماز نمی‌رسد.»

 

 

پی‌آمدِ سنگین بی‌نمازی:

انسان با نماز نخواندن جهنّمی و اهل دوزخ می‌شود، قرآن از گفتگوی میان بهشتیان و دوزخیان خبر می‌دهد که بهشتیان از علّت جهنمی شدن اهل دوزخ سئوال می‌کنند. در جواب آنان، اولین سخنی که بر زبان میآورند بی‌نمازی و بی‌تفاوتی نسبت به نماز است:
«مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ » (مدّثر/۴۲-۴۳)
«چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»
منظور از “صلاة” در اینجا، نماز معمول در اسلام نیست بلکه منظور  عبادتی خاص است به درگاه خدای تعالی که با همۀ عبادتها یعنی عبادت در شریعتهای آسمانی که از حیث کم و کیف از همدیگر مختلفند  می‌سازد. [۱۲]

 

 

معنای خشوع در نماز:

“خشوع” به معنی حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‌شود و آثارش در بدن ظاهر می‌گردد. قرآن کریم، خشوع را از صفات مؤمنین حقیقی بر شمرده است:
«الّذین هُم فی صَلاتِهم خَاشِعُون » (مؤمنون/۲)
«آنها که درنمازشان خشوع دارند.»
یعنی اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بی‌روح و فاقد معنی نیست، بلکه به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا می‌شود که از غیر او جدا می‌گردند و به او می‌پیوندند. چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار می‌شوند که بر تمام ذرات وجودشان اثر می‌گذارد، خود را ذره‌ای می‌بینند در برابر وجودی بی‌پایان، و قطره‌ای در برابر اقیانوس بیکران.[۱۳]

 

 

محافظت بر نماز:

«حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ و الصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَ قُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ»  (بقره/۲۳۸)
«در انجام همۀ نمازها (به خصوص) نماز وسطی کوشا باشید! و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید »
در آیۀ دیگری می‌فرماید:«وَ الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » (مؤمنون/۹)
«و آنها که بر نمازهایشان مواظبت می‌نمایند »
منظور، محافظت از عدد نماز است یعنی مؤمنان محافظت دارند که یکی از نمازهایشان فوت نشود و دائماً مراقب آنند؛ بخاطر اینکه “صلاة” به صیغۀ جمع آمده و به ضمیر “هم” اضافه شده است .در سورۀ (معارج آیه/۳۴) لفظ “صلاة” مفرد آمده است: «وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » در این آیه منظور از محافظت بر نماز، رعایت صفات کمالی نماز است؛ یعنی آن طور نماز بخواند که شرع دستور داده است. [۱۴]

 

 

پی نوشت ها:

[۱] . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن مادّه «صلی».
[۲] . در آیاتی همچون: (توبه/۱۰۳)، (احزاب/۵۶)، (بقره/۱۵۷) صلوة به معنای دعاست
[۳]. مفردات، ص۴۹۱
[۴] .طباطبایی ،سید محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن ، قم ،دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین ۱۴۱۷ قمری ج ۱۴ ص۴۷
[۵] . جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۶ ش، ج ۷، ص ۱۳۰٫
[۶] المیزان، ج ۵، ص ۹۶٫
[۷] . ر.ک آیات: توبه/۷۱، ابراهیم/۳۱، لقمان/۳٫
[۸] .نساء/ ۱۰۲
[۹] . ترجمه المیزان، همان، ج ۱۶، ص ۱۹۸٫
[۱۰] . همان، ج ۲۰، ص ۱۵۳٫
[۱۱] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ هجری قمری، ج ۱، ص ۲۰۶٫
[۱۲] . المیزان، ج ۲۰، ص ۱۵۳٫
[۱۳] . مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۴، ص ۱۹۴٫
[۱۴] . ترجمه المیزان، همان، ج ۱۵، ص ۱۱و ج۲۰، ص

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 209
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 42

غرولند سارا كوچولو
غرولند سارا كوچولو


 همه بزرگترای خونه سر سفره صبحونه جمع شده بودن ،
سارا در حالی كه دستاش روی چشاش بود و چشاش رو می مالید اومد سرسفر نشست
ولی انگاری خیلی دلخوره!
با اخم گفت مامان : مگه نگفتی بیدارم می كنی ؟ آخه چرا بدقولی كردی!چرا
برا نماز بیدارم نكردی ؟
مریم خانوم كه فكر نمی كرد بیدار شدن برای سارا  انیقده  مهم باشه گفت:
آخه دختر گلم شما خواب بودی ، دلم نیومد بیدارت كنم.حالا زودی بیا صبحونه تو بخور .
اما سارا بازم حرف خودشو زد!
مامان ! من كه به شما گفته بودم بیداركنی. نخیر مرغ یه پا داشت و دس بردار نبود .
مادر بیچاره دیگه مونده بود چی بگه!
سارا با ناراحتی ازاتاق بیرون رفت.
یه میز گرد خونوادگی تمام عیار شروع شد . موضوع میزگرد رو گفتگوی مامان و
سارا تعیین كرده بود !
حالا واقعا مادر باید سارای 7 ساله رو برای نماز بیدار می كرد ؟!!
پدر بزرگ صحبتو شروع كرد و گفت :
خب ،حق با دخترمه. چون گفته بیدارش كنی بایدصداش می زدی.اگه نگفته بود
اشكالی نداشت.
آقای برهانی برای حرفش دلیل هم آورد . حضرت امام خمینی (ره) هم همین كارو
میكردن، اگه بچه ها خواب بودن صداشون نمی كرد اگه بیدار بودن مرتب از شون
می پرسید :نماز خوندین یا نه؟
  مریم خانم با قیافه حق به جانب گفت :
 اقا جون !آخه سارا هنوز كوچیكه ، حالاكوتا وقت نماز خوندنش، این بچه كه
تكلیفی نداره .گناه داره بچم!
 تازه بدخوابم میشه .وقتی بد خواب میشه به درسش لطمه میخوره !
خانوم جون كه حرفای پدر و دختر رورصد می كرد عینكش رو جا بجا كرد و گفت :
واه! مریم جون مگه میشه؟!
 بچه باید نماز بخونه، به  زورم كه شده باید بیدارش كر د!!
همین خود شما ها یادتون رفته صُبا با چه زحمتی بیدارتون می كردم!
مگه میشه نمازو نخوند؟!!
مریم خانم كه خاطره خوشی از اون روزا وبیدار كردن خانوم جون  نداشت
لبخندی زدو گفت :
آره خانوم جون حق با شماست!! اون روزا كه به زور بیدارمون می كردی نماز
برامون زهر می شد.
اما می ترسیدیم بهتون چیزی بگیم !
آقای برهانی همینجوركه لقمه ی آخر صبحونه رو فرو می داد گفت:
مهم اینه كه چطور بیدارش كنی  مریم خانوم!
نباید كاری كنیم بچه از نماز زده بشه.
 این مهم نیست كه بچه بد خواب بشه ، مهم اینه كه آروم  وبا مهربونی
ونوازش بیدارش كنی.
 درسته كه اینجوری بیدار كردن بچه حوصله و وقت زیادی می خواد ولی به نتیجش می ارزه.
مگه نه اینه كه بچه ها رفتارای درست رو باید از همون دوران كودكی یاد
بگیرن و بهش عادت كنن؟
عزیز من ! نگران بد خوابی سارا هم نباش، اگه این بیدار شدن صبح مشكلی
داشت وضرر و خطرساز بود كه خدا نماز صبح رو واجب نمی كرد.
اینم بدون كه گاهی وقتا اگه بیدارش نكنی ممكنه پیامدای ناگوار وبدی هم داشته باشه !
مثلا اگه این بیدار نكردن موجب بی اعتنایی بچه به نماز بشه خوب نیست.
مجیدآقا یعنی  آقای پدر كه تا حالا  مهر سكوت بر لب زده بودو سخن
كارشناسان رو محك می زد بالاخره سكوت رو شكست وگفت:
حق با آقا جونه نماز رو نمیشه سبك شمرد ، از طرف دیگه نمیشه كودك را از
نماز متنفر ودل زده كرد.
باید زمینه هارو فراهم  كنیم .
وقتی سارا خودش میگه: بیدارم كنین این دیگه زورو اجبار رو تحمیل نیس.
اینو خودش خواسته .
 این نشون میده كه دلش میخواد بیدار شه و این نشونه ی خیلی خوبه ، بهترش
اینكه به خواسته بچه احترام بزاریم بعدشم كم كم عادت می كنه و خودش بیدار
بشه.
آقای برهانی كه مرتب با تكون دادن سر حرفای پسرش را تایید میكرد، گفت :
 یه نكته خیلی مهم كه خیلی از پدر و مادرا ازش غفلت می كنن ، توجه نكردن
به نظم در خواب شبانه بچه هاس.
اگه مریم جون هم شبا سارا رو زود بخوابونه  دیگه بد خواب نمیشه و به
درسشم لطمه نمی خوره.
 خانوم جون هم كه همچنان بر موضع خودش پافشاری می كرد ، گفت:
حالا سارای عزیزم خودش میخواد بیدار بشه اما همه بچه ها كه این طور نیستن
اونارو دیگه باید به زور بیدار كرد! بیچاره پدر و مادرشون چه حرصی
میخورند تا بچه ها نماز صبحشون را بخونند !
اقای برهانی كه نمی خواست به خانومش بی حرمتی شده باشه، سعی كرد جلوی
خندش رو بگیره  با آرومی گفت: خانوم جون این چه حرفیه ؟!
با زور كه نمیشه كسی رو دین دارو نماز خون كرد  . باید از راهش وارد شد .
وقتی پدر و مادر راهش رو نمیدونن و از طرفی  دلشونم می خواد بچه به رفتار
دینی رو بیاره از راههای ذوقی خود ساخته استفاده می كنن!
در كتابی خوندم كه والدین باید آروم آروم سطح آگاهی و معرفت بچه ها شون
رابالا ببرن تا بچه بدونه نماز چه فایدهای براش داره.
 با زبون نرمو جذاب از نماز و واجبات دینی باهاشون حرف بزنن .
 امكانات نماز را براشون فراهم كنن .
فضای خوندن نماز روزیبا و دل انگیز كنن.سجاده وعطر و تسبیح براشون بخرند
پدر و مادرا تو خونه  با هم نماز بخونن، یه نماز جماعت 2 نفره  تا انگیزه
تقلید و همسان سازی در بچه ها تقویت بشه.
بچه هارو همراه خودشون به مسجد و نماز جماعت بببرن ، بچه ها از بودن توی
جمع خوششون میاد ،  احساس می كنن بزرگ شدن .
نماز جماعت شیوه ی درستیه كه می تونه  مشوق خوبی  برای بچه ها باشه .
 و از آن روز قرار شد سارا كوچولو همه نمازهاش را همراه خونوادش بخونه.
**پایان

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 153
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 31

پشت خطی داریم
پشت خطی داریم

 یكی دو ماهی بود كه حال و حوصله نداشت. گاهی وقتا اصلاً حرف نمی زد، گاهی وقتا هم از كوره در می رفت و دور و بری ها رو از خودش می رنجوند. هر چی فكر می كرد چرا اینجوری شده كمتر به جواب می رسید. امروز هم دست كمی از بقیه روزا نداشت، با تنها چیزی كه اجباراً كنار اومده بود اداره ش بود و انجام كارای عادی و معمولی، قراره برای انجام كاری به یكی از شركت های همكار بره،

همین طور كه كنار خیابون ایستاده بود یه تاكسی جلوی پاش ترمز زد. آقا كجا؟!

•-      مستقیم خیابون ....

بی هدف صفحات درون پرونده را زیر و رو می كرد.

صدای گوینده رادیو خیلی ضعیف به گوش می رسید.

مجری: خب اگه اجازه بدید شنونده پشت خط داریم،

•-      دستاش از روی كاغذها برداشته میشه

پشت خط یه جوون دانشجو از شهرستانه...

سلام آقا ،اگه ممكنه كارشناس محترم برنامه به سؤال من پاسخ بدن

•-      سرش رو جلوتر میاره تا نزدیك صندلی جلو

مدتیه نمازام رو سر وقت نمی خونم . بعضی وقتا هم بی خیال نماز میشم.  یه جواریی احساس كسل بودن و بی نشاطی دارم. تو خوندن نمازم سستی می كنم! حالم خیلی بده، بعضی وقتا        بی خودی با دوستا و پدرومادرم بدرفتاری می كنم و ....

•-      حواسش  رو متمركز می كنه، تو یه لحظه فكر می كنه شاید گمشدش را پیدا بكنه

مجری رادیو از شنونده همچین حسابی تشكر می كنه و خلاصه ی سؤال را تكرار می كنه: خب جناب آقای ... علت سستی در نماز چی می تونه باشه؟

و ازكارشناس برنامه جناب حجه الاسلام و المسلمین.... می خواد  كه به سؤال پاسخ بده

كارشناس مكثی می كنه.

قبل از اینكه وارد پاسخ بشم عرض كنم رسیدن این جوان عزیز به اینكه ممكنه برخی از این بی نشاطی ها ،بدحالی ها ،پرخاش ها به عدم توجه ایشان به نماز بر می گرده ،نشونه بسیار خوبیه كه میتونه ایشون رو از آسیب ها ی جدی پیش رو حفظ بكنه.

•-      یه چیزایی رو تو ذهنش مرور می كنه

•-      اِ ! منم كه ....

مجری وسط حرف كارشناس میاد

خب و اما چرا بعضی ها مون در خوندنه نماز و توجه به نماز سستی و تنبلی می كنیم ؟

سه عامل مهم ممكنه بر این عدم توجه تأثیر بگذاره

عامل اول  اینكه انسان نماز را بی فایده بدونه و یه وظیفه خشك و بی روح ، طبیعیه كه رغبتی به خوندن نماز نداشته باشه و در انجام آن سهل انگاری بكنه !

پیشنهاد ما در این خصوص اینه كه شناخت  خودمون  رو از نماز افزایش بدیم .

آیات و روایاتی كه در این زمینه وجود داره رو مطالعه و بررسی كنیم

كتابهایی كه درباره كاربردها و كاركردهای نماز و آثار و بركات فردی و اجتماعی آن نوشته شده رابخونیم. به سیره و روش ائمه نگاه كنیم...

•-      سری تكون داد و زیر لب با خودش حرف می زد

•-      من كه كتاب درباره نماز خوندم پس چرا؟

•-      آقای راننده ، ممكنه صدای رادیو رو یه كمی بلندترش بكنین؟!

كارشناس رفت سر عامل دوم ..ممكنه بعضیامون دچار انگاره و خیال بی نیازی به نماز و نیایش و عبادت شده باشیم، در واقع یه نوع  غفلت از نیازهای عالی انسانی و غفلت از این كه مؤثر اصلی و كامل در رفع نیاز های بشری آفریدگار هستیه.

این جور آدما فكر می كنن كه با علل و اسباب و انگیزه های مادی و طبیعی می تونن همه نیازهاشون رو پاسخ بدن و یا همه مشكلات مادی و معنوی رو از سر را هشون بردارن.

در حقیقت این گروه درگیر یه نوع خودفراموشی ان و برای بیرون اومدن از این غفلت و خودفراموشی خودساخته، به یه سری نكات باید اهمیت بدیم

حتی المقدور روزی چند آیه از قرآن رو هر چند كم با تدبر و اندیشه بخونیم.

مقالات و كتابایی كه در زمینه انسان شناسی نوشته شده رو مطالعه كنیم .

از رفت و آمد و معاشرت با دوستا و افرادی كه در رشد و پرورش روحمون تأثیر منفی و مخرب دارند دوری كنیم

•-     حسابی چرتش پریده بود، اصلاًنمی دونست برای چی تو تاكسی نشسته و داره كجا می ره ؟

•-      خودش رو مقابل كارشناس برنامه می دید و باشنیدن حرفهاش به علامت تأیید سرش رو به بالا و پایین تكون می داد.

و اما عامل سوم كه خیلی خطرناكه و از اون باید به خدا ببریم اینه كه سهل انگاری  در انجام نماز و یا بدنمازی هامون  نتیجه گناها ییه كه به خاطرشون توفیق انجام عبادت و لذت بردن از نماز ازمون گرفته میشه.!

خیلی از گناهای ریز و درشت مثل داشتن معاشرت و روابط غیر ضروری با نامحرم، قسم های بی حساب و كتاب در انجام معاملات و روابط خانوادگی، ظلم و ستم های كلامی و ارتباطی به خلق الله، لقمه های شبهه دار و .... می تونه لذت عبادت را ازمون بگیره و ما رو درگیر خودمون بكنه وحسابی زمین گیرمون كنه.!

برای رهایی از زنجیر اسارت شیطان و هوای نفس و آزادی از بند و زندان گناه ، باید با یه برنامه حساب شده والبته آهسته پیش رفت.

•-      راست می گه ها!

•-      خدایا مگه خودت كمكم كنی،

مجری تشكر می كنه و از كارشناس می خواد اگه نكته ای ناگفته مونده ایشون یادآوری كنن. تا سری به اتاق فرمان بزنند

و اما جمله ای رو كه در پایان می خوام یادآور بشم اینه كه: برخی از بزرگان خوندن مكرر سوره واقعه و توجه به مفاهیم اون رو توصیه می كنن كه در وصف بهشت و دوزخه وبسیار بر روح وجان اثر میذاره!

•-      آهنگ و موسیقی پایان برنامه او را به مقصد و مقصود بر می گردونه.

•-      آقای راننده ، همین كنارا یه جایی بی زحمت نگه دارین

ندای دلنشین مؤذن زاده همه جارو پركرده  ....سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر... الله اكبر

•-      نمی دونه چرا ولی انگاری یه احساس خوبی داره!

•-      آروم آروم به سمت گلدسته ها پیش می ره .....

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 130
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 24

چه كسی از تو دورم كرد ؟
چه كسی از تو دورم كرد ؟

از اون  روز ده سالی می گذشت ، هنوز هر وقت به اون جا می رسید قدما شو بلندتر بر می داشت و سرشو پایین می انداخت و زودی رد می شد .
بعد ا ز اون هیچكس جلال رو تو مسجد ندید. با اینكه باباشو خیلی دوست داشت جلال یه بچه مسجدی باشهاما هروقت اسم مسجد رو می آورد بهونه های عجیب و غریب جور می كرد وهرطوربود از رفتن به مسجد طفره می رفت .
 بارها مادر خواسته بود كه آقای جمشیدی یه كاری بكنه وساده از كنار مسجد نرفتن جلال نگذره.
و پدرهم می گفت:خانوم چقدر اصرار می كنی؟! جلال هنوز بچس، خب حتما خسته می شه. ماشاالله آقای كمالی هم  كه نمازشو حسابی طول میده، بین دو تا نمازهم كه افاضه می فرمایند.
خانم جان ما دیگه عادت كردیم، اما جلال چی، مگه ما به هر چی عادت كردیم اونم باید عادت بكنه ؟!
 سعیده خانم كه فك می كرد از حرفایشوهرش تونسته یه جواب قانع كننده پیدا كنه می گفت :
 آقا همین دیگه من و شما چه جوری عادت كردیم اینجوری مرتب بریم نماز جماعت ؟
همین خود شما،غیر اینه كه حاج آقای خدا بیامرز از كوچكی دستتون رو می گرفتو همراه خودش می برد مسجد و هیئت ؟.
آقای جمشیدی هم می گفت : خانم حرفت صحیح ولی آن" سبو شكسته و آن پیمانه ریخت".
تواین همه سال همیشه همینطور بود حرفهای زن و شوهر به جایی نمی رسید و همچنان بی خیال مسجد رفتن جلال بودنو وجلال همچنان روز به روز دورتر و دورتر از باورای  پدر ومادر!
 انگاری وقتی به كوچه مسجد می رسید عصبای پاهاش یهو قطع می شد،
 سلولای مغزش به یه جای دیگه می كشوندش!
امروز قراره آقای جمشیدی دنبال كارای پسر بیمارش باشه.
- جلال جان میشه لطف كنی این برگ چك رو برسونی به حاج آقا رسولی .
- عجب ! حاج آقا رسولی !
- بابا من امروز صبح زود باید خودم رو برسونم دانشگاه باید كنفرانس بدم زودتر باید برم خودمو آماده كنم.
 بهونه ای خوبی بود آخه نمی خواست چشمش به مسجدی بیفته كه خاطره بدی ازش داره ،مغازه آقا رسولی هم كه دیوار به دیوار همون مسجده.
- خوب بابا این كه كاری نداره یك توكه پا میری چكو میدیو بعدش خودتو به كلاست می رسونی می دونی كه حال رضا اصلا خوب نیست باید برم دنبال داروهاش .
چاره ای نبود به خاطر داداش رضا هم كه شده باید قبول می كرد .
به درب مسجد رسیده بود، چشمش به آگهی ترحیم ، رنگ رو رفته ای افتاد، عكس آگهی براش خیلی آشنا بود انگاری همون آدم ده سال پیش بود كه جلال دیده بودش رفت جلوتر . اِ خدا رحمتت كنه مشحسین !
بازم خوب نگاش كرد .
-  خدا بیامرزدت!
یادته چه جوری از خونه خدا كه تو فقط خادمش بودی پرتم كردی واسه یك آدامس! اونم چون می خواستم نماز بخونم از دهنم در آوردمو كنار مهرم گذاشتمش كه بعدبندازمش بیرون .
یادته مش حسین هر بار یه جور بهمون گیر می دادی و بیرونمون می كردی؟!
شاید حق با تو بود ولی خوب چكاركنم ، ما بچه بودیم و تو دنیای خودمون !
می دونی این ورا آفتابی نمی شدم كه فقط تورو نبینم،؟!
 از تو بدم میومد ، به خاطر تو چقدر خودمو اذیت كردم و پدرومادربیچارمو بیشتر!
 می دونی به خاطر رفتار بدت خیلی از برو بچه های محل با خدا هم قهر كردن ، حتی دیگه نمازم نمی خونن!
می دونی وقتی با هم جمع می شدیم و سر حرف باز می شد میگفتن ول كن بابا اگرخادم مسجد و نماز این پیر مرده، نماز و خدا هم باشه واسه خودش!
 می بینی آقای مش حسین چیكار كردی با دل بچه هایی كه هر كدومشون می تونستن یه خادم واقعی نماز باشن !
 یادته خودت یك پا مجتهد شده بودی، اون آقای دیگه هم كه از تو مجتهدتر! بنده خدا حاج آقا كمالی هم كه حریفتون نمی شد .
هر چه بنده خدا حاج آقا كمالی (امام جماعت ) بهتون  می گفت ، حرف خودتون رو می زدید و راه خودتون رو می رفتین .
بد جوری بغضش تركیده بود دیگه حرفی نمونده بود كه به مش حسین بیچاره كه حالا اسیر خاك نزنه .
 ای بابا این حرفها چه فایده داره، تو كه مردی و دستت از زمین و زمان كوتاه!
یادمه حاج آقا كمالی میگفت برای مرده طلبآمرزش كنین . حالا هم بهتره به جای این حرفها به خونه دلم برگردم ،همون جایی كه ازش بیرونم كردی بشینم و برات دعا كنم .
با عكس مش حسین خداحافظی كرد ، و رفت سراغ مغازه حاج آقا رسولی كه كار بابا رو انجام بده
حاج رسولیم خیلی وقت بود كه جلال رو اینورا ندیده بود ، چند باری تو مهمونی ها دیده بودش و می دونست كه پسر آقای جمشیدیه.
همینطور كه از كوچه مسجد به سمت خیابون می رفت حرفاشو مرور می كرد
-  خدایا تو میدونی كه از بچگی تا حالا كه 20 سالمه هیچ وقت ازت دور نشدم اصلاغلط بكنم ازت دور شم ، ازت دور بشم كه چیزی برام نمیمونه ، از خونتم دور نمیشم ،
اگر نمی اومدم چون دیدم اونجا خانه تو نبود اونجا شده بود خونه ی ...
یادمه مادرم همیشه به مناسبتایی این ضرب المثل رو می گفت
"به خاطریه بی نماز در مسجد رو نمی بندن"
آره آقا جلال مادر درست میگه . توكه حالا ادعات میشه اهل فكر و منطقی چرا؟
چرا به خاطر یه مسلمون بد و ناآگاه بهمسجد كه یكی از نشونه های دینه پشت كردی ! هان!
....  اوه چه خبره!
حالا شد به این میگن مسجد!
چقده جوون!
سینی شربت به ترتیب و با احترام به بزرگ و كوچیك تعارف می شد
چه حس قریبی !
امشب دعای كمیل خیلی حال داد
خدایا ! دیگه كسی نمی تونه جلال رو.....
اگه تو دستشو بگیری!

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 155
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 23

زیبایی حضور
زیبایی حضور

قد قامت الصلوه ، الله اكبر
صف های نماز منظم و بهم فشرده بود سوزن انداز نبود، البته حاج آقا ستوده همیشه یه ده دقیقه ای قبل از اذون می اومد مسجد و سر سجادش می نشست.
واقعاً چه ده دقیقه سودمندی بود، نمازگزارای مسجد میگن قلم و بیان حاجی ستوده تو همین زمان كوتاه گره های زیادی رو باز كرده. امروز آقای آذری، منظورم همین فروشنده سخت افزار كامپیوتر سر كوچه مونه. سر اذون كارپرداز
سمج یه شركت بازرگانی مشتریش بود و همچنین جوندار و با چك روز خریدار بیست تا سیستم كامل با همه تجهیزات. خیلی راحت نمی شد از كنار این معامله گذشت، اونم تو این اوضاع بلبشوی بازار
- ای بابا حالا چه میشد یه ساعت زودتر می اومدی!؟
از صبح پشت میز نشسته و جدول حل كرده و روزنومه خونده حالا یاد خرید افتاده.
بدجوری با خودش غرغر می كرد و می گفت!
هر چی بود سرش تو حسابای دیگه ای هم بود، مگه میشه از ثواب درك یه ركعت نماز جماعت گذشت؟!
چی شد؟ آذری هم نفهمید، ولی مثل این كه فرشته ای پشت كله كارپردازه زده باشد معامله زودتر از اونی كه فكرشو می كرد جوش خورد و فاكتور نوشته شده و قرار شد دو روز بعد بیاد و كامپیوترا رو ببره. دیگر نفهمید چطوری در مغازه رو قفل كرد. شكسته بسته وضو گرفت. نماز اول تموم شده بود، مكبر خوش صدا و با حال مسجد داشت تعقیبات می خوند.
- خدایا! یعنی تو مسجد به این بزرگی یه قد جا برای ما پیدا نمیشه؟!
صفا را یكی یكی رفت جلو نه، خواهش و التماس و چرب زبونی هم نتوانست براش جایی پیدا كنه. اگه بیشتر جلو می رفت باید یكی خودش می شد امام!
ایلیا شاگرد سوپری همسایه آقای آذری كه جوون باحال و با معرفتی بود یه چیزی درگوشی به دو تا مرد دو طرفش گفت و صدا زد.
آقای آذری اینجا جاهست بفرما.
حاج آقا ستوده میگن توی نماز جماعت بهتره صفا منظم پیوسته و شونه ها به هم متصل باشه. به قول معروف «جوینده یابنده است »
- از این بهتر نمی شه، خدایا شكرت، سر بزنگاه نذاشتی آبروی ما بره و از خونت بیرونم نكردی. نماز آقای ستوده طبق معمول طولی نكشید.
ولی نمی دونم چرا نماز عصر رو تندتر می خونه!
السلام علیكم و رحمه الله و بركاته، ان ا... و ملائكه یصلون علی النبی ...
خیلی ها مثل پرنده از قفس آزاد شده در حال بیرون رفتن صلوات می فرستادن! آقای آذری هنوز یك نماز دیگه داشت. ماه رمضون برنامه حاج آقا ستوده با بقیه سال تفاوت داشت.
نماز عصر كه تموم می شد ربع ساعت منبر می رفت، اما منبرشم با منبرای دیگه متفاوت بود.
اول اگه مستمعین سوالی داشتن می پرسیدن و خیلی وقتا می شد كه وقت به پاسخ به سوال می گذشت و دعا می كرد و پایین می اومد.
- السلام علیكم و رحمه ا... و بركاته، ا... اكبر، ا... اكبر، ا... اكبرمی خواست بدونه نماز عصرش تمام شد. نیم خیز شد كه بره بیرون.
- خب دوستان عزیز در خدمتیم اگر پرسشی هست بفرمائید؟ آقای آذری در انتظار بود .مردم چه می پرسند؟ كسی چیزی نپرسید.
- خب همه می دونیم كه نماز ارتباط انسان با مبدأ هستی و نیاز عمیق موجودی فقیر با خداوند بی نیازه.
انسان در اوج بحران ها، سختی ها، وسوسه ها با پناه بردن به نماز و در پرتو ا... اكبر، ایاك نعبد و ایاك نستعین خودش رو از همه چیز و همه كس رها می كنه و با قلبی سرشار از لطف و رحمت الهی همه حوادث ریز و درشت زندگی رو پشت سر می گذاره.
- خودش رو جابجا كرد،
انگاری یكی می گفت پاشو. یكی هم می گفت چه میشه ده دقیقه دندون رو جیگر بذاری و بشینی. اینقده آدم ناسپاس! همین نیم ساعت پیش تو یه معامله كاسب شدی، گوشا رو تیز كرد آقا می گفت:
- بله دوستان من اینجاست كه آدم احساس می كنه یه ربات نیس، كوكش كنند و كر و كور خم و راست بشه، احساس نمازگزار حس ماهی توی آبه!
احساس یه دوست كه همش منتظره تا فرصت دیدار فراهم بشه و هرگز نمی خواد این زمان سپری بشه.
- ما رو باش، باز جای شكرش باقیه كه حداقل نماز ظهر و عصر و به جماعت می خونیم وگرنه
... به خودش نهیب می زنه گوش كن ببین این بنده خدا برای تو داره حرف می زنه.
- در آموزه های اسلامی به نیایش كردن پس از نماز واجب توصیه مون كردن. حتی هشدار داده شده كه مبادا دعا كردن بعد از نماز واجب رو ترك كنیم. ارزش این دعا و تعقیبات مقایسه میشه با ارزشی كه نماز واجب بر نافله داره.
- خداییش خیلی بزرگه، سلام نماز و نگفته در مغازه ایم، خدایا شكرت!
- در تفسیر آیه 7 و 8 سوره انشراح از امام معصوم نقل شده كه:
«هر گاه از نماز واجب فارغ شدی، پس قیام كنی به دعا به سوی پروردگارت و رغبت كنی به
سوی پروردگارت به سوال و درخواست .»
حالا شما فكر می كنین وقتی نمازگزاری كه كار ضروری هم نداره، سریع جای نمازش رو ترك می كنه و از مسجد می زنه بیرون چقدر اشتیاق داره به اینكه با خدای مهربون عاشقانه راز و نیاز كنه.
- آقای آذری لااقل امروز به ثواب رسیدی.
لااله الا ا... بر شیطون وسواس خنّاس لعنت.

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 142
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 25

نماز رزمندگان

آخرین نماز


همه مجروحین را در یك سنگر جمع كرده بودیم.حجت الاسلام تركان هم مجروح بود.او در گوشه ای از سنگر سرش را به دیوار تكیه داده بود و به نقطه ای خیره مانده بود.لبهای داغمه بسته اش هراز گاه به ذكر باز می شد.بقیه مجروحین گویا رازی مقدس را حس كرده باشند، چشم دوخته بودند به لب تركان، تركان ارادت زاید الوصفی به امام حسن مجتبی (ع) داشت،همه بچه ها از این ارادت آگاه بودند.به هر بهانه و مناسبتی ذكر مصیبت آن امام را می گفت.
ناگهان لحن تركان عوض شد، انگار كه مورد خطاب قرار گرفته باشد، با ادب و احترام خاص به همان نقطه سنگر خیره بود گفت: ( خیر نخوانده ام) چند لحظه بعد دوباره گفت: ( چشم الان می خوانم) و بعد شروع كرد به خواندن نماز.كلمات به سختی از لبانش خارج می شد گاهی در بین نماز خاموش می ماند بی هیچ حرفی، باز دوباره لبهایش به جنبش در می آمد.مجروحین می گفتند كه امام، كلمات نماز را به او تلقین می كند.
تركان در حالی كه رمق در بدن نداشت، دقیق و بدون غلط، نماز ظهر و عصرش را خواند.نزدیك ساعت چهار بود كه دوباره رو به آن نقطه كرد و گفت: (چشم) بعد شهادتین را گفت و خاموش و راز ناك به ابدیت پرواز كرد.

 

 


آیه آخر سوره كهف

 

ساعت 11 شب بود.توی قرارگاه نشسته بودیم و حرف می زدیم، صحبت از اراده انسان بود.كسی پرسید: (برای تقویت اراده چه باید كرد؟مثلا اگر كسی بخواهد شب ها كمتر بخوابد یا هر ساعتی كه خواست بیدار شود، چه كار باید بكند؟)
شهید محمد بروجردی هم در جمع ما بود.او گفت:( هر كس آیه آخر سوره كهف را قبل از خواب بخواند، هر ساعتی كه بخواهد ، از خواب بیدار می شود.)
حرفش برایمان جالب بود.تصمیم گرفتم این مطلب را همان شب امتحان كنم.آیه را چند بار خواندم و خوابیدم.
صبح بیدار شدم، اوایل اذان بود.شهید بروجردی را دیدم كه زودتر از من بلند شده بود و به نماز ایستاده بود.نمازش را كه تمام كرد، گفت: (مگر شما دیشب آیه آخر سوره كهف را نخواندی؟)
گفتم: (چرا.)
گفت: (پس چرا خواب ماندی؟)
گفتم:( تصمیم داشتم اول اذان بیدار شوم، كه شدم.چطور مگه؟)
گفت:( آخر من فكر كردم می خواهید برای نماز شب بیدار شوید.)
گفته او كنایه از این داشت كه چرا برای نماز شب بیدار نشده ام.در دلم غوغایی به پا شد.خیس عرق شدم وشرمنده این همه بزرگی و جوانمردی

سردار غلامرضا جلالی، لشگر 17 علی ابن ابی طالب (ع)

 

 


نماز در قایق

 
تا نزدیكی های غروب آفتاب ،مشغول شناسایی مواضع دشمن بودیم.هنگام مغرب (شهید شاهمرادی) گفت: میخواهیم نماز بخوانیم.
من گفتم: میان مواضع دشمن!! هر لحظه ممكن است شناسایی شویم، حتی امكان دارد اسیر شویم!
شهید شاهمرادی بدون اعتنا به حرف من، آرام مشغول ساختن وضو شد، به خود آمدم كه اصلا  جنگ ما به خاطر نماز است،همانگونه كه امام حسین (ع) نیز وسط میدان كربلا در ظهر عاشورا نماز خواند.یك پتو كف قایق پهن كرده، به محمد علی اقتدا كردیم و نماز را همان جا بر پا داشتیم.


نماز و فرماندهی


شهید زین الدین به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد.ایشان در هر وضعیت، در هر منطقه ای كه بود به محض رسیدن وقت نماز، برای ادای فریضه نماز مهیا می شد.
یادم هست موقعی كه در منطقه سردشت تردد داشتیم، در حالی كه جاده ها و محورها از لحاز امنیتی تضمینی نداشت و از جهت فعالیت گروهكهای ضد انقلاب بسیار آلوده بود، همین كه موقع نماز می شد، سریع ماشین را نگه می داشت و كنار جاده به نماز می ایستاد.
پس از شهادتش، یكی از برادران در عالم رویا او را دید كه مشغول زیارت خانه خداست.عده ای هم دنبالش بودند.پرسیده بود:( شما اینجا چه كاره اید؟)
گفته بود:( به خاطر آن نمازهای اول وقتی كه خوانده ام، در اینجا فرماندهی اینها را به من واگذار كرده اند!)

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 148
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 27

نگاه پدر
نگاه پدر



...سراسیمه درو باز كرد و لباس بیرونشو در آورد و یه نگاهی به آینه انداخت و یه سلام بلند به خودش كرد و رفت سمت دستشویی ویه وضوی سریع گرفت
- حسین مگه تو مدرسه تون نماز جماعت ندارین؟!
آقای سماورچی اگه همه چی یادش میرفت از نماز بچه هاش غافل نمی شد فقط دنبال بهونه بود كه یه جوری بچه ها رو محك بزنه و ببینه حال و فضای ذهنی شون چیه؟
- چرا آقا جون اتفاقاً تو مدرسه نماز جماعتی داریم كه نگو و نپرس ولی نمی دونم چرا من با نماز جماعت مدرسه مون حال نمی كنم!
- حال نمی كنم یعنی چه پسر؟
- خب می دونی آقا جون نمی دونم چرا معلمامون نمیان نماز؟! مدیرمون چند خط در میون می یاد!
مگه نماز جماعت مدرسه نیست! تازه امام جماعتمون هم یه جوری حمد و سوره رو می خونه كه همش فكر و ذهنم مشغول طرز خوندن ایشونه!
- یعنی غلط می خونه!
- نه فكر نكنم اما یه جوریه آقا جون شما نماز امام رو از تلویزیون دیدین من می خوام كسی كه امام جماعت می شه همونجوری صحیح و بی پیرایه و سریع نماز رو بخونه.حالا می شه اینقده سؤال پیچم نكنید؟! من برم نمازمو بخونم می ترسم نهار بخورم و بخوابم، دیگه نمازم یادم بره!
- آقای سماورچی چیزای جدیدی دستگیرش شده بود. شدیداً تو فكره و چهرش نشون می ده كه بدجوری دلش غصه داره.
خدایا! آخه چرا یه جوونی كه اینجوری عاشق نمازه باید فراری از برنامه های دینی مدرسه باشه! همینجوری كه با خودش واگویه داره زیر چشمی  یه نگاهیم به نماز حسین داره.
- وای! این پسر چرا اینجوری ركوع و سجودش را انجام داد.آره حالا فهمیدم ‍! اون بنده خدا تو مدرسه یه خورده نمازش رو طولانی میكنه.این آقا هم حوصله نداره و در میره و میاد خونه نمازشو می خونه، نه! پیش داوری خوب نیست خب شاید واقعاً نمی دونه كه اینجوری پاشو گذاشته روی گاز و می تازونه!
- بابا الان كه وقت فكر كردن نیست.وقت قدردانی از زحمات مامانه كه شام دیشبو بیاریم و بزنیم تو رگ.
خب اینم نهار جناب آقای سماورچی، دست مامانم درد نكنه.
پدر و پسر كه قراره تا اومدن خانم خونه از زیارت خونه خدا بیشتر با هم خلوت داشته باشند وقت زیادی برای حرف زدن هم دارند.
- آقا جون هنوز كه تو فكری غذاتونو بخورین از دهن میفته!
- داشتم به نمازی كه خوندی فكر می كردم!
- مگه نمازم چِِِِِش بود؟
- چیزیش نبود فقط اگه یه خورده با حوصله نماز بخونی بهتره. مگه كسی دنبالت كرده بود خب حالا كه به جماعت نخوندی اگه خیلی گرسنت بود نهارتو می خوردی بعد نمازتو می خوندی.
- بابا شما می دونی كه سال پیش تو نماز مدرسه شركت می كردم .تازه نماز مم درسته شما بگین كجاش اشكال داشت؟!
- حسین اقا !پسر من همه چیز به خوندن نیست مهم اینه كه دونسته ها رو عمل كنیم.شما با این قرائت زیبا و دلنشینی كه داری چرا تند تند می خونی با من كه باباتم اینجوری تند حرف نمی زنی.
سر كلمات كه صدات قطع می شه و وقف می كنی نفس هم تازه كن بعد برو سر كلمه دیگر تو كه اینا رو بهتر از من می دونی.!
جان من ذكر ركوع و سجود را در حال آرامش بدن باید گفت.فك كنم یه بار دیگه درباره ركوع و سجده با هم حرف زدیم یادته كه؟!
ركوع نشونه تواضع و فروتنی بنده در برابر خداست. نشونه تعظیم و بزرگداشت بنده خاكیه كه با همه وجودش می گه : "سبحان ربی العظیم و بحمده" با این جمله زیبا خداوند را از هر چه نقص و عیب و هر چه كه شایسته مقام ربوبی او نیست پاك و منزه
می داریم.
ركوع نشونه سرسپاری فرمانبرداری شكستن ،دوری از خود بزرگ بینی و تكبر یه عاشق و یه بنده در مقابل محبوب بی همتاست.
با انجام ركوع نماز گزار با زبان سر و دل فریاد می زنه خدای من! من هر كس كه هستم، در هر مقامی كه هستم ،با هر عنوانی
كه دارم فقط در برابر تو سر فرود می آرم و اینجوری علف هرزه های بزرگ پنداری و خود خواهی رو از بوستان خوش بو ورنگ وجودش هرس می كنه.
با ركوع خودش رو از دام های فریبنده ی غرور و خیالات و اوهام رها می كنه.
- بابا اینا رو نگفته بودین. من یادمه كه می گفتین ركوع در نماز یه نوع امتحان بنده س كه به وسیله ركوع خدا انسان رو در عمل به دستورات و خواسته های خودش آزمایش می كنه چون ركوع به خصوص برای اونایی كه عنوانی ،مالی، مقامی تو دنیا دارن خیلی آسون نیست.گرچه فكر می كنم اون بیچاره ها ركوعوتظیمشون در برابر همون چیزای زود گذریه كه بهش دل بستن!
- آره! اگه بخوام بیشتر از این از ركوع نماز حرف بزنیم می ترسم حسین آقا دیگه هیچ وقت حاضر نشه كنار پدرش بنشینه و اختلاط كنه.
 - اِ اینجوریاس ! حاج آقای سماورچی شماكه بار اولتون نیست بهتر نبود به جای حجره داری می رفتین آخوند می شدین؟!
- پسر جان این چه حرفیه! یاد گرفتن دستورات دینی و عمل كردن به اونا برای همه ی مسلموناس!
- بله ! حق با شماست.بابا از دبیر دینی مون شنیدم كه می گفت: ركوع و خم شدن در نماز مخصوص دین اسلام و این یه وجه تمایز مسلمونااز دیگرانه.
می گفت كه دانشمندا میگن در ركوع یه نوع فعالیت و تحرك بدنی هم وجود داره كه فرد نمازگزارو از خمودگی و سستی هم دور میكنه.
- به به حسین آقا! پسر! با این همه چیزایی كه می دونی چرا تو نمازت بهشون توجه نمی كنی؟
- بابا! شمام كه دم به دقیقه می زنی تو برجك ما ! چشم آقای سماورچی به خاطر شمام كه شده دیگه تكرار نمی شه!
- نه دیگه، نشد. یعنی چی به خاطر من! اشكال اصلی ما آدما اینه كه انجام امور دینی مون رو قاطی تعارفات و تشریفات و ترس و رودربایسی و اینجور چیزا می كنیم.نماز میخوادنا خالصی ها مون را ذوب بكنه و بگه همه چیِ زندگیم برای خداس.
تو یه كتاب حدیثی می خوندم كه امام علی علیه السلام ركوع رو نشونه استواری در دین می دونن.
ایشون می فرمایند: (معنای كشیدن گردن در ركوع این است كه در ایمان به خدا استوارم اگرچه گردنم زده شود و معنای سر برداشتن از ركوع و گفتن (سمع الله ) این است كه حمد و ثنای ما را می شنود آن خدایی كه ما را از نیستی و عدم به وجود آورده است.)
آره حسین من خلاصه، نماز استواری و پایداری و اخلاص در باورمون به اون خدایی كه آفریدگار هستیه . خب حالا دیگه نوبت منه كه غذام بخورم .تو سفره چیدی ومنم سفره برمی چینم.
- آقا جون خدا حسابی خوابو ازسرمون پروندی.حالا حالاها كار داریم تا یه مسلمون درس درمون بشیم
و چنین شد كه حسین پس از گرفتن لیسانس روانشناسی به عشق تعمق در دین پایش به حوزه علمیه باز شد تا به قول خودش از سرچشمه سیراب گردد.

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 194
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 28

سجاده عشق

سجاده عشق

- مامان! پس كوش؟ همش باید دنبالش بگردم!
- چی كوش؟ باز دنبال چی می گردی؟!
- مامان تو رو خدا بگو كجا گذاشتیش؟دیر شد ، دسته رفت.
- آهان طبق معمول دنبال زنجیرت می گردی! زیر میز مطالعته، خودت اونجا گذاشتیش.
- مرتضی! این دیگه چیه ورداشتی؟!!
- هیچی مامان سجاده نمازمه!
- وا! سجاده برای چی؟ كو تا نماز! تازه می ری مسجد نمازتو می خونی.
- نه مامان امروز با روزای دیگه فرق می كنه! دیشب حاج آقا ستوده روی منبر حرفای قشنگی می گفت، خب دیگه اجازه می دین من برم؟
- نگفتی دیشب آقای ستوده چی می گفت؟
- فعلاً نمی شه ، دیرم شده.خودتون بیاین ببینین.
هیئت راه افتاده بود. پونصد متری از حسینیه دور شده بود. طفلكی مرتضی اول رفته بود حسینیه، خبری از بچه ها نبود .
- آقا ببخشید هیئت از كدوم طرف رفت؟
- عجله كن پسرم خیلی دور نشدند كوچه شهید نظری روبگیر برو بهشون می رسی.
- راستی حالا چه جوری زنجیر بزنم؟! سجاده رو چی كارش كنم؟ نمی شه با یه دست سجاده رو بگیرم و با یه دست هم زنجیر بزنم.
همینجوری با خودش كلنجار می رفت و قدم های كوچكش به دسته عزاداری نزدیكترش می كرد.حرفای حاج آقای ستوده رو تو ذهنش مرور می كرد.
- یكی از مهمترین هدف های قیام آقامون ابی عبدالله الحسین این بوده كه ارزش های دینی مثل نماز كه توسط یزید باز گرفته شده بود احیا بشه
فرزندان عزیزم نشه تا اذون ظهر سینه بزنین ، زنجیر بزنین ، پشت و سینه هاتون به عشق امام حسین سرخ بشه ، اما همین كه وقت نماز رسید شما تماشاچی باشین !! امام عزیز ما عاشقی می خواد كه به حرفاش عمل بكنه در همه زندگی ازشون پیروی بكنه.
- خب چكار كنم؟ اگه توی مسیر مسجد نبود چی؟ اگه هیئت بخواد همینجوری تا امام زاده بره چی؟ من كه نمی تونم تنهایی برم!
بی خیال سجاده رو می برم حالا یه كم خسته می شم دیگه ، چیزی نمی شه كه !
یه نفس راحتی كشید. ته تهای دسته بین بچه های بزرگتر از خودش جاشو پیدا كرد فقط ساكت بود تا دم وآهنگی كه از بلندگو پخش می شد رو درست یاد بگیره تا بتونه خودشو با جمع هماهنگ كنه.
از شادی چشماش برق می زد صدای دلنواز مداح همراه طبل و سنج واقعاً هیجان انگیز بود.
دو بیتی های مداح كه هراز چنداگاهی برای استراحت زنجیر زنان خونده می شد مرتضی رو می برد تو فضای نینوای سال 61.
می برم تا آنكه سیرابت كنم            از كمند حرمله خوابت كنم
در حرم زاری مكن از بهر آب       چون خجالت می كشم من از رباب
تا امام زاده كه محل تجمع همه هیئت ها بود هنوز خیلی راه بود.واقعاً سجاده خسته ش كرده بود اما بهش فكر نمی كرد.با هر زحمتی بود ساعتشو نگاه كرد.
ساعت وقت اذون را نشون می داد.
یه نگاهی به بلند گو كرد ، چشماشو به طبل زن و سنج زن دسته دوخت كه وسط دسته پرشورتر از دیروز می نواختند و می كوبیدن!سرشو برگردوند طرف راست  با تعجب از رفیقش پرسید:
- سعید چرا كسی اذون نمی گه؟!
- پسر اذون برا چی؟ مگه وسط زنجیر زنی كسی اذون می گه
- نه ! ولی
- خب پس چی؟
باز حرفای حاج آقا ستوده یادش اومد
- عزیزان من ظهر عاشورا كه دو لشگر به جنگ می اندیشیدند وقتی یكی از یاران امام یادآوری كرد كه وقت نماز شده حضرت دعاش كردند و از سپاه یزید خواستند فرصت اقامه نماز به آنان بدهد و با اینكه آنان تمایل به دست برداشتن از جنگ نداشتند ، امام به اتفاق یاران خویش به نماز ایستادند. دو نفر از یاران امام خود را سپر قرار دادند و در آن لحظات حساس مرگ و زندگی ، امام نماز را به جماعت اقامه كردند.
- سعید آخه الان وقت نماز ظهره!
- خب می گی چكار كنم ، می خوای برم میكروفن را بگیرم و در اختیار جنابعالی بزارم حضرت آقا اذان بگین؟!!! نه آقا جون، من خودمو ضایع نمی كنم.
- ضایع یعنی چی سعید؟ مگه می خوایم كار بدی بكنیم.مگه دیشب نشنیدی حاج آقا ستوده چی می گفت؟
سعید لحظه ای به فكر فرو رفت.
- ما هر كدوممون وظیفه ای داریم. برای انجام وظیفه دینی باید تمام توانمان را به كار گیریم و تلاش كنیم.
- ای كاش آقای ستوده همراهمون بود ، اونوقت خیلی راحت تر می شد حرفمونو بزنیم.
- حالا كه نیست ، با حاج آقا گلپر صحبت می كنیم.
- حاج آقا سلام
- سلام پسرم! چیزی شده؟ با كسی دعوات شده؟
- نه نه ! می خواس    تم      ب   گم    اذون شد ه  .پس كی نماز می خونیم؟!!
- آفرین به آقا مرتضای گل! نمازم می خونیم. نیم ساعت دیگه تا امام زاده راه داریم ، اونجا همه مون نماز می خونیم.
- ولی حاج آقا الان اول وقت نمازه ، چی می شه همینجا نماز بخونیم؟! آخه من شنیدم كسی كه اول وقت نمازش رو بخونه همراه آقا امام زمان نماز خونده، تازه امام حسین هم روز عاشورا از جنگ دست كشیدند و نماز خوندن.
- پسر جون آخه این همه آدم چه جوری وضو بگیرن ، مهر از كجا بیاریم روی آسفالت مگه می شه نماز خوند!
- حاج آقا می ریم از اون ایستگاه صلواتی آب وضو می گیریم،سنگ هم كه این دوربر فراوونه.از حاج اقا ستوده شنیدم كه اگه مهر نبود روی سنگ هم می شه سجده كرد .
- نخیر ! نمی شه حریف شما بچه های امروزی شد ، یه وقت از بس بهتون می گیم نماز بخونین زلّه می شیم ، یه وقتم اینجوری می كنین! الله اكبر خب باشه بزار ببینم چكار می تونم بكنم. شما هم برین سنگ ریزه ها رو جمع كنین.
- عزاداران عزیز! اجرتون با امام حسین (ع) امروز یه نوجوان 10-12 ساله حرفایی رو زد كه باید همون دعایی كه امام حسین علیه السلام در حق ابوثمامه كرد ، ما هم در حق این نوجوان و همه نوجوون ها و جوون های كشورمون بكنیم.
دعا كنیم كه خداوند همه جوون ها و نوجوون های ما را از نمازگزاران قرار دهد . درسته كه هوا یه كم سرده ولی هیئت همینجا نماز ظهر رو اقامه می كنه و بعد می ریم سمت امام زاده ، حاج آقا ستوده هم قراره خودشون رو به هیئت برسونن ، حالا دیگه هر جا باشن پیداشون می شه.
بزرگتر ها دنبال این نوجوون بودن و مرتباً تحسینش می كردند و تعدادی از جوونا هم كه عشق طبل و سنج و زنجیر بودندغرولندكنان می رفتند تا با شیر آب كنار ایستگاه صلواتی وضو بگیرند.
مرتضی و سعید غرق در لذت انجام وظیفه اشك تو چشماشون موج می زد اشكی برای موفقیتی ماندگار.
به راستی سجاده مرتضی اون روز فرشی برای عرشیان بود .
الله اكبر و الله اكبر      اشهد ان لا اله الا الله...........

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 159
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 11

سعید و حاج آقا حسینی
سعید و حاج آقا حسینی

"السلام علینا و علی عباد الله الصالحین
السلام علیكم و رحمه الله و بركاته
الله اكبر الله اكبر الله اكبر"
هنوز مكبر آیه صلوات و سلام رو تموم نكرده بود كه سعید خودشو به حاج آقا حسینی(امام حماعت مسجد) رسوند.
سرشو برد نزدیك گوش حاج آقا حسینی ؛حاج آقا قبول باشه یه سؤال برام پیش اومده، راستش گیر كردم.
خب بگو پسرم توی چی گیر كردی؟
حاج آقا هرچی فكرمی‌كنم معنی دو سلام آخر نمازرانمی‌فهمم! یعنی چه درود و رحمت و بركت خدا بر شما؟سلام ودرود برما و بر بندگان شایسته خدا؟
- باشه سعید آقای گل، اگه چند دقیقه ای صبر كنی این یه صفحه قرآن رو بخونند بعد راحت می‌تونیم با هم حرف بزنیم. پس به احترام قرآن ما هم گوش می‌كنیم.
سعید قرآنی رو از قفسه برداشت و صفحه و آیه مورد نظر را پیدا كرد و نشست و با قاری زیر لب همنوا شد. قرائت قرآن تموم شد. حاج آقا حسینی بلند شد و رفت جایی كه سعید بود. كنارش نشست.
- خب پسرم حالا می‌تونیم آروم و با تمركز با هم حرف بزنیم. آماده ای؟
- بله آقا بفرمایین.
- همونطور كه می‌دونی تكبیره الاحرام اجازه ورود ما به حضور در پیشگاه خداونده و سلام آخر نماز هم اجازه خروج و به امور خود و دیگران پرداختنه. چیزهایی كه درباره رمز و رازهای سلام نماز تو ذهنمه رو با هم مرور می¬كنیم.

  • یكی از حكمتهای سلام، احساس یگانگی و همدلی با مسلمونهاست. با"السلام علیكم" شما می‌خوای بگی در این خصوص تنها نیستم و خودم نیستم. من یكی از افراد جامع بزرگ اسلامی در سراسر عالم هستم.من همراه مردان الهی هستم. یه احساس همبستگی بهت دست می‌ده.
  • دیگه اینكه می‌دونی سلام یكی از نامهای مقدس خداونده و شما با این سلام، سلامتی و آرامش و امنیت رو برای مؤمنان از خداوند درخواست می‌كنی. در روایتی از اما مصادق (ع)می¬خونیم "السلام فی دبر كل صلوه الامان" یعنی كه اگه نماز با حضور قلب خونده بشه نمازگزار از بلاهای آخرت در امان خواهد بود.
  • در روایتی از امام علی (علیه السلام)،"السلام علیكم و رحمه الله و بركاته"به معنای جلب رحمت الهی اومده ؛ درخواست مهر و رحمت پروردگار عالم برای خود و بنده های دیگرش.
  • ما با اسم جلاله الله كه در برگیرنده همه نامها و ویژگی های خداونده ، وارد این حضور می¬شیم و با سلام هم كه یكی دیگه از نامهای مبارك اوست، از نماز می‌آیم بیرون.

امام صادق (علیه السلام )فرموده اند: "سلام یكی از نامهای خداست و اگر می‌خواهی سلام نماز را به خوبی به جای آوری و حق نماز را ادا كنی، پس باید خداترس باشی و دین و قلب و عقلت را سالم نگه داری و آنها را با تاریكی گناه نیالایی."
آره پسرم؛ شاید معنی سلام این باشه كه حرمت این حضور رو بعد از اینكه وقتش تموم شد و به كارهای دیگه زندگیت پرداختی هم رعایت كنی.
- حاج آقا حسینی با چهره خندان همیشگیشگفت "خب سعید آقا ، اگه خسته شدی باشه برای یه وقت دیگه ."
- نه! نه ! اگه شما وقت دارین باز هم بگین .دارم به یه چیزهایی می رسم.
- خب هر طور كه شما بخوای. نماز مثل یه درخت تنومند و باروره كه میوه شیرینش ، رفتار درست و شایسته در خلوت و جامعه است و تا آدم با شایستگان انسی نداشته باشه، نمی‌تونه به طور كامل این شیرینی رو در جان و روح خودش حس كنه. با گفتن حقیقی" السلام علینا و علی عباد الله الصالحین "مرتباً یادآوری می كنیم كه باید برای درست بودن و درست رفتار كردن با بندگان صالح خدا ، مرتب باشیم و این كار رو حتما می كنیم.
- با گفتن این سلامها، نمازگزار با دیگر نمازگزاران و بنده های خوب خدا پیمان دوستی و محبت برقرار می‌كنه. از خدا براشون سلامتی، امنیت، خیر و بركت و عاقبت به خیری طلب می كنه و با زبان دل و با زبان سر، نشون می‌ده كه خوبان عالم رو دوست داره و خیرخواهشونه و می دونه كه این دوستی و محبت قلبی و خیرخواهی چه قده فاصله ها رو نزدیك می‌كنه و برادریها و دوستیها محكمتر می شه.
- خب سعید جان، شاید چیزای دیگه ای هم باشه كه من بلد نباشم یا الان به ذهنم نیاد. خودت هم می‌تونی مطالعه كنی و بیشتر در مورد نماز بدونی.

 

 

                                                                                                              پایان

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 171
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 16

امام سجّاد (علیه‏السّلام و نماز اعرابی )
نماز

امام سجّاد (علیه‏السّلام و نماز اعرابی

عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچ‏گونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دست‏هایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»

از قضا امام سجّاد علیه‏السّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتاب‏زده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب می‏کنی!»

یعنی نمازی که تو با این وصف گزارده‏ای، شایستگی درخواست بهترین نعمت‏ها و عالی‏ترین مکان‏ها را از درگاه باریتعالی ندارد.

 

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 202
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 26

اهتمام علی‏ علیه‏السلام به نماز اوّل وقت

نماز

 

- اهتمام علی‏ علیه‏السلام به نماز اوّل وقت

هنگامی که علی‏ علیه‏السلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار، مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان می‏رسد تا نماز ظهر را بخواند].

ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که می‏کنید؟»

حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»

ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»

علی‏ علیه‏السلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد می‏کنیم.»

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 190
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 21

فلسفه نماز

فلسفه نماز

اسکلت بندی برخهی عبادات مانند حج و روزه ، ذکر خدا نیست تنها عبادت نماز است که اسکلت بندی اش و ذکرش خداست.
نماز اقرار به ربوبیت است. رب کسی است که هستی می دهد و هدایت می کند. یعنی خدا هم آفریده و هم مرتبا می آفریند.
در ورودی نماز تکبیرة الاحرام است. یعنی «الله اکبر» یعنی خدا بزرگتر است و بالاتر از آن بی نهایتی است که بتوان تصور کرد. «سمع الله لمن حمده» یعنی خدا حمد گویان و ستایش بندگان را می شنود (همه موجودات ستایشگر خدا هستند حتی کهکشانها) چون خدا همه جا حاضر است و همراه همه موجودات است و همه مکان ها و همه زمان ها حضور دارد.
« بحول الله و قوته اقوم و اقعد» یعنی بلند می شوی و می نشینم به حول و قوتی که که مال خداست. یعنی تحولات را خدا ایجاد می کند و نیرو را هم خدا می دهد. یعنی هر بلند شدن و نشستن و حرکت ما را خدا کمک می کند و این ربوبیت خداست. رب یعنی کسی که ما را از نقطه ای به نقطه دیگر می برد. رب یعنی آفریده و هدایت می کند.
لا اله الا الله یعنی دفع می شود هر شریکی برای خدا و دفع همه گناهان ، شرک ها و پرستش ها و جذب به الله. دین همین است دفع و جذب. «لا اله الا الله» تفسیر و شرح «الله اکبر» است. "الله" همان "الله" و "اکبر" همان "لا اله" است یعنی همان جذب و دفع.
ذکر تسبیحات اربعه « سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله الله اکبر» درهر عبادتی به تعداد می توانیم بگوییم و در هر کجای نماز به هر تعداد می توانیم بگوییم. هر عبادتی با این ذکر خیلی بافضیلت تر می شود. این ذکر حق وتو دارد.
صفت جبار خدا یعنی جبران کننده نه مجبور کننده. در نماز می ایستیم تا مداوم بگوییم خدایا من نفهمیدم من نمی توانم تو را توصیف کنم و باید همیشه احساس کوچکی و نادانی کنیم.
نماز ایستادن است در مقابل خدای جبار و جل جلاله. زیرا با نماز می رویم بالا به طرف خدای جبار که جبران می کند گناهان و تقصیرات ما را و ما مرتب اقرار می کنیم که ما کوچک و ناتوانیم و خدا بزرگتر از حد درک و فهم ماست.
ما در نماز ذلیل بودن خود را نه به معنای بدبختی بلکه به معنای اینکه ما تسلیم و رام خدا هستیم و از خود اراده و حرکتی نداریم را نشان می دهیم و مسکین بودن خود را از این جهت که مسکن ما زمین است و به زمین چسبیده ایم با گناهان خود و نیاز به بالا رفتن داریم نشان می دهیم.
خضوع و خضوع د رنماز این است که خضوع مربوط به اعضای بدن است و خشوع مربوط به دل. نماز اینست که آدم صورتش را روی خاک بگذارد یعنی من از خاک هم پست ترم خودت مرا از خاک برگرفتی صورتم را به خاک می گذارم که بهترین توبه ها در سجده است.
امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: موقعی که نمازگزار به طرف قبله رو می کند برای نماز، خدا جامه رحمانیتش را در بر می کند. خدا هم رحمان است و هم رحیم. رحیمیتش مخصوص مؤمنین است و خیلی سطح بالاست و رحانیتش مهری است که شامل کافران و مشرکان و همه می شود. وقتی به نماز می ایستیم مهم نیست که چه بوده ایم و چه کار کرده ایم و چقدر گناهکاریم زیرا برای خدا این مهم است که رو به او کرده ایم و به قبله ایستاده ایم. سما به معنای عالم بالاست نه فقط آسمانی که می بینیم، خیلی بالاتر از آن است. امام صادق فرمودند: وقتی نمازگزار برای نماز به پا می خیزد نیکی و خوبی مثل ریختن ستارگان در روز قیامت به سرش می ریزد. از این جهت فرق سر را مسح می کنیم و فرق را باز می کنیم. وقتی نماز می خوانیم خوبی را از بالاترین نقطه آسمان تا فرق سر ما می ریزد. فرق سر درست بر روی مغز قرار دارد با مغز سالم همه چیز درست و معتدل می شود. نیکی به فرق سر می ریزد و مغز را رشد می دهد و عقل را بالا می برد. امام زمان فرمودند: زمانی که ظهور کند دستش را بر سر بندگان خدا قرار می دهد. اگر امام زمان دستش را بر سر مردم عباد قرار دهد عقلشان جمع می شود. نیرو در تجمع است یعنی همه مردم یک فکر واحد می شوند.
امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: مصلی و نمازگزار کسی است که پا روی سر فرشتگان می گذارد. یعنی نیکی از بالای سر به فرق می آید و فرشتگان او را از زیر پایش می پیچند. یعنی فرشتگان او را د رمیان گرفته اند از زیر پایش شروع می شوند و تا آسمان ادامه دارند.
پیامبر (ص) فرمودند: مادام که در نماز هستی مرتب در می زنی و به در خاه ملک الجبار، پادشاه رسیدگی کننده به همه کمبودات. هر چه کم داریم در نماز به ما داده می شود. هنگامی که در نماز هستیم شیطان به ما حسادت م یکند و به واسطه حسادت سعی در منحرف کردن فکر ما می کند.
حضرت علی (علیه السّلام) فرمودند: وقتی انسان در حال نماز است نزدیک ترینم چیز به خودش بدنش است و بعد لباسهایش و سجاده اش و اتاق و چراغ و همه اطرافش در حال تسبیه خدا هستند.
پیامبر فرمودند: دو نفر به نماز می ایستند یکی نماز را کامل و خوب و با آداب می خواند و یکی بی آداب. فرق این دو مثل زمین و آسمان است.
از امام صادق (علیه السّلام) پرسیدند: آیا در نماز می توان گریه کرد؟ فرمودند: مبارک باد بر کسیکه به خاطر شوق وصل و همچنین هجران در نماز اشک بریزد حتی به اندازه پر مگس.
پشت گوش بردن دستها درتکبیرة الاحرام نماز یعنی تمام دنیا د مافیها در پشت سر گذاشته می شود.

لینک ثابت
درباره : اسرار و چرائی نماز , داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 150
امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 17

نماز جعفر طیّار(ره)
نماز جعفر طیّار(ره)
این نماز بسیار مهم و ارزشمند است که با سندهاى فراوانى نقل شده است و براى آمرزش گناهان و برآمدن حاجات بسیار مؤثّر است(1) و نام دیگر این نماز «نماز تسبیح» است و شیعه و اهل سنّت آن را با روایات متواتر نقل کرده اند.(2)
وجه نام گذارى آن به نماز جعفر این است که در آن هنگام که جعفر بن ابى طالب (برادر امیر مؤمنان(علیه السلام)) از هجرت حبشه به مدینه بازگشت و به حضور رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید، آن حضرت بسیار خوشحال شد و میان دو چشمان جعفر را بوسید و فرمود:
اى جعفر! آیا به تو هدیه اى بدهم؟!
عرض کرد: آرى یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)!
مردم گمان کردند، که حضرت مى خواهد طلا یا نقره به او ببخشد، آن حضرت(صلى الله علیه وآله)فرمود: عملى را به تو بیاموزم که اگر هر روز یا هر ماه و یا هر سالى یک بار به انجامش توفیق یابى، امید است که خداوند گناهانت را ببخشد، سپس این نماز را به وى آموخت.
بهترین وقت انجام این نماز، در ابتداى روز جمعه است، هرچند در دیگر اوقات شب و روز نیز مى توان خواند.
این نماز چهار رکعت است با دو سلام، در رکعت اوّل بعد از «حمد» سوره «اذا زلزلت» را مى خوانى، و در رکعت دوم بعد از «حمد» سوره «عادیات»، و در رکعت سوم بعد از «حمد» سوره «نصر»، و در رکعت چهارم بعد از حمد، «سوره توحید».
در هر رکعت پس از اتمام حمد و سوره، پانزده مرتبه مى گویى: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ. همین ذکر را پس از ذکر رکوع ده مرتبه و پس از سر برداشتن از رکوع ده مرتبه، در سجده اوّل ـ پس از ذکر سجده ـ ده مرتبه، پس از سر برداشتن از سجده اوّل (وقتى که نشسته اى) ده مرتبه، و در سجده دوم نیز ـ بعد از ذکر سجده ـ ده مرتبه، پس از سر برداشتن از سجده دوم و پیش از برخاستن ده مرتبه (در یک رکعت مجموعاً 75 مرتبه مى شود)، در رکعت دوم نیز همین گونه انجام مى دهى که ده مرتبه آخر آن بعد از سجده دوم و قبل از تشهد خواهد بود و در دو رکعت بعد نیز همین گونه عمل مى کنى (که مجموعاً 300 مرتبه تسبیحات مى شود) به اضافه سایر اذکار نماز.(3)
مرحوم «شیخ کلینى» از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که در سجده آخر رکعت چهارم پس از ذکر تسبیحات بگو:
سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَالْوَقارَ، سُبْحانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَکَرَّمَ بِهِ،
منزه است آن کس که لباس عزت و وقار به بر دارد منزه است آن که مجد و بزرگیش فراگرفته و بدان گرامى باشد
سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ مَنْ اَحْصى کُلَّ شَىْء
منزه است آن که جز براى او تسبیح سزاوار نیست منزه آن که علمش همه چیز را
عِلْمُهُ، سُبْحانَ ذِى الْمَنِّ وَ النِّعَمِ، سُبْحانَ ذِى الْقُدْرَةِ وَ الْکَرَمِ، اَللّـهُمَّ اِنّى
احصا کرده منزه است خداى صاحب فضل و نعمت منزه است خداى صاحب کرم و قدرت خدایا
اَسْئَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ، وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ، وَ اسْمِکَ
از تو مى خواهم به حق آنچه موجب عزت عرش تو گشته و به حق منتهاى رحمت از کتاب تو و اسم
الاَْعْظَمِ، وَ کَلِماتِکَ التّآمَّةِ الَّتى تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً، صَلِّ عَـلى مُحَمَّد
اعظمت و کلمات تامه ات (اسما حسنى یا کتابهاى منزله یا غیر آن) که از نظر راستى و عدالت به حد کمال رسیده درود فرست بر محمّد
وَاَهْلِ بَیْتِهِ، وَ افْعَلْ بى کَـذا وَ کَـذا.(4)
وخاندانش و درباره من چنین و چنان کن.
(به جاى جمله آخر، حاجت خود را به عربى یا فارسى از خدا بخواه، و اگر این دعا را حفظ نمى باشد و کسى نیست براى او بخواند، دعا را نشسته مى خواند در حالى که اشاره به سجده کرده است).
علاّمه مجلسى مى نویسد: مرحوم «شیخ» و «سیّد بن طاووس» از مفضّل بن عمر روایت کرده اند که گفت: روزى امام صادق(علیه السلام)را دیدم نماز جعفر را بجا آوردند و پس از نماز دست ها را بلند کردند و گفتند: یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ (به اندازه یک نفس) سپس گفت: یا رَبّاه یا رَبّاه، یا رَبّاه (به اندازه یک نفس) سپس گفت: رَبِّ رَبِّ رَبِّ (به اندازه یک نفس); یا اللّه یا اللّه یا اللّه (به اندازه یک نفس) یا حَىُّ یا حَىُّ یا حَىُّ(5) (به اندازه یک نفس) یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ (به اندازه یک نفس) پس از آن هفت مرتبه یا رَحْمنُ و هفت مرتبه یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ را گفتند و در پایان خواندند:
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ، وَاَنْطِقُ بِالثَّنآءِ عَلَیْکَ، وَ اُمَجِّدُکَ وَ لاغایَةَ
خدایا من گفتارم را به ستایش تو آغاز کنم و به ثناى تو زبان مى گشایم و تو را به بزرگى یاد مى کنم و ستایشت
لِمَدْحِکَ، وَاُثْنى عَلَیْکَ وَ مَنْ یَبْلُغُ غایَةَ ثَنآئِکَ، وَ اَمَدَ مَجْدِکَ، وَ اَنّى
پایان ندارد و تو را ثناگویم ولى آن کس که به منتهاى ثناى تو و انتهاى مجد و عظمتت برسد کیست و کجا
لِخَلیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ، وَ اَىَّ زَمَن لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحاً بِفَضْلِکَ،
مخلوق تو مى توانند به کنه معرفت مجد تو برسند و چه وقت بوده که تو به فضل خویش ستوده نبوده اى
مَوْصُوفاً بِمَجْدِکَ، عَوّاداً عَلَى الْمُذْنِبینَ]الْمُؤْمِنینَ [بِحِلْمِکَ، تَخَلَّفَ
و به مجد و عظمت موصوف نگشته اى و با بردبارى خود بر گنهکاران پى درپى بازنگشته اى ساکنان
سُکّانُ اَرْضِکَ عَنْ طاعَتِکَ، فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً بِجُودِکَ، جَواداً
زمینت از اطاعت تو سرباز زدند ولى تو بر آنها به بخشش و عطایت مهر ورزى و به فضل خویش
بِفَضْلِکَ، عَوّاداً بِکَرَمِکَ، یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْمَنّـانُ ذُوالْجَـلالِ وَ الاِْکْرامِ.
بر آنها جود کنى و به کرمت پى در پى بر آنها باز گردى اى که نیست معبودى جز تو نعمت دهنده بسیار و صاحب جلالت و کرامت.
سپس امام(علیه السلام) فرمود: اى مفضّل! هرگاه سختى و حاجتى شدید به تو روى آورد نماز جعفر(رحمه الله) را انجام ده و حاجات خود را از خدا بخواه که برآورده مى شود ان شاءاللّه.(6)
در فضیلت این نماز و آثار و برکات آن هرچه گفته شود کم است و سزاوار است هنگامى که توفیق حاصل گردد از آن غفلت نشود، که در حلّ مشکلات دنیا و آخرت مؤثّر است.
1. این نماز در کافى، جلد 3، صفحه 465، حدیث 1 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 193 به بعد، به نقل از جمال الاسبوع، مصباح المتهجّد، منهاج الصلاح، بلد الامین، ثواب الاعمال و دیگر کتب نقل شده است.
2. عروة الوثقى، فصل صلاة جعفر.
3. جمال الاسبوع، صفحه 282 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 193، حدیث 1.
4. کافى، جلد 3، صفحه 467، حدیث 6.
5. این ذکر در بحار نیامده، ولى در مصباح المتهجّد (صفحه 311) آمده است.
6. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 200، حدیث 4. این حدیث و اذکار و دعاى آن در مصباح المتهجّد، صفحه 311 و جمال الاسبوع، صفحه 294 با مقدارى تفاوت نقل شده است.
لینک ثابت
درباره : آیات و روایات قرآن و نماز , نماز های مستحبی , داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 274
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 44

برچسب ها : جعفر طیّار ,
«آیة الکرسى» یکى از مهمترین آیات قرآن
«آیة الکرسى» یکى از مهمترین آیات قرآن

در اهمّیّت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که از یکى از یاران خود سؤال کرد «کدام آیه برترین آیه کتاب الله است؟» عرض کرد: اَللهُ لا إلهَ إلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ... پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست بر سینه او زد و فرمود:«دانش بر تو گوارا باد...».(1)
در حدیث دیگرى از حضرت على(علیه السلام) از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «برگزیده قرآن، سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است، در آن، پنجاه کلمه و در هر کلمه برکتى است».(2)
در حدیث دیگرى آمده است که هر کس به بستر مى رود، تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) بگوید، سپس آیة الکرسى را بخواند تا صبح از همه چیز در امان خواهد بود.(3)
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اللهُ لاَ إِلَـهَ إلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی
هیچ معبودى جز خداوندِ یگانه زنده و پاینده نیست، (خداوندى که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او). هیچ گاه خواب سبک و سنگینى او را فرا نمى گیرد; (و
السَّموتِ وَ مَا فِی الاَْرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ
لحظه اى از تدبیر جهان هستى، غافل نمى ماند;) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست که در نزد او، جز به فرمانش شفاعت کند؟! آینده و گذشته بندگان را
أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَىْء مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَآءَ وَسِعَ
مى داند; و کسى از علم او آگاه نمى گردد; جز به مقدارى که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است; و علم و دانش محدود دیگران، پرتوى از علمِ بى پایان و نامحدود اوست).
کُرْسِیُّهُ السَّموتِ وَالاَْرْضَ وَلاَیَـُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (255) لاَ
تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته; و نگاهدارى آن دو ]= آسمان و زمین[، او را خسته نمى کند. و اوست بلند مرتبه و با عظمت. (255)
إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّـغُوتِ وَ یُؤْمِن
اکراهى در قبول دین، نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابراین، کسى که به طاغوت ]= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر [کافر شود و به خدا ایمان آورد،
بِاللهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لاَانفِصَامَ لَهَا وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (256) اللهُ
به محکم ترین دستگیره چنگ زده است، که گسستن براى آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (256) خداوند،
وَلِیُّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ
ولىّ و سرپرست کسانى است که ایمان آورده اند; آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوى نور مى برد. ولى کسانى که کافر
أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّـغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمتِ أُوْلَـئِکَ أَصْحبُ
شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند; که آنها را از نور خارج ساخته، به سوى ظلمتها مى برند; آنها اهل
النَّارِ هُمْ فِیهَا خَـالِدُونَ (257)
دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود. (257)
نکته:
همان گونه که در آغاز این سوره ها گفتیم شواهد و قرائن فراوانى در دست است که نشان مى دهد این آثار، برکات و پاداش ها از آن کسى است که در محتواى این آیات بیندیشد و آن را در زندگى خود پیاده کند.
1. درّ المنثور، ذیل آیة الکرسى، جلد 1، صفحه 322.
2. مستدرک الوسائل، جلد 4، صفحه 336، حدیث 27.
3. بحارالانوار، جلد 89، صفحه 266، حدیث 11 (با تلخیص).
لینک ثابت
درباره : آیات و روایات قرآن و نماز , داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 163
امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 37

برچسب ها : آیه الکرسی ,
امام باقر و نماز عشق بر سجده‌ گاه عبوديت

 

امام باقر و نماز عشق بر سجده‌گاه عبوديت
امام باقر و نماز عشق بر سجده‌ گاه عبوديت





نماز در ميان تمامي عبادات و مسايل معنوي و عرفاني از اهميت و ارزش بسياري برخوردار است، از اين رو تمامي انبيا، امامان و عارفان و عاشقان به اداي اين فريضه الهي اشاره و سفارش كرده‌اند. نماز در زندگي و حيات انسان به اندازه‌اي ارزش دارد كه اولياي الهي براي يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهي كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتي تشويق مي‌كردند.
امام محمد باقر (علیه السّلام) معروف به باقرالعلوم امام پنجم شيعيان نيز همانند ديگر معصومين در طول عمر پربركت خود همواره به ياد خدا مشغول بود، در زهد و فضل و تقوا و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود. امام باقر (علیه السّلام) را از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده‌اند به گونه‌اي كه ابو نعيم با عبارت "الحاضر الذاكر" و"الخاشع الصابر" از ايشان ياد كرده است.
عطار نيشابوري كتاب تذكره الاولياء خود را با ياد اين امام خاتمه داده و به پيروي از هجويري از آن حضرت به "برهان ارباب مشاهدت" و "امام اولاد نبي" و "گزيده نسل علي" تعبير كرده است. علاوه بر زهد عملي، بيانات آن حضرت در تفسير الفاظي چون عبادت، محبت، غنا، تقوا، توكل و دنيا راهگشاي كساني بوده كه دين را از وجهه معنوي و عرفاني مي‌نگريسته‌اند.
كليني از امام صادق (علیه السّلام) نقل كرده است كه فرمود: "پدرم همواره ذكر خدا مي‌گفت و افراد خانواده خود را هم به اين كار سفارش مي‌كرد."
در روايتي از ابي ايوب پيرامون كيفيت نماز امام باقر (علیه السّلام) و امام جعفر صادق (علیه السّلام) آمده است: "هنگامي كه امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) به نماز مي‌ايستادند، رنگ صورت مباركشان گاهي قرمز مي‌شد، و گاهي زرد مي‌گشت و، مثل اين كه اين دو بزرگوار با كسي كه با چشم او را مي‌بينند مناجات مي‌كردند.
بسياري از بزرگان از جمله علامه مجلسي نقل كرده‌اند كه در سفر حج امام باقر (علیه السّلام) را ديدند كه غسل كرد و با پاي برهنه وارد منطقه حرم شد، چون به مسجد الحرام رسيد، به كعبه نگريست و با صداي بلند گريه كرد.آنگاه طواف كرد و بعد از نماز سربه سجده نهاد، هنگامي كه سر از زمين برداشت محل سجده از بسياري اشك مرطوب شده بود.
همچنين نقل شده است كه امام باقر (علیه السّلام) در شبانه روز صد و پنجاه ركعت نماز مي‌گزارد، و از امام صادق (علیه السّلام) روايت شده است كه پدرش را بنابر وصيت خود او، در جامه‌اي كه هنگام نماز بر تن مي‌كرد به خاك سپردند.
آن امام بزرگوار از خوف خدا بسيار مي‌گريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع مي‌كرد و با هم به ذكر و استغفار مي‌پرداختند.
با وجود اين كه نماز به كساني واجب است كه به سن تكليف رسيده باشند، اما به دليل اهميت و ارزش آن، امامان همواره سفارش مي‌كردند كه كودكان خود را از سنين شش و هفت سالگي به اداي اين فريضه معنوي تشويق كنيد.
در وسايل الشيعه پيرامون اين مساله آمده است كه: معاويه بن وهب از امام باقر(علیه السّلام)مي‌پرسد: درچه زماني كودكان خود را متوجه نماز كنيم؟ حضرت مي فرمايد: در هفت و شش سالگي. در جاي ديگر ازاين كتاب نيز اشاره شده است: محمد بن مسلم كه از ياران بي نظير امامان است، از امام باقر يا امام صادق (علیه السّلام) مي‌پرسد: كودك در چه زماني نماز بخواند؟ حضرت مي‌فرمايد: وقتي كه نماز را بفهمد.
عرضه مي‌دارد: چه زماني مي‌فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد؟ امام مي‌فرمايد: در شش سالگي. حلبي از راويان بزرگوار شيعه از امام صادق (علیه السّلام) نقل مي‌كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (علیه السّلام) روايت مي‌كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگي به نماز امر مي‌كنيم، پس شما آنان را به وقت هفت سالگي به دنياي نماز حركت دهيد.
در روايات بسياري اشاره شده كه امامان معصوم همواره انسان‌ها را از سبك شمردن نماز برحذر داشته‌اند،امام باقر(علیه السّلام) دراين‌باره مي‌فرمايد: "نمازت را سبك مشمار، به حقيقت كه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به وقت مرگش فرمود: هركس نماز را سبك انگارد از من نيست، هر كس شراب بنوشد از من نيست ، و الله قسم كنار كوثر بر من وارد نمي‌شود."
همچنين از امام باقر (علیه السّلام) روايت شده كه فرمودند: "نماز موجب استواري اخلاص و دوري از كبر است."
آن حضرت در جاي ديگر مي‌فرمايد: "شيعه ما تنها كسي است كه تقوا پيشه و مطيع خداوند باشد."
امام باقر (علیه السّلام) در خصوص ذكر و ياد خدا مي‌فرمايد: "گويا مومنان همان فقيهان (فرزانگان دين فهم) واهل انديشيدن وپندگرفتن هستند.شنيده‌هاي دنيوي ، گوش آنها را از (شنيدن) ياد خدا كر نمي‌كند و زرق و برق دنيا چشم آنان را از ياد خدا كور نمي‌گرداند.
امام باقر (علیه السّلام) همچنين فرمود: "با بسياري ذكر در خلوت ، به دل نرمي نايل شو."
امام باقر (علیه السّلام) همواره مومنان را به اداي نماز در اول وقت سفارش كرده و مي‌فرمودند: "بدان كه اول وقت هميشه بهتر است پس تا جايي كه مي‌تواني به كار خير بشتاب محبوبترين كارها نزد خداي عز و جل كاري است كه بنده بر آن مداومت ورزد گر چه اندك باشد."
نمازنخستين چيزي است كه روز قيامت درباره‌اش سئوال مي‌شود امام باقر(علیه السّلام) در اين‌باره مي‌فرمايد: "نخستين چيزي كه بنده براي آن حسابرسي مي‌شود نماز است اگر پذيرفته شد ساير اعمالش هم پذيرفته مي‌شود."
در وسايل الشيعه به نقل از امام باقر (علیه السّلام) درباره آداب نماز آمده است كه فرمودند: "هر مومني محافظت برنمازش نمايد، و او را در وقتش به جا آورد از انسان‌هاي غافل شمرده نمي‌شود."
منبع: http://www.bashgah.net
لینک ثابت
درباره : نماز پیامبر(ص) و ائمه , نماز اول وقت , آثار و برکات نماز , شیوه های دعوت به نماز , داستان های قرآن و نماز , خاطرات نماز ,
بازدید : 289
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 41

برچسب ها : امام و باقر ,
جبرئیل و آموزش وضو به پیامبر

جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و گفت:« ای محمد، به پا خیز و برای نماز وضو بگیر.»
او که همراه خود از آسمان آبی آورده بود، شیوه ی وضو گرفتن را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این‌گونه آموزش داد:
ابتدا صورت و دست‌ها را از آرنج شست‌وشو می‌دهی، سپس جلو سر و سپس دو پا را مسح می‌کنی.

 

منابع

وسائل الشیعه، ج1، ص399، ح24

لینک ثابت
درباره : نماز پیامبر(ص) و ائمه , داستان های قرآن و نماز ,
بازدید : 340
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 30

برچسب ها : آموزش وضو به پیامبر , پیامبر , نماز , ائمه ,
آیا پیامبر(ص) از نماز و دعا در کنار قبر خود و سایر قبور نهی فرمودند؟

پیامبر(ص) فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِیائِهِمْ مَساجِدَ» و همچنین : «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْری وَثَناً» . {مسند احمد، ج 2 ، ص 246 ؛ الموطّا، ج 1، ص 172}

 

‏ خداوند یهود را لعنت کند چون قبور پیامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حدیث دیگر فرمودند : بار خدایا! قبر مرا بت قرار مده .

 

‏ آیا این دو حدیث ، نهى از نماز و دعا در کنار قبر پیامبر ( ص ) و سایر قبور نیست؟

در پاسخ این پرسش نیز - مانند پرسشهاى پیشین - باید به چند نکته بپردازیم:


  

‏ الف - افرادى که در سند این حدیث آمده‏اند ، یا ضعیف هستند و یا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلک بوده‏است . و «ابو صالح» مردّد بین ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منکر الحدیث و ابن بهمان ، شناخته شده نیست . پس حدیث از نظر سند مشکل دارد.


  

‏ ب - حدیث هیچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا کردن در جوار قبور ندارد؛ زیرا اشاره به روایت کنیسه حبشه دارد که به هنگام مرگ فردى از صالحان خود ، مسجدى بر روى قبرش بنا مى‏کردند و عکس هایى روى آن مى‏گذاشتند و به سوى آن عکس ها و قبر سجده مى‏کردند و این معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به کعبه ایستادن در کنار قبور صالحان ندارد.


  

‏ * قرطبى مى‏گوید : «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور لیتأنسوا بها ویتذکّروا أفعالهم الصالحة فیجتهدون کإجتهادهم ویعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشیطان: إن اسلافهم کانوا یعبدون هذه الصور ویعظّمونها فحذّر النبی عن مثل ذلک» .

 

ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏497.

 

‏ ‏ * « نیاکان آنان عکس‏هایى از مردگان خود ترسیم کردند تا به آن اُنس گیرند و به یاد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جدیت و تلاش کنند و در کنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند . ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نیاکان خود جاهل بودند و شیطان هم وسوسه کرده ، به آنان چنین القا کرد که نیاکان شما این عکس‏ها را مى پرستیدند و آن را تعظیم مى‏کردند ، پس پیامبر ( ص ) مردم را از این انحراف بر حذر داشت .» بنابراین ، هیچ دلالتى بر حرمت دعا و زیارت کنار قبور انبیا و صلحا ندارد.


 

‏ * بیضاوى مى‏گوید : «لمّاکانت الیهودوالنصارى یسجدون لقبور الأنبیاء تعظیما لشأنهم ویجعلونها قبلة یتوجّهون فی الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً ، لعنهم النبیّ( ص ) ...»

 

ارشاد السارى ، ج‏3 ، ص‏479.

 

* « چون یهود و نصارى بر قبور انبیا سجده مى‏کردند و آن را قبله - و جهت - نماز قرار مى‏دادند و همانند بت با آن رفتار مى‏کردند ، مورد لعن پیامبر ( ص ) قرار گرفتند.


  

‏ و این معنا هم هیچ ارتباطى با زیارت قبر پیامبر ( ص ) و ائمه طاهرین و صلحا و نماز خواندن براى خداوند - در آنجا - ندارد.


  

‏ ج - بسیارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبره‏ها داده‏اند؛ از جمله آنها مالک بن انس است:


  

‏ - «کان مالک لا یرى بأساً بالصلاة فی المقابر و هو اذا صلّى فی المقبرة کانت القبور بین یدیه وخلفه و عن یمینه وشماله».


  

‏ - و قال مالک لا بأس بالصلاة فی المقابر و قال بلغنی إن بعض اصحاب النبی کانوا یصلّون فی المقبرة» .

 

المدونة الکبرى‏ ، ج‏1 ، ص‏90.

 

‏ مالک مى‏گوید : نماز خواندن در قبرستان اشکال ندارد و چنین مى‏پنداشت که اگر در اطراف نمازگزار قبرهایى باشد باز هم مشکلى به نظر نمى‏رسد.

 

‏ - عبدالغنى نابلسى مى‏گوید : «اذا کان موضع القبور مسجداً أو على طریق ، أو کان هناک أحد جالساً ، أو أن قبر ولیّ من اولیاءاللّه أو عالم من المحقّقین ، تعظیماً لروحه المشرفة ، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه ولیّ لیتبرکوا به ، و یدعوااللّه عنده فیستجاب لهم ، فهو أمر جائز ، لا مانع منه» .

 

الحدیقة الندیه ، ج‏2 ، ص‏630.

 

‏ « اگر قبرى مسجد شود یا در راه واقع شود... و یا قبر یکى از اولیاءاللّه باشد ، و یا عالمى از محققین براى تعظیم روان تابناک او براى اعلام و آگاهى دادن به اینکه او یکى از اولیاء اللّه است تا مردم به او تبرک جویند و در کنار آرامگاهش او دعا کنند و مستجاب شود . البته این کار جایز است و منعى ندارد .»

لینک ثابت
درباره : داستان های قرآن و نماز , مقالات و مطالب نماز ,
بازدید : 165
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 48


قالب وبلاگ