close
تبلیغات در اینترنت
ستون دین
فرهنگ و آداب نماز ، ستون دین و کلید بهشت
استعلام ستون دین در ساماندهی

استعلام ستون دین


آخرین ارسال های انجمن

پوستر صلح آمریکایی !

صلح آمریکا ، دنیا را به کام مرگ می کشاند . 

لینک ثابت
درباره : آلبوم تصاویر , گرافیک نماز ,
بازدید : 157
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : اوباما , نماز , گرافیک , صلح آمریکایی , بمب , میکروفون , دنیا ,
جانم فدای امان نقی (ع)

آقا جان با چه روزی مصادف شد شب شهادتت ؛

جمعه ای دگر گذشت و تو نیامدی مهدی ...

یا امام هادی ؛ کاش فردا حرمتت را حفظ کنند ، کاش پیرهن سیاه بر تن کنند ، نمیگویم نخندند آقا جان ، کاش کمتر به خاطرت خنده از سر کنند . کوری چشم دشمنانت آ جان ما جانمان را فدایت می کنیم . کوری چشم دشمنانت جان فدایت می کنیم و محکم حمایتمان را منتشر می کنیم . آقا جانم مگر می شود دل آینقدر سیاه و کدر شود ؟! مگر می شود این همه شیطان در دل رسوخ کند ؟! آقای خوبم ، امامم ، به خدا تحمل تمسخر شیعیانت دیگه سخت شده ! جمعیت مخالفای شیعه زیاد شده و توی دانشگاه هم که دیگه ... اول دعای عاقبت بخیری واس گمراه ها و بعدش هم نابودی همه ی مخالف ها !

جانم  و جان پدر و مادرم به فدایت یا امام نقی (ع)

لینک ثابت
درباره : اعیاد ، شهادت ها , امام علی النّقی الهادی (ع) ,
بازدید : 107
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : امام هادی , امام نقی , نقی , امامالنقی , یا امام هادی , هادی , جانم فدای نقی , جانم فدای هادی , امام الهادی , امام الهادی النقی , امام النقی الهادی ,
نماز کلید بهشت

شاه کلید همه درهای بسته ...


لینک ثابت
درباره : آلبوم تصاویر , گرافیک نماز ,
بازدید : 123
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 18

برچسب ها : عکس , نماز , گرافیک , کلید بهشت , ستون دین ,
خدا پشت خط منتظره ...

بنده ی من کجایی ... ؟!

لینک ثابت
درباره : آلبوم تصاویر , گرافیک نماز ,
بازدید : 89
امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4

برچسب ها : نماز , گرافیک , عکس , تصویر ,
اینفوگرافیک شش نقطه ضعف در اقامه نماز

ابتدا تصویر را Save ، سپس مشاهده کنید .


لینک ثابت
درباره : گرافیک نماز ,
بازدید : 139
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

برچسب ها : اینفوگرافیک , نماز ,
اینفوگرافیک نقشه راه نماز از کلام رهبری

ابتدا تصویر را Save کرده ، سپس مشاهده کنید .


لینک ثابت
درباره : گرافیک نماز ,
بازدید : 109
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : اینفوگرافیک , نماز , رهبری ,
اینفوگرافی مطالبات رهبری از دانشجویان

 

ابتدا تصویر را Save کرده ، سپس مشاهده کنید .

لینک ثابت
درباره : گرافیک نماز ,
بازدید : 101
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دانشجو , رهبری , مطالبات ,
حاج شیخ عباس قمی

زندگینامه

حاج شیخ عباس قمی در سال 1294 ق. در شهر قم به دنیا آمد. وی دوران كودكی و نوجوانی را در زادگاهش شهر قم گذراند و دروس مقدماتی را فراگرفت. بیشترین بهره را از محضر آیة الله حاج میرزا محمد ارباب قمی برد.

در سال 1316 ق. برای فراگیری دانش عازم نجف اشرف گردید. از همان ابتدا در درس محدث و محقق بزرگ، حاج میرزا حسین نوری شركت کرد.  


 آثار جاودان

محدث قمی بسیار پركار و با اخلاص بود و آثار او در علوم مختلف، تاریخ، رجال، تراجم، علوم قرآن، اخلاق، عقاید و علم حدیث نشان از روح تلاشگر و عظمت علمی ایشان دارد. در اینجا تنها با بیان نام محدودی آثار از دامنه گسترده معلومات ایشان در علوم مختلف یاد می كنیم:
کتاب ارزشمند «مفاتیح الجنان» شامل بسیاری از دعاها و زیارات ائمه اطهار علیهم السلام؛ «منتهی الامال» درباره زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام و «منازل الاخرة» که در آن به بررسی مراحل دشوار سفر آخرت بر اساس روایات پرداخته است، از آثار برجسته این بزرگوار می باشند.
1. كلمات لطیفه: (در علم اخلاق).
2. الدّر النظیم فی لغات القرآن العظیم.
3. كحل البصر فی سیرة سید البشر.
4. كتاب نقد الوسائل شیخ حر عاملی.
5. تقسیم بدایة الهدایة شیخ حر عاملی.
6. شرح الوجیزه شیخ بهائی.
7. فیض القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر.
8. علم الیقین (خلاصه حق الیقین علامه مجلسی).
9. مقالید الفلاح فی عمل الیوم و اللیلة.
10. مقلاد النجاح (خلاصه كتاب مقالیدالفلاح).
11. خلاصة جلد یازده بحارالانوار علامه مجلسی.
12. شرح كلمات قصار حضرت علی علیه السلام كه در آخر نهج البلاغه آمده است.

 

خصوصیات اخلاقی و دینی

محدث قمی درس خواند و عمل كرد و پیش رفت. محدث قمی در زمان خود یكی از مربیان بزرگ و معلمان اخلاق اسلامی در میان مردم و حوزه ‎های علمیه شناخته می‎شد و خصوصیات اخلاقی فراوانی داشت كه در این فصل به پاره ‎ای از آنها اشاره می كنیم:
 
الف – انس با كتاب 

یكی از ویژگیهای محدث قمی علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه ‌كتاب بود. ایشان یا در كتابخانه بود یا با كتاب. فرزند ایشان می‎گوید: «با پدرم هر وقت از شهر بیرون می‎رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود.» زمانی كه برای زیارت به كشورهای دور مسافرت می‎كرد اوقات فراغت خود را با كتاب سپری می‎كرد. 
 
ب – تواضع و اخلاص 

از دیگر ویژگیهای ایشان تواضع بسیار و همه جانبه‎ای بود كه از خود نشان می‎داد. در خانه، مدرسه و خیابان هر كسی را كه می‎دید – چه كوچك و چه بزرگ – احترام می‎كرد. در نزد علما و از بین آنان بویژه در حضور كسانی كه با حدیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام سر و كار داشتند، اوج فروتنی و تواضع را به نمایش می‎گذارد. هیچ گاه در مجالسی كه وارد می‎شد در صدر نمی نشست و هرگز خود را بر دیگران مقدم نمی‎داشت. وی از خودستایی و خودپسندی احتراز می‎كرد. محدث قمی حدیث اخلاص بود و آیه زهد. مسیری كه می‎رفت اگر كوچكترین شبهه ‎ای در دلش رخنه می‎كرد كه قدمش برای خدا نیست یا وسوسه ای قلبش را می‎لرزاند بدون هیچ تأمل، از آنجا باز می‎گشت. 
محدث قمی پس از عمری تلاش و خدمت به اسلام و مسلمین و تحمل سختیها و مرارات زمان بویژه در اواخر عمر كه مصادف با توطئه ‎های دشمنان اسلام و دین زدایی رضاخانی بود، در شب سه ‎شنبه بیست و دوم ذیحجه سال 1359 ق. بدرود حیات گفت و پس از تشییع در صحن مطهر علی علیه السلام (نجف اشرف) در جوار استادش مرحوم حاجی نوری به خاك سپرده شد.

لینک ثابت
درباره : بزرگان،علما،روحانیون،عرفا ,
بازدید : 99
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : حاج شیخ عباس قمی , مراجع ,
آیت الله سید حسین بروجردی

 

 

 

اجداد و نسب

آیت الله بروجردی(ره) از سادات طباطبائی بروجردی  و با سی واسطه به دومین پیشوای شیعیان حضرت حسن بن علی علیهما السلام می رسد.

جدّ ششم آن مرحوم، فقیه  عالیقدر سید محمد بروجردی است که از بزرگان و دانشمندان قرن یازدهم هجری به شمار می رود.

نیاکان و بستگان پدری و مادری آیت الله بروجردی اغلب از دانشمندان و فقهای شیعه و بعضی از آنها مراجع بزرگ عصر خود بوده اند  و در حقیقت ایشان زعامت و مرجعیت را به ارث برده بود.


 تولد-دوران تحصیل-ازدواج

 آیت الله بروجردی در ماه صفر سال 1292 ه.ق (1250ش) در شهر بروجرد دیده به جهان گشود از همان اوان کودکی مورد مهر و علاقه سرشار پدر دانشمندش قرار گرفت.

وقتی هفت ساله شد پدرش او را به مکتب فرستاد تا به تحصیل اشتغال ورزد.

در سن هیجده سالگی- 1310- به اصفهان که در آن روزگار حوزه علمی گرمی داشت رهسپار گردید.

پس از ورود به اصفهان مدت چهار سال با جدیت و پشتکار مخصوص به خود، سرگرم تکمیل معلومات خود و کسب فیض از محضر استادان بزرگ فن شد.

در سال 1314 که بیست و دو بهار را پشت سر می گذاشت، به دستور پدر به بروجرد احضار شد، او گمان می کرد پدرش می خواهد او را برای ادامه تحصیل به نجف اشرف که بزرگترین حوزه علمیه شیعه بود بفرستد، ولی پس از ورود و دیدار پدر و بستگان مشاهده می کند که علی رغم انتظار او، مقدمات ازدواج و تأهل او را فراهم کرده اند.

از این پیش آمد اندوهگین می شود و چون پدر علت اندوه و تأثر او را می پرسد می گوید:

« من با خاطر آسوده و جدیت بسیار سرگرم کسب دانش بودم ولی اکنون بیم آن دارم که تأهل میان من و مقصدم حائل گردد و مرا از تعقیب مقصود و نیل به هدف باز دارد! »

 پدر به وی می گوید:

فرزند! این را بدان که اگر به دستور پدرت رفتار کنی امید است که خداوند به تو توفیق دهد تا به ترقیات مهمی نائل شوی.

 گفته پدر تأثیر بسزائی در وی می بخشد و او را از هر گونه تردید بیرون آورده و بالاخره پس از ازدواج و اندکی توقف مجدداً به اصفهان برگشته پنج سال دیگر به تحصیل و تدریس علوم و فنون مختلفه اهتمام می ورزد.

 در سال 1318 قمری مجدداً پدرش از بروجرد او را می خواند، ولی این بار خاطر نشان می سازد که قصد دارم تو را به نجف اشرف بفرستم، دانشمند نابغه جوان هم با اشتیاق زایدالوصفی بار سفر بسته، اصفهان را به قصد بروجرد ترک می گوید.

 آیت الله بروجردی در آن موقع بیست و هفت سال داشت، مجتهد مسلم بود و همه، او را به نبوغ و احاطه در فقه و اصول و حکمت می ستودند، به طوری که از عالمین با فضیلت به شمار می آمد.

مراجعت به ایران و مبارزه با رژیم شاه

« اساساً آمدن ایشان به ایران در جریان مشروطیت، روی ضدّیت با دستگاه بود. آیت الله بروجردی، حامل نامه آخوند خراسانی(ره) -  صاحب کتاب شریف کفایة الاصول - ، جهت براندازی نظام فاسد شاهنشاهی بود. »

 در مجموع آیت الله بروجردی از اوضاع دنیا باخبر بود، می دانست در دنیا چه می گذرد.

علاوه بر این، روشن بینی و خدمات اجتماعی ایشان، یک ذخیره خداوندی بود برای آن روز حوزه های علمیه و جامعه اسلامی.


 اقامت در بروجرد

سید جواد علوی می گوید:

« مرحوم آیت الله بروجردی(ره)، پس از مراجعت از نجف و تصمیم به اقامت در بروجرد، در مدت کوتاهی، از صورت یک طلبه فاضل و ساعی و مورد توجه اساتید بزرگ حوزه، تبدیل به یک روحانی شهری، با همه مشکلات و مصائب آن، خصوصاً، در محیطی تنگ و محدود، مانند بروجرد شد.

ولی تنگ نظریها، معارضه ها، حسادتها و دیگر مصائبی که نوعاً، مستلزم اقامت یک روحانی وزین، مانند ایشان، در یک محیط محدود است، هرگز نتوانست روحیه مصمم و اراده پایدار ایشان را درهم شکند؛ بلکه با هضم همه سختیها و تحمل همه ناملایمات، بر آن شد تا ضمن پرورش سرمایه عظیم علمی خود، از طریق درس و بحث و تحقیق، به یاری مردم خویش برخیزد و برای آنان راهنمایی دلسوز و پیشوایی آشنا با مشکلات و دردها باشد.

ایشان، با درایت بسیار، فروتنی، سعه صدر، ادب و متانت، کرامت اخلاقی و پرهیز از هر گونه برخورد، راه خود را به دو سو گشودند.


فضلا طلاب مردم

به فاصله کوتاهی پس از تصمیم به توقف، شبها در مسجد سیّد و پس از چندی، روزها نیز در مسجد ناسک الدین، به اقامه نماز جماعت پرداختند.

این جماعت، بعدها در مسجد بزرگ سلطانی برگزار شد. ایشان در مناسبتهای مختلف، خصوصاً، در ماه مبارک رمضان منبر می رفتند. جلسات شبهای قدر ایشان در این ایام، خصوصاً، زمانی که در مسجد سلطانی اقامه جماعت داشتند، از مجالس بسیار سنگین و به یاد ماندنی تاریخ بروجرد است.

کثرت جمعیت نمازگزار در روزهای ماه رمضان در این مسجد بعد از ایشان، دیگر هیچ گاه تکرار نشده است. »

 نقل شده است:

در ایام اقامت ایشان در قم، روزی یکی از فضلا از ایشان می پرسد:

آقا! حضرت عالی هیچ گاه منبر رفته اید؟

ایشان فرموده بودند:

« من در ایام اقامت در بروجرد، منبر می رفتم و روضه هم می خواندم. خیلی هم خوب روضه می خواندم. »

همراه با فعالیت در محراب و منبر، به مراجعات و مشکلات جاری مردم نیز، رسیدگی کرده و هیچ گاه از این مشکلات غافل نبوده اند.

دیگر از اقدامات ایشان در بروجرد تأسیس کارخانه برق است که با تشویق افراد متمکن، به خرید سهام آن عملی گردید. این شهر تا آن زمان، از نعمت برق محروم بود.


 

 اقامت در قم

آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی می گویند:

« مقدمه آمدن ایشان به قم، کسالتی بود که عارض ایشان شده بود.

اطبای بروجرد، یا نتوانستند یا جرأت نکردند که معالجه کنند؛ لذا ایشان را، با احتیاط کامل، به تهران بردند. صندلیهای عقب اتومبیل را برداشتند. رختخوابی تهیه کرده و ایشان را داخل آن خواباندند تا تهران رسیدند.

در تهران، در بیمارستان فیروزآبادی بستری و معالجه شدند. در ایامی که دوران نقاهت را می گذراندند، برخی از علما و تجّار، شروع به فعالیت کردند تا ایشان را به قم ببرند.

یکی از تجار تهران، که قبلاٌ ساکن قم بود، برای آیت الله صدر پیام آورده بود که:

بازار تهران و اکثر علمای تهران متفق اند بر این که آیت الله العظمی بروجردی، به قم بیایند و خواهند آمد؛ لذا بهتر است آقایان قم پیشقدمی کنند و از آیت الله بروجردی تقاضا کنند که به قم تشریف بیاورند.

آیت الله صدربه منزل آیت الله خوانساری رفتند. آیت الله حجّت هم به جمع آن دو پیوستند.

آن گاه به اتفاق، نامه ای برای آیت الله بروجردی نوشتند و از ایشان دعوت کردند که به قم تشریف بیاورند.

آیت الله بروجردی، به طور موقت، پذیرفتند که به قم بیایند. پس از گذراندن دوران بیمارستان، وارد قم شدند و با نهایت احترام، مورد استقبال قرار گرفتند.

دو ـ سه ماهی که گذشت، مرحوم امام به من گفتند که:

« شنیده ام آیت الله بروجردی، تصمیم دارند از قم بروند. شما این موضوع را تحقیق کنید. اگر ایشان قم را ترک کنند، برگرداندن ایشان، مشکل است. »

 در آن زمان، عصرها درس خارج فقه (اجاره) می گفتند.

پس از درس، خدمتشان رسیدم. پرسیدم: شنیده ام تصمیم به مراجعت دارید، آیا واقعیت دارد؟

فرمود: شاید.

پرسیدم: چرا؟

پاسخ دادند:

« در تهران، عده ای به من وعده دادند که در قم به من کمک کنند تا بتوانم سرو سامانی به اوضاع بدهم، اما تاکنون خبری از آنان نشده است. »

امام  قبلاً به من فرموده بودند که اگر آیت الله بروجردی مسائل مالی را بهانه کردند، به ایشان بگویید:

« آقایان اهل علمی که از شما دعوت کرده اند، نظرشان استفاده مالی از شما نبوده است؛ بلکه دعوت ایشان به خاطر استفاده علمی بوده است؛ لذا اگر تا ده سال دیگر هم، در قم شهریه ندهید نقصی بر شما نیست و چنین انتظاری هم از شما نمی رود. »

 در پاسخ فرمودند:

« مطالب همین گونه است که شما می گویید، ولی من خجالت می کشم از اهل علم و بعضی مستحقینی که به من مراجعه می کنند. البته حاج احمد (منظور خادم ایشان است) را به بروجرد و ملایر فرستاده ام تا وجوهات دستگردان شده را جمع کند.

آن وجوه اگر به اندازه ای باشد که چند ماهی بمانم، می مانم تا ببینم چه می شود؟ »

 ناچار ما باید منتظر نتیجه کار حاج احمد می ماندیم که خوشبختانه با مقدار کافی برگشت. البته مقدار شهریه در آن زمان، خیلی زیاد نبود. شاید با این پول، طلاب دو سه ماهی اداره می شدند. سپس، بر اثر فعالیت آقایان، بویژه مرحوم امام  که اصرار داشتند، آیت الله بروجردی در قم بمانند و می فرمودند:

« قم از جهت علمی ناقص است و جبران آن به بودن ایشان خواهد بود. » وضع بهتر شد.


مقبولیت در بین علما

آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبائی می گویند:

بنده به مشهد مقدس، مسافرت کرده بودم، شبی در جلسه مرحوم آیت الله حاج میرزا مهدی اصفهانی، که بهترین مدرس حوزه مشهد بود، شرکت کردم. به مجرد این که نشستم، پیشکار آقا آمد و گفت: آقا از قم تلگراف آمده که آیت الله حائری فوت کرده است. قرار است فردا جلسه ای با حضور آقایان تشکیل شود و برای برگزاری مجالس ختم اقدامی شود.

  از طرف رضا خان، هرگونه مجلسی ممنوع شده بود. در همان سر درس، چراغ خاموش کردند و مختصر روضه ای خوانده شد.

بعد که مقداری مجلس خلوت شد، کسی از آیت الله حاج میرزا مهدی پرسید که: آقا مقلدین آیت الله حاج شیخ عبدالکریم، به چه کسی رجوع کنند؟

ایشان در پاسخ فرمودند:

« حاج آقا حسین بروجردی، ملای پروپا قرصی است. »

 در زمان مطرح شدن آیت الله بروجردی، به عنوان مرجع، تنها مرجع مشهور، مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی بود که در کربلا اقامت داشت. که پس از فوت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، ایشان را به نجف اشرف، منتقل کردند. در قم هم عده کمی از آیت الله حاج آقا حسین قمی تبلیغ می کردند. البته پس از چند ماه، آیت الله قمی فوت کرد و مرجعیت شیعه، منحصر در آیت الله العظمی بروجردی شد.

 آیت لله سیّد مصطفی خوانساری فرمودند:

وقتی آیت الله حاج سید جمال الدین گلپایگانی(ره)، برای معالجه به تهران آمده بودند، به ملاقات ایشان رفتیم، فرمودند: به حاج آقا حسین سلام مرا برسانید و بگوئید: اگر بنا بود سید جمال مقلد باشد از شما تقلید می کرد و فرمود: ما تصور می کردیم که بعد از مرحوم حاج میرزا حسین نائینی(ره)، اعلمی وجود ندارد، ولی هنگامی که آیت الله حاج آقا حسین بروجردی را دیدم، مرحوم نائینی یادمان رفت!

 از آن جهت که مرحوم آیت الله حاج سید جمال الدین گلپایگانی، اهل معنی و عرفان بود، به آسانی به کسی آیت الله نمی گفت، اما نسبت به مرحوم آیت الله بروجردی، چنین تعبیر می کرد.


 وظیفه سنگین مرجعیت

آیت الله محمد فاضل لنکرانی می فرمودند :

بعد از مرحوم آیت الله حائری، مرحوم آیت الله حجت، آیت الله صدر، آیت الله خوانساری، که آن زمان از آنان به آیات ثلاث تعبیر می کردند، مسؤولیت حوزه را بر عهده گرفتند و حوزه در زمان این بزرگان هم شرائط بهتری از زمان مرحوم حائری نداشت.

 با این که به خاطر زحمات بسیار و ارزنده این بزرگان، حوزه از انحلال نجات یافت، ولی رشد و ترقی پیدا نکرد؛ زیرا نکته مهم این بود که: مرجعیت در نجف مستقر بود و در قم، فردی، که حتی هم عَرض باشد، وجود نداشت.

لذا بزرگان حوزه قم، به این فکر افتادند تا آیت الله بروجردی را، که آن زمان در بروجرد سکونت داشتند، به قم دعوت کنند. ایشان گرچه تا زمان مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجعیت نداشت، لکن از نظر مراتب علمی، اگر نگوییم بالاتر از آیت الله سید ابوالحسن بود، حتماً کم تر نبود.

ولی به خاطر این که ایشان در بروجرد، که یک شهر غیر علمی و غیر حوزوی بود، اقامت کرده بودند، شهرت زیادی نداشتند. اما در عین حال خواص از بزرگان، از مراتب علمی ایشان آگاه بودند. علاوه، در زمان مرحوم آیت الله آقای حائری، ایشان مدت کوتاهی در قم اقامت داشته اند و درس و بحث هم شروع کرده بودند.

این مدت کوتاه، گرچه دوام پیدا نکرده بود؛ اما خواص به مراتب علمی ایشان پی برده بودند. در هر صورت، آشنایی به سوابق علمی و تقوایی ایشان، عده ای از فضلای قم را واداشت که به ایشان بنویسند و از آن بزرگوار بخواهند که در قم اقامت کنند.

مرحوم پدرم نقل کردند:

« پس از این که آیت الله بروجردی وارد قم شدند، حاج آقا روح الله خمینی، به من فرمودند:

بالاخره ما آقا را به قم آوردیم، اکنون نگهداشتن ایشان با شماست. »

 امام، به خاطر احساس وظیفه ای که نسبت به حوزه می نمود، از هیچ کار و تلاشی، به عنوان کمک به آیت الله بروجردی، کوتاهی نمی کردند. حتی کارهایی که به ظاهر، در شأن ایشان نبود، انجام می دادند؛ مثلاً، تلاش می کردند برای ایشان پشه بند تهیه و آن را نصب کنند و امثال اینها.

این، در حالی بود که خود ایشان، یک وقتی، سر درس فرمودند:

« من برای رسیدن به مرجعیت، یک قدم برنداشتم؛ اما یک وقت احساس کردم، مرجعیت، سراغ من آمده و من مسؤول هستم بپذیرم


برنامه روزانه

حجت الاسلام علی دوانی نقل می کنند:

آیت الله فقید همیشه دو ساعت پیش از اذان صبح از بستر برمی خاستند و وضو گرفته نماز می خواندند، سپس در آن دل شب مدتی مطالعه می کردند.

اول وقت نماز صبح را خوانده و بعد از تعقیبات نماز و قرائت قرآن مجدداً مشغول مطالعه کتب مختلف می شدند. آنگاه نزدیک  صبح صبحانه مختصری که از نان و پنیر تجاوز نمی کرد، صرف نموده و بعد از آن به کتابخانه تشریف می بردند و تا هنگام درس که اغلب از ساعت ده صبح شروع می شد، به مطالعه و تتبع در پیرامون درس آن روز می پرداختند، ودر این وقت هیچ کس را نمی پذیرفتند.

 در ساعت ده دُرشکه و اخیراً تاکسی در خانه می آمد و ایشان سوار شده، مسافت بین خانه و حرم حضرت معصومه علیها السلام را طی کرده و به مجلس درسی که اغلب در حرم و صحن حضرت معصومه علیها السلام و اخیراً در مسجد اعظم برگزار می شد، حضور می یافتند و در مجلسی که بالغ بر هزار نفر از دانشمندان بزرگ و فضلای مستعد نشسته و آماده استفاده از محضر پرفیض آن علامه بزرگ بودند، یک ساعت روی منبر نشسته و درس می گفتند، با دقت به اشکالات دانشمندان گوش می دادند، و جواب اشکال آنها را می دادند.

 بعد از درس که به خانه برمی گشتند، داخل اتاقی در اندرون، و گاهی در بیرونی اشخاصی را می پذیرفتند، و طبقات مختلف می توانستند به حضورشان رسیده حوائج خود را معروض دارند، یا آنها که به زیارت آمده و فقط می خواستند مرجع تقلید خود را ببینند و به دستبوسی ایشان نائل شوند، در این جلسات موضوعات گوناگونی مطرح می شد، و ایشان شخصاً به همه آنها رسیدگی نموده و دستورات لازم را صادر می فرمودند.

 مقارن ظهر اشخاصی رخصت طلبیده متفرق می شدند و اگر در بیرونی بودند برمی خاستند و می رفتند و مجلس عمومی نیز به پایان می رسید.

در آن موقع به اندرون می رفتند و خود را مهیای وضوء برای نماز می کردند. وضوی ایشان مدتی طول می کشید. قبل و بعد از وضو در اثنای آن آیات قرآن تلاوت می نمودند، سپس نماز ظهر و عصر گزارده و پس از تعقیبات نماز ناهار میل می کردند.

 ناهار ایشان هم مانند صبحانه مختصر و بسیار ساده بود، بعد از صرف ناهار به نامه های وارده که به طور متوسط روزانه بین هفتاد تا هشتاد و الی صد نامه بود شخصاً رسیدگی می نمودند.

این کار را در اواخر عمرشان ساعت دوازده شب به اتفاق همسرشان انجام می دادند. بعد از مطالعه نامه ها و تلگرافات واصله، روی پاکت آنها می نوشتند: مربوط به فلان موضوع است تا هنگام رسیدگی مجدد، کار به سهولت انجام گیرد.

 یک روز را اختصاص داده بودند به جواب نامه ها و یک روز هم برای پاسخ به استفتائات، جواب نامه ها را منشی مخصوص ایشان آقای حاج حسین احسن می نوشتند. ایشان آنها را مطالعه کرده و عبارات آن را اصلاح فرموده و گاهی خودشان املاء نموده و سپس ذیل آن را مهر و امضاء می کردند.

 به قدری در خصوص نامه ها و مطالب و پاسخ آنها دقت می فرمودند که گاهی مثلاً پنج روز یا ده روز قبل که نامه ای خوانده بودند، هنگامی که جواب آن را می خواستند مهر کنند، می گفتند این جواب فلان نامه نیست، به آن موضوع که در نامه نوشته بود مناسب و کافی نیست و دستور می دادند که آن را عوض کنند، و از نو بیاورند تا ایشان ببینند و آنگاه امضاء نمایند. ا

ین موضوع خود موجب اعجاب همگان بود و همه از حافظه قوی و هوش سرشار آن پیشوای شایسته اظهار تعجب می نمودند.

بعد از رسیدگی به نامه ها و جواب آنها احیاناً اشخاصی را می پذیرفتند و چون وقت غروب می رسید وضو گرفته و نماز مغرب و عشاء می گذاردند.

نماز مغرب و عشاء را در صحن بزرگ حضرت معصومه علیها السلام به جماعت می گذاردند


بیماری

مرحوم حجت الاسلام فلسفی نقل می کنند:

در ایام بیماری آیت الله بروجردی که منجر به فوت ایشان شد، من از تهران به قم آمدم و کسالت ایشان را دیدم.

لذا لازم بود در قم بمانم و با پزشکان معالج در کنار ایشان باشم. ایشان در طول مدت اقامتشان در قم وقتی کسالتی پیدا می کردند از بیتشان به من تلفن می شد و من دو سه نفر از اطباء را با خود به قم می بردم و گاهی دستگاه گیرنده نوار قلب را نیز با خود می آوردیم.

آن روز گفتم در قم باشم تا اگر دارویی لازم باشد که در قم نیست به تهران تلفن کنم تا از داروخانه های آشنا تهیه کنند و بیاورند، یا اگر لازم بود، اطبای حاذق را بیاوریم. اطباء سفارش کرده بودند که هیچ کسی به عیادت نیاید و بگذارید تا ایشان استراحت کنند، چون ایشان نباید دچار هیجان شوند.

لذا هر کس به عیادت می آمد در بیرونی سلام می رساند و می رفت. به شخصیتها می گفتند: خدمت آقا عرض شد که شما تشریف آوردید و سلام رسانیده اند.

دکتر نبوی پزشک مخصوص قلب، از اول کسالت ایشان تا آخر حضور داشت. اطبای تهران و قم مصلحت دیدند که پروفسور موریس فرانسوی متخصص و جراح معروف قلب را که شهرت جهانی داشت، از اروپا بخواهند تا او نظر بدهد. او هم آمد و به نظرم دو سه بار نیز ایشان را معاینه کرد و گفت: کسالت قلبی ایشان شدید است.


سفر به ابدیت

مرحوم حجت الاسلام فلسفی نقل می کرد :

در اواخر کسالت ایشان حدوداً یک هفته به طور متوالی در قم بودم. طی این مدت سه شب به دستور ایشان در مسجد اعظم منبر رفتم، برای اینکه عامه مسلمین در پیشگاه الهی دعا کنند و از خداوند شفای ایشان را بخواهند.

روز قبل از فوت، حال عمومی ایشان قدری بهبود یافته بود و چون چند روز متوالی در قم بودم، به من فرمودند:

« شما بروید تهران و به کارهایتان برسید. »

 صبح روز بعد، رادیو خبر فوت ایشان را پخش نمود.

فوراً به سمت قم حرکت نمودم و وقتی وارد اندرونی منزل ایشان شدم که انبوه جمعیت از جمله آقایان مراجع و مدرسین، حضور داشتند و در حمام بدن ایشان را غسل می دادند.

در مراسم تشییع مرحوم آیت الله بروجردی  جمعیت به قدری وسعت و تراکم داشت که اصلاً کسی به کسی نبود. ماشین های کسانی که از تهران به قم آمده بودند تقریباً در طول جاده تهران ـ قم متصل به هم بودند.

من خودم در میان امواج جمعیت در مضیقه واقع شدم و تنفس برایم مشکل شده بود. وقتی به صحن مطهر رسیدیم، به دفتر آستانه مقدسه رفتم و بعد برای اینکه وضع را ببینم، روی بام مقبره های صحن بزرگ رفتم.

از آنجا می دیدم چنان صحن و بیرون صحن مملو از جمعیت است که واقعاً ذره ای فاصله در بین مردم نیست.

شهرستان قم تا آن روز چنان جمعیتی به خود ندیده بود ، از همه طبقات بودند، ولی همانطور که گفتم از کثرت جمعیت و حالت سوگواری که همگان داشتند، کسی به کسی نبود.

رحلت آن مرحوم که پیشوای دین حدود یکصد میلیون شیعه جهان بود، ضایعه ای دردناک بود که پس از رحلت مرحوم آیت الله اصفهانی نظیر نداشت.

  

                     پایان زندگانی هر کس به مرگ اوست          جز مرد حق، که مرگ وی آغاز دفتر است


محبوبیت عمومی

آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی  نقل می کنند:

« ایشان در میان عموم طبقات محبوبیت داشت. خارج و داخل، شیعه و سنی، همه و همه به او احترام می گذاشتند. این محبوبیت مخصوصاً در زمان فوتشان نمایانتر بود.

 هنگامی که خبر رحلت آن بزرگوار از طریق رادیو اعلام می شود، داروخانه داری، در پیش مشتریان، که در بین آنها خانم بدحجابی هم بوده است، حرف نامربوطی می زند. زن بی حجاب وقتی توهین به مرجع شیعیان را می شنود، به شدت ناراحت می شود و با لنگ کفش به دهان داروخانه دار می زند که دهان داروخانه دار مجروح می شود. »

 « نه تنها شما شخصیتی را از دست داده اید، بلکه جهان فردی را که در مقابل فساد کل جهان بود را از دست داده است. »

لینک ثابت
درباره : بزرگان،علما،روحانیون،عرفا ,
بازدید : 83
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : آیت الله سید حسین بروجردی , روحانی , مرجعیت ,
سید ابوالحسن اصفهانی

مرحوم آيت الله حاج سيد ابو الحسن اصفهانی رحمة الله عليه یکی از بزرگترين علما و مراجع شيعه در قرن اخير است که متجاوز از سی سال در رأس حوزه نجف از اساتيد بزرگ فقه و اصول بود و بعد از فوت مرحوم حائری و مرحوم نائينی زعامت و مرجعيت جهان تشيع به معظم له منتهی شد. در سال 1284 در یکی از قصبات اصفهان متولد شد و ابتدا چند سال در اصفهان مقدمات علوم و سطوح فقه و اصول را به پايان برد و سپس وارد حوزه عراق شد و سالها از کرسی درس آيات عظام: مرحوم سيد استاد، آخوند خراسانی، علامه یزدی، مجاهد شيرازی، و آقا شريعت اصفهانی به خوبی بهره مند بود و خود به درجه اجتهاد و استادی ارتقاء یافت. آيت الله اصفهانی یکی از مدرسين بزرگ حوزه نجف بود که پس ازفوت علامه یزدی حوزه درس او محل استفاده اعلام بزرگ و فضلای متعدد قرار گرفت. آيت الله اصفهانی مجتهدی اصولی، محققی مدبر، استادی کامل و دانشمندی جامع علوم فقهی بود. او عمری در حوزه نجف در کوران بحثهای مختلف علمی و فقهی قرار داشت و خود سرآمد اقران گرديد. مرحوم اصفهانی دانشمندی متقی و مجسمه ای از فضائل انسانی و معالم دينی و اخلاقی بود. اين پيکر تقوی و صبر و استقامت، از مسير علم و عبادت چنان پيشرفتی نمود که مورد توجه خاص اوليای خدا قرار گرفت و از امدادهای غيبی و توجهات خاصه بقية الله الاعظم ارواحنا فداه برخوردار گشت، و از او در دوران زعامت و سرپرستی کرامات و عجايبی مشاهده شد که مسلما مورد توجهات باری تعالی و ولی امر او بوده است.

 نوشته اند معظم له در موارد لزوم ضمن تماس با سرور انس و جان نارسائيهای حوزه و حوايج ضروری جهان تشيع را مرتفع می ساخت. مرحوم آيت الله اصفهانی را دولت انگليس با مبالغی زياد قصد داشت استعمار کند. سفير آنها به اتفاق نوری سعيد تقاضای ملاقاتی درخلوت به او پيشنهاد نمود نپذيرفت.آخر الامر سفير به اتفاق نوری سعيد وارد جلسه عمومی که آيات و شيعيان در حضور آقا بودند به خدمت رسيد و ضمن سخنانی مزورانه چکی سنگين از طرف دولت متبوع خود تقديم آقا نمود. مرحوم اصفهانی آن چک را با مبالغی زيادتر (جهت هزينه مسلمانان و شيعيان مستضعف و مستمندانی که همه توان خويش را به اضافه عزيزان خود در جنگهای بين الملل از دست داده بودند) به سفير و نوری سعيد مسترد داشت و فرمود اگر داشتيم (مبسوط اليد بوديم) خيلی بيش از اينها در راه اسلام و مسلمين مصرف می نموديم. سفير در مراجعت از خانه آقا، گفته بود ما خواستيم او و پيروان او را بخريم! اما او ما و دولت انگليس را خريد!! جهانيان زعما و سران مختلف ممالک و مذاهب را با زعمای شيعه مقايسه نمايند و خود قضاوت کنند!! آنگاه پی به حقانيت اسلام و تشيع سرخ علوی که در رأس آن پيامبر بزرگ اسلام و علی و اولادش عليهم السلام بازو به بازو با اقيانوس علوم تشريعی (و تکوينی) ايستاده و خونها داده اند خوب بنگرند! و قضاوت نمايند!! و سپس به حقيقت و روح اسلام پی ببرند.

مرحوم آيت الله اصفهانی عمری طولانی در راه خدمت به اسلام و مسلمين به خوبی پيش رفت و خود وسيله نجات بود و وسيلة النجاتی نيز جهت عمل مقلدين به رشته تحرير برد و فضلا و دانشمندانی به جهان تشيع تحويل داد. فرزند عالم و مجتهد او سيد حسن موسوی اصفهانی را بعد از نماز مغرب در حضور آقا به دستور استعمارگران و نوکران ابله سربريدند و او که در مقابل خدا بود خم به ابرو نياورد. معظم له که خواستار رضای خدای متعال و بقای اسلام عزيز بود بعد از مدتی قاتل ابله را نيز پيامبر گونه بخشيد. مرحوم آيت الله اصفهانی سالها از دست استعمارگران و نوکران داخلی آنها در رنج بود و مدتی تبعيدی کشيد و از دست ددمنشان منافق ناراحتيها و آزارهای روحی ديد ولی تحمل می فرمود. و در عين حال که از رنج مسلمين و شيعيان غافل نبود، خود عمری ايستاد و در راه انجام وظائف و ابلاغ رسالت خويش کوتاهی ننمود، و سرانجام در ششم ذيحجه سال 1365 روانش از زندان تن آزاد شد و به لقای حق نائل گرديد و در کنار صحن مرتضوی مدفون شد. با مرگ او همانگونه که به یاد داريد جهان اسلام و تشيع به ماتم عظيمی فرو رفت که فقدان اين گونه افراد ثلمه ايست بر پيکر اسلام که لایسدها شیء. یادآوری: بعد از مرحوم آيت الله العظمی اصفهانی رحمة الله عليه، با آنکه به مراجع و آياتی بزرگ بر می خوريم، اما سرانجام زعامت و مرجعيت جهان تشيع به مرحوم آيت الله بروجردی منتهی شد. روان همگان شادتر باد.

منبع : آوینی دات کام

لینک ثابت
درباره : بزرگان،علما،روحانیون،عرفا ,
بازدید : 99
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : سید ابوالحسن اصفهانی , روحانیون , مراجع ,
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات : 47

قالب وبلاگ